هدایت شده از ناشناس 焚
📫 پیام ناشناس جدید
ببین بخدا دیگه روانی نمونده واسم چرا باید روحم در کالبد یک انسان ظاهر میشد که اینجوری از هرلحاظ پارگی رو حس کنم؟
همکلاسی های عقبموندم یه طرف امتحانا یه طرف جنگ یه طرف وای خسته شدم حتی وقت ندارم یه قسمت از انیمه یا یه صفحه از کتابمو ببرم جلو کاش کابل برقی چیزی بودم
هدایت شده از Why am I me?
Pale Silence
یه ایستگاه رادیویی شبیه روز آفتابی بعد از یه شب برفی همچی آروم و روشن به نظر میرسه ولی کسی از سرمای شب قبل خبر نداره. گویندش بین گربه ها مطالعه های اجباری و گذروندن زندگی در رفت و آمده. لچیزی از پشتصحنه نمیگه و یه کلبه کوچیک داره که ازش برنامه های ساده پخش میکنه. مخاطب ها وسط یه پشت بومبرفی نشستهن و دارن گوش میدن، هر کدوم داستان های متفاوتی هستن