12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باز هم یک اجرای بی نظیر دیگه از پسرای عزیزمون😍😍
👏تبریک به همه پدر و مادرهایی که همچین گل های زیبایی رو پرورش داده اند.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پشت و پناه همتون عزیزان🤲
══✼🍃🌸🍃✼══
عضویت در کانال های ارتباطی دارالقرآن الزهرا سلام الله علیها 👇
ایتا : eitaa.com/Azzahraqr_ir
روبیکا: Rubika.ir/Azzahraqr_ir
بله: ble.ir/Azzahraqr_ir
وب سایت: www.azzahraqr.ir
⌝ پناه آخـــر ⌞
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮ #وقایع_آخرالزمان ╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯ 🔻 قسمت اول🔻 بازار داغ علائم و حاشیه های آ
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮
#وقایع_آخرالزمان
╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯
🔻 قسمت دوم🔻
{ فواید علائم ظهور }
علائم و 🔍نشانه های ظهور دست کم در این ۲ موضع می توانند ثمر بخش باشند:
━━━━ ✦
١_جایی که مردم به دلیل کم کاری متصدیان امر تبلیغ، یا به دلیل غفلت، از این مسائل بی اطلاع باشند.
━━━━ ✦
۲_آنجایی که به دلیل 😥گرفتار شدن در دام شبهات، جو سازی جبهه باطل و پیچیدگی شرایط، نتوانسته باشند بر اساس معیارهای صحیح به هدایت برسند.
مثلا پیامبر از عمار به عنوان #علامت_جبهه_حق یاد کرد و فرمود:
«بدانید گروهی که عمار را می کشند، جبهه باطل است»
و به مسلمانان فهماند که هرگاه در فضای فتنه، از شناخت حق و باطل ناتوان شدند، با توجه به این
📍علامت، حق و ناحق را
بشناسند.✨✔️
| عیون اخبارالرضا، ج۱، ص۶۸ |
━━━━ ✦
⚠️ هشدار !
آنان که می خواهند منتظر بمانند تا سفیانی، یمانی و خراسانی قیام کنند
و بعد بفهمند باید چه کنند،
مانند کسانی اند که تا عمار به مسلخ نرود و کشته نشود، حق را تشخیص نمی دهند! ✖️
و به راستی چقدر تفاوت است میان کسانی که «پیش از شهادت عمارها با تکیه به دلایل و شاخصه های دین، می دانند علی بر حق است» با آنهایی که «تا خون سرخ عمار بر زمین نریزد، بیدار نمی شوند»!
━━━━ ✦
{ تاملی نو در 🔍نشانه های
💥ظهور }
قسمت سوم در پُست بعدی....
|⌞ @azzahraqr_ir
@PanahaAkhar ⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮
#سه_دقیقه_در_قیامت
╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯
🔻قسمت سی و چهارم🔻
آخر شب وقتی به سمت منزل می آمديم، از يك كوچه باريك و تاريك عبور می كرديم.
از همان بچگی شيطنت داشتم. با برخی از بچه ها زنگ خانه مردم را می زديم و سريع فرار می كرديم!
يك شب من ديرتر از بقيه دوستانم از مسجد راه افتادم.
وسط همان كوچه بودم كه ديدم رفقای من كه زودتر از كوچه رد شدند، يك چسب را به زنگ يك خانه چسباندند! صدای زنگ قطع نميشد.
يكباره پسر صاحب خانه كه از بسيجيان مسجد محل بود، بيرون آمد.
چسب را از روی زنگ جدا كرد و نگاهش به من افتاد. 😒
او شنيده بود كه من، قبلا از اين كارها كرده ام، برای همين جلو آمد و مچ دستم را گرفت و گفت: 🤨 بايد به پدرت بگويم که چه كار ميكنی! هرچی اصرار كردم كه من نبودم و... بی فايده بود. او مرا به مقابل منزلمان برد و پدرم را صدا زد.
آن شب همسایه ما 🎊عروسی داشت. توی خیابان و جلوی منزل ما شلوغ بود. پدرم وقتی این مطلب را شنید خیلی 😡عصبانی شد و جلوی چشم همه، حسابی مرا کتک زد. اين جوان بسيجی كه در اينجا قضاوت اشتباهی داشت، چند سال بعد و در روزهای پايانی دفاع مقدس به شهادت رسيد.
این ماجرا ماجرا و کتک خوردن به ناحق من، در نامه اعمال نوشته شده بود. به جوان پشت میز گفتم: من چطور باید حقم را از آن شهید بگیرم؟ او در مورد من زود قضاوت کرد. او گفت: لازم نيست كه آن شهيد به اينجا بيايد. من اجازه دارم آنقدر از گناهان تو ببخشم تا از آن شهيد راضی شوی.
بعد يكباره ديدم كه صفحات نامه اعمال من ورق خورد! گناهان
هر صفحه پاك ميشد و اعمال خوب آن می ماند. خيلی 😍 خوشحال شدم. ذوق زده بودم. حدود يكی دو سال از اعمال من اينطور طی شد. جوان پشت ميز گفت: راضی شدی؟ گفتم: بله، عالی است. 😍
البته بعدها پشيمان شدم. چرا نگذاشتم تمام اعمال بدم را پاك كند!؟
اما باز بد نبود. همان لحظه ديدم آن شهيد آمد و سلام و روبوسی
كرد. خيلی از ديدنش خوشحال شدم. گفت: با اينكه لازم نبود، اما گفتم بيايم و حضوری از شما حلالیت
بطلبم. هرچند شما هم به خاطر كارهای گذشته در آن ماجرا بی تقصير نبودی. 😁
🌱 ادامه دارد...
|⌞ @azzahraqr_ir
@PanahaAkhar ⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮
#سه_دقیقه_در_قیامت
╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯
🔻قسمت سی و پنجم🔻
قرآن
در ميان دوستان ما جوان فوق العاده پر استعدادی بود که در نوجوانی حافظ و قاری قرآن شد و برای بسياری از بچه های محل الگو گرديد.
از لحاظ درس و اخلاق از همه بهتر بود و خيلی از بزرگترها به ما می گفتند: كاش مثل فلانی بوديد. اين پسر به دنبال مفاهيم قرآن رفت، در شانزده سالگی يك استاد كامل شده بود.
در جلسات هفتگی مسجد، برای ما از درس های قرآن می گفت و در جوانانی مثل من، خيلی تأثير داشت.
دوران دبيرستان تمام شد، او به دانشگاه يكی از شهرها رفت و ما هم استخدام شديم.
ديگر از او خبر نداشتم.
گذشت تا اينكه در آن وادی، يكباره ياد او افتادم. البته به ياد قرآن افتادم. چون ديدم برخی از كسانی كه در دنيا با قرآن مأنوس بودند و به آن عمل می کردند چه جايگاه والایی داشتند.
آن ها همينطور آيات قرآن را می خواندند و بالا می رفتند. اما بر خلاف آن ها، قاريان و كسانی كه مردم، آنها را به عنوان حافظ و عامل به قرآن می شناختند، اما اهل عمل به دستورات قرآن نبودند، در عذاب سختی گرفتار بودند.
به خصوص كسانی كه برخی حقايق قرآنی در زمينه مقام اهل بيت (ع) و پيروی از اين بزرگواران را فهميده بودند، اما در عمل، در مقابل اين واقعيت های دينی موضع
گرفتند.
من يكباره دوست قرآنی دوران نوجوانی ام را در چنين جايگاهی ديدم. جايی در جهنم براي او آماده شده بود كه بسيار 😱وحشتناك بود. خداوند قسمت كسی نكند، چنان ترسی داشتم كه نمی توانستم سؤالی
بپرسم، اما با يك نگاه دقيق، كل ماجرا را فهميدم. 🙂
🌱 ادامه دارد...
|⌞ @azzahraqr_ir
@PanahaAkhar ⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮
#سه_دقیقه_در_قیامت
╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯
🔻قسمت سی و ششم🔻
او با اينكه بسياری از حقايق قرآنی را فهميده بود، اما به خاطر روحيه راحت طلبی و تحت تأثير برخی اساتيد كه بحث يكسان بودن اديان را مطرح می كردند، دين خودش را تغيير داد!!
دوست قرآنی من، با آنكه راه درست را می شناخت، اما با تغيير دين، راه جهنم را برای خود هموار كرد. او حتی در زمينه گمراهی برخی جوانان محل، مجرم شناخته شد. 😥
چرا كه الگويی برای آن ها شده بود و خبر تغيير دين او، واكنش های بدی در بين جوانان ايجاد كرد.
البته اساتيد او هم در اين گمراهی و در آن جايگاه جهنمی با او شريك بودند.
از ديگر موقعيت هايی كه در جهنم و در نزديكی او مشاهده كردم، نحوه عذاب برخی افراد بود كه من از سابقه ايمان و انقلابی بودن آن ها مطلع بودم!
مثال جايی را ديدم كه شبيه يك سطح معمولی بود، وقتی خوب دقت كردم ديدم اين سطح، پر از نوك شمشير يا نيزه است! اصلا نميشد آنجا راه رفت! يعنی شبيه پشت جوجه تيغی بود. بعد ديدم كسی را از دور می آورند.
پاهايش را بسته بودند، او را سر و ته
آويزان کرده و بدنش را روی
اين سطح می كشيدند. فريادهای او دل هر كسی را به لرزه می انداخت. 😱 تمام بدنش زخمی بود.
كمی آن طرف تر را نگاه كردم، يك استخر پر از مواد مذاب بود.
مانند آنچه از ☄آتشفشان ها خارج می شود! يك سينی گرد، با قطر حدود يك متر در وسط آن قرار داشت و شخصی روی اين سينی نشسته بود. هر چند دقيقه يكبار، اين شخص تعادل خود را از دست داده و داخل مواد مذاب می افتاد، بعد تلاش می كرد و به روی اين سينی بر می گشت!
كمی كه دردهای بدنش بهتر ميشد دوباره همين ماجرا تكرار ميشد. واقعاً وحشت كردم. 😓
من اين افراد را شناختم و گفتم: اين ها كه خيلی برای اسلام و انقلاب زحمت كشيدند، فقط در چند مورد...
نگذاشتند سخن من تمام شود و ماجرای طلحه و زبير را به ياد من آوردند، كسانی كه در صدر اسلام و در جوانی، برای خدا و اسلام بسيار زحمت كشيدند، اما سرانجام در مقابل اسلام واقعی قرار گرفتند و فتنه های بزرگی ايجاد كردند. 🤯
🌱 ادامه دارد...
|⌞ @azzahraqr_ir
@PanahaAkhar ⌝|
╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮
♥️ #پندانه
╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯
راه جــدایی و رهـایی از این همـه
همـه واهمــه ها و بیهـوده گفـتنها
و دوری از فـــتنه ها یڪـــ چـــیز
بیشـــتر نیـــست↶↶↶
◄ دوری از #گـــــــناه
◄ دوری از #گـــــــناه
◄ دوری از #گـــــــناه
{ آیت الله خوشوقت }
|⌞ @azzahraqr_ir
@PanahaAkhar ⌝|
══✼✨🌃✨✼══
•| #حرف_امشب، بعضی از قیافه های قشنگ نشون دهنده قلب پاک
نیست. |•
شبتون بخیر ☕️
══✼✨🌃✨✼══