eitaa logo
مَأمَن‌دِل
25 دنبال‌کننده
26 عکس
22 ویدیو
0 فایل
آغاز شد حیات ما با پناهی چو او...[الله] . "الله وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِن الظُّلُماتِ إِلَی النُّور" بقره۲۵۷ . . و او می‌داند ما جزء خدا و خاندان او مأوایی نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
تمام شد حبیب و زهیر جوان رشیدِ حسین، علی‌ِاکبر عباسِ‌دلاورش، شیرِحرمش قاسمش،علی‌ِاصغرش پسرانش رفتن مانده بود آرام‌جان‌خواهر که ناگهان زمین و زمان لرزید و قلب عمه سادات هزاران تکه شد و امان از دل خواهر داغدیده... اما برای زینب چیزی تمام نشد حال زینب باید پرستار تن بیمار زین العابدین،جوان‌ِیادگار برادرش باشد حال زینب مانده و یک دشت غم و اندوه عمه زینب مانده و یک دشت بلا و کودکان ترسیده و زخمی،رقیه بی تاب پدر زینب است و زنان بی طاقتِ گریان که همسران و فرزندانشان را فدای پسر فاطمه کرده بودند و مگر همه ی زنان کاروان کربلا رباب و لیلا و سکینه بودند که صبر ریشه دوانده باشد در وجودشان؟! و اگر قافله سالاری،روحیه و استواری علی وارانه دخت امیرالمومنین نبود کربلا در کربلا می‌ماند
عصرده‌محرم۶۱هجری
مَأمَن‌دِل
دلتنگم‌ودیدارتودرمان‌من‌است
مولانا
مَأمَن‌دِل
دلتنگم‌ودیدارتودرمان‌من‌است ″مولانا″
یک ماهی است قلبش بی قرار است انگار چیزی گم کرده است هرچه می‌کند تسکین دلش را در دنیای اطرافش پیدا نمیکند هیئت رفته اشک ریخته اما باز چیزی آن اعماق دلش ساز ناکوک میزند ناگهانی صدایی در ته قلبش ندا میدهد تو دلتنگی دلتنگ شهری که خودش دنیایی است دلتنگ دنیایی که تا به الان فقط در خیالت بین الحرمینش را،ضریح شش گوشه اش،حرم عمو عباس را دیده ای.. تمام دل‌نگرانی هایش شده نکند به کربلا نرسد اگر نرسد گویی دنیایش به آخر رسیده تمام زمزمه لبانش در این یک ماه شده خواستن دیدار دنیای شیرینی که از وقتی عاشق شد تمام روزهایش با خیال آن گذشته است نگران است نرسد و نبیند برق گنبد سید الشهدا و حرم علمدار کربلا را مَأمَن‌دِل
این همه سال بارها و بارها محرم و صفر رو پشت سر گذاشتم روضه پدر و عمو عباس دلاورتون رو روضه برادران غیورتون رو پسر عموی تازه نوجوونتون رو با جون و دل شنیدم پای تک به تکشون اشک ریختم اما هیچی شما نمیشه هیچ روضه ی شما نمیشه،[دخترنازدونه‌ارباب‌ِمن] اسم شما که میاد اول یه لبخند میشینه رو لب و بعد یه بغض عجیبی که اگر هر روز و هر ساعت و ثانیه گریه کنم همراه دل زخمی من می‌مونه قصه پر غصه شما پر از دردی که یه دختر خوب می‌فهمه رقیه خاتون،عزیز دلِ پسر امیرالمومنین شما شدی مرهم این دل شکسته شدی مخزن اسرار من شدی درمان دردی که هیچ دوایی نمیشه مرهم براش شما بشو واسطه بین من و اباعبدالله و خدای مهربون اباعبدالله،شما که نازدونه پدری خانم رقیه خودت که حالم رو میبینی؟ دستم رو که رها نمیکنی؟ مَأمَن‌دِل
آقای اباعبدالله سلام..! خوب می‌دونید حسود نیستم سعی کردم به چیزی و کسی حسودی نکنم اما بارها شده سر یه چیزی شدم حسود ترین آدم دنیا خودتون خوب میدونید سر چی بوده و به چه کسایی بوده وقتی یه نفر رو دیدم داره تک تک کاراشو ردیف می‌کنه که بیاد تو اغوش گرمتون بره خونهِ‌پدری خونهِ‌امن امیرالمومنین نجف وقتی قدم هاشو محکم و با اشک شوق بر میداره تو مشایه تا بیاد کنار حرم شما و علمدار تمام دردا و غماش رو با شما بگه از شما مدد بخواد تا سیاهی های نشسته تو وجودش رو با شما که کشتی نجاتی به سفیدی تبدیل کنه اونجا میشم حسود ترین آدم عالم اشک میشینه تو چشمام که ای دل غافل بازم جاموندی که... عزیزترین‌ِحبیبهِ‌خدا پس کی آرامش صحن و سرای تو میشه سهم دل شکسته ما؟ مَأمَن‌دِل
مَأمَن‌دِل
نور
این روزها ماه برایم یادآور ماه ترین ماه جهان است امسال هم نشد که بشم زائر باوفاترین برادر دنیا و آقا امام حسین(ع) بماند به نیت ابوالفضل با وفای عمه زینب،[قمر بنی هاشم] [
۱۶صفر۱۴۴۷
]
تودل‌یه‌مزرعه‌یه‌کلاغ‌روسیاه‌هوایی‌شده‌بره‌پابوس‌امام‌رضا من‌که‌توی‌سیاهیاازهمه‌روسیاه‌ترم‌میون‌اون‌کبوتراباچه‌رویی‌بپرم امام‌رضا
خانه‌امن‌پدری