رییس جمهور آمریکا گفت ایران باید تسلیم بشود! بحث غنیسازی و صنعت هستهای نیست، بحث تسلیم ایران است! خب این حرف برای دهان رئیس جمهور آمریکا خیلی بزرگ است...
این اظهار او یک حقیقت را لو داد! آمریکاییها از اول انقلاب با ایران اسلامی مشغول معارضه هستند، پنجه میافکنند، هردفعه هم یک بهانهای دارند! اما باطن قضیه یک چیز بیشتر نیست و او تسلیم ایران است.. قبلیها نمیگفتند این را چون قابل قبول نیست، لذا این را زیر عناوین دیگری پنهان میکردند، این شخص آن را لو داد! که آمریکاییها فقط به تسلیم ایران راضی میشوند و نه به کمتر از او...
چنین اتفاقی هم هرگز نخواهد افتاد!
ملت ایران ملت بزرگیست..
ایران دارای تمدن کهنی ست!
آیت الله خامنهای
۵ تیر ۱۴۰۴
چند خط زیر از کتاب "ابوالمشاغل" ازمرحوم نادر ابراهیمی انتخاب شده است که یکی از بهترینِ نوشته های اوست.
روزی، در مجلس ختمی، مرد متین و موقری که در کنارم نشسته بود و قطره اشکی هم در چشم داشت، آهسته به من گفت: آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟گفتم: خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا، در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند. حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت: بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند... حقیقتا چه خوب آمد و چه خوب رفت...
گفتم: این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن. با این صفات خالی از صفت که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به خاطر حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند و رنج می کشند... و این بیچاره ها که با دشمن، دشمنی می کنند و با دوست دوستی، دائما گرسنه اند و تشنه، چرا که آب و نان شان را همین کسانی خورده اند و می خورند که زندگی را "بیشرمانه مردن" تعریف می کنند. آخر آدمی که در طول هفتاد سال عمر، آزارش به یک مدیر کلّ دزد منحرف، به آدم بدکار هرزه، به یک چاقو کش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟ آدمی که در طول هفتاد سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته،پسِ گردن یک گران فروش متقلب نزده،و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار خودباخته ی وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت تطبیق می کندو به چه درد این دنیا می خورد؟ آقا ی محترم!ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر زندگی و بر آینده نداشته باشد. ما آمده ایم که با دشمنان آزادی دشمنی کنیم و برنجانیم شان، و همدوش مردان با ایمان تفنگ برداریم و سنگر بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقت عشق بجنگیم. ما امده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود... ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...
گمان می کنم که آن آقا خیلی وقت بود که از کنارم رفته بود، و شاید من هم، فقط در دل خویش سخن می گفتم تا مبادا یکی از خویشاوندان خوب را چنان برنجانم که در مجلس ختمم حضور به هم نرساند...
حاج محمود کریمیبخش چهارم - زمینه (در روح و جان من) - حاج محمود کریمی.mp3
زمان:
حجم:
11.9M
در روح و جان من، میمانی ای وطن🇮🇷
نوحه دیروز حاجمحمودکریمی
📌عبادت کنندگان ۳ دسته اند
گروهی از از آنها از ترس جهنم خدا را عبادت میکنند که این عبادت بردگان است .
گروهی از شوق بهشت خدا را عبادت میکنند که این عبادت اجیران است
و عده ای از روی محبت و شوق خدا را عبادت میکنند که این عبادت آزادگان و برترین نوع عبادت است .
.
امام صادق (ع)
بحارالانوار. ج۶۷.ص۲۳۶
گفتند: «چونی؟»
گفت: «چگونه باشد کسی که بامداد برخيزد
و نداند که تا شبانگاه خواهد زيست يا نه؟»
- تذکرة الاولیاء
« ما بَهرِ وصل، سعی و تلاشی نمیکنیم
ما را خدا برای فراق آفریده است... »
-فخاریان
از چند سال پیش که اوایل نوجوانی بودم تا الان که دارم نوجوانی را ترک و پا به عرصه جوانی میگذارم. همیشه یکی از دغدغه هایم کار تشکیلاتی بود . کاری که چند تا نوجوان پانزده ساله بر عهده بگیرند و بزرگ تر ها فقط نگاه کنند .
همیشه هیئت نوجوانان آرزویم بود هیئتی که مسائل و دغدغه های نوجوان را بیان کنند و مستمر باشد .
هیئتی که اگه یکی از کودکان نادانمان صدایش انداخت در گلویش بزرگ تر ها با توپ تشر پاسخ ندهند به جایش رفیقانش آرام بهش تذکر دهند .
امروز اتفاقی داشتم در خیابان دانشگاه قدم میزدم که یهو یادم آمد که" مسجد امام صادق" هیئت نوجوانان دارد ، و سخنرانش هم استاد ابراهیمی از مربیان بینهایت شو و دغدغه نوجوانان دارد .
رفتم داخل ، قبل از هیئت بچه ها مشغول بگو و بخند و جنب جوش بودند که اقتضای سن شان است و موقع زیارت عاشورا همه به صف نشتند همهمه آرام شده بود ولی تمام،نه .
استاد ابراهیمی رفت بالای منبر و شروع کرد، و متقابلا با بچه شوخی میکرد . بحث خوبی را شروع کرده که مربوط به همین سن بود .
استاد ابراهیمی کم کم وارد روضه شد ، هنوز در مقدمه بود که داد بچه ها شروع شد ، تاکید میکنم در مقدمه روضه حضرت زینب(س) اکثر بچه های با سوز داد میزدند.
مداحی آمد بالا تقریبا ۱۸.۱۹ سالش بود و الحق و انصاف دم خوبی گرفت و بچه های هم شعر را حفظ بودند و خوب جواب میدادند ...
پ.ن.کاش امثال این هیئت ها زیاد شوند تا نوجوان بازیگوش هم پناهی برای روضه داشته باشد
۴محرم ۱۴۴۷
۹تیر ۱۴۰۴
مشهد مقدس مترو مفتح