هدایت شده از آهوها باز میگَردند.
ای صاحبِ ذوالفقار، چه کسی باور میکند دستهایی که هیبتشان خواب از چَشمان دشمن میگرفت، روزی برای آرامکردنِ دلِ فاطمه، برای مرهم پهلوی شکستهاش و کودک پرپر شدهاش، جز مهر و دعا کاری از آنها برنیاید؟ و بهراستی، خود نیز عاجز بودی که بعد از به خاک نشستن چادر فاطمهات، نیمههای شب، به چادر سیاه چاه پناه میبردی...
هدایت شده از Why am I me?
«تقدیمی»
اگه یه ایستگاه رادیویی بودید، دقیقا چجور محتوا و موقعیتی داشتید و مخاطب ها کی بودن؟
تگ هاتون رو بفرستید توی اتاق انتظار
ظرفیت؟
هدایت شده از ناشناس 焚
📫 پیام ناشناس جدید
ببین بخدا دیگه روانی نمونده واسم چرا باید روحم در کالبد یک انسان ظاهر میشد که اینجوری از هرلحاظ پارگی رو حس کنم؟
همکلاسی های عقبموندم یه طرف امتحانا یه طرف جنگ یه طرف وای خسته شدم حتی وقت ندارم یه قسمت از انیمه یا یه صفحه از کتابمو ببرم جلو کاش کابل برقی چیزی بودم