╭┈┈┈┈┈┈┈┈╮
♥️ #پندانه
╰┈┈┈┈┈┈┈┈╯
وقتی✨خــــــدا را
بیش از هرچیز
💕 دوست داشتی
جشن بگیر 🥳
| مؤمن | شدنت را
{ آیت الله بهجت (ره) }
|⌞ @azzahraqr_ir
@PanahaAkhar ⌝|
══✼✨🌃✨✼══
•| #حرف_امشب، آدما فقط بر اساس
درک خودشون همه چیز رو
می بینن ، پس یک بار توضیح دادی
کافیه. ✔️ |•
شبتون بخیر ☕️
══✼✨🌃✨✼══
「」
بسم رب الشهداء و الصدیقین
ــــــــــــــــــ♥️ـــــــــــــــــــ
شهید مدافع حرم محسن حججی
ــــــــــــــــــ♥️ـــــــــــــــــــ
{ 📝 زندگینامه: }
🕊 شهید محسن حججی
ظهر ۲۱ تیر ماه سال ۷۰ در
نجف آباد اصفهان 👼🏻متولد شد.
مادرش به نیت فرزند سقط شده حضرت زهرا (س) نام او را محسن گذاشت. 🥺
او سومین فرزند خانواده بود.
بردار بزرگش حسین نام داشت و خواهرانش فاطمه، زهره و مریم که همبازی کودکی هایش بودند....🌱
━━━━ ✦
{ 👨👩👧👦 خوانواده }
پدرش محمدرضا در ابتدا بنا بود.
بعد ها تاکسی خرید. در جبهه حضور فعال داشت.
مادرش زهرا پور مختار هم از خانواده مومنی بود. او در زمان بارداری پسرش دو سه بار ختتم قرآن کرد و نام پسرش را به نیت فرزند سقت شده حضرت زهرا محسن گذاشت. 🥲
جد پدری اش (پدربزرگ پدر شهید) شیخ ابوالقاسم پای درس اساتید بزرگ نشته بود؛ امام جماعت بود و در مسجد درس مکاسب و قرآن می داد. تمام پسرانش روحانی بودند. برادر ایشان حاج شیخ احمد بنیان گذار
حوزه ی علمیه نجف آباد است.
━━━━ ✦
{ 📃 تحصیلات }
شهید حججی در دبیرستان، رشته ی کار و دانش را انتخاب می کند، هنرستان شهدای فرهنگی نجف آباد، رشته برق💡
دانشگاه ورودی سال ۸۷ قبول می شود؛ مرکز آموزش علمی کاربردی علویجه ی اصفهان، در رشته ی تکنولوژی کنترل.
فوق دیپلمش را که می گیرد،
درس را کنار می گذارد و می رود
به 🪖سربازی.
━━━━ ✦
{ #شهید_محسن_حججی }
「」
بسم رب الشهداء و الصدیقین
ــــــــــــــــــ♥️ـــــــــــــــــــ
شهید مدافع حرم محسن حججی
ــــــــــــــــــ♥️ـــــــــــــــــــ
{ 📝 زندگینامه: }
{ ازدواج 💍💍 }
در دوران مدرسه شهید حججی از طرف موسسه شهید کاظمی به اردوی راهیان نور می رود. بعد از برگشت جذب موسسه می شود. پدرش هم با دیدن مدیر موسسه و بچه های آنجا رضایت می دهد. (۸۵/۱۲/۱۷ تاریخ ورود به موسسه).
بعد از برگشت از 🪖سربازی با
🧕🏻خانمی آشنا شد که در موسسه
شهید کاظمی فعالیت داشت.
محسن به همراه دوستش در کتاب شهر مسولیت نمایشگاه کتاب را به عهده داشت.
خانم زهرا عباسی در غرفه ی خواهران کار می کرد که محسن دلبسته ی او شد.💕
شهید حججی قضیه را با مادرش در میان گذاشت و پدر او هم به خاطر اعتمادی که به پسرش داشت برای او به خواستگاری می رود. 💐
خانواده عباسی تنها دو دختر دارند و همان اول پدر خانم محسن شرط می کند که دامادش باید مثل پسرش باشد.
مادر زهرا هم در کتاب شهر او را
می بیند و به وصلت شان رضایت
می دهد. 🎊
شهید حججی در تاریخ ۹۱/۸/۱۱
در سن ۲۱ سالگی با این خانم ازدواج
می کند. 💍💞
━━━━ ✦
{ #شهید_محسن_حججی }
「」
بسم رب الشهداء و الصدیقین
ــــــــــــــــــ♥️ـــــــــــــــــــ
شهید مدافع حرم محسن حججی
ــــــــــــــــــ♥️ـــــــــــــــــــ
{ 📝 زندگینامه: }
{ 🛫 اعزام اول به سوریه }
شهید حججی دوبار به سوریه اعزام
شد ، دفعه اول در سال ۱۳۹۴ اعزام می شود. آن هم با کلی 🤲🏻 دعا و
🥺 التماس و دنبال کار دویدن!
اما از قضیه اعزام و 😭 گریه هایش برای جاماندن فقط همسرش خبر داشت، البته پدر خانم و مادر خانمش هم بعداً در جریان قرار می گیرند.
شب قبل از 🛫 اعزام به خانه ی پدرش رفت و به مادرش گفت که ماموریت دارد به رزمایش دوماهه برود ؛ رزمایش لب مرز است و گوشی هایشان را می گیرند برای همین فقط مدتی که تهران است می تواند زنگ بزند. موقع خداحافظی در گوش پدرش گفت که قرار است به سوریه اعزام شود. پدر، مات و مبهوت خودش را کنترل می کند که کسی بو نبرد. 🙂
در اعزام اول به سوریه به خاطر برخورد موشک به تانک شان کمی از دست او که سپر صورت می کند می سوزد و در اثر موج انفجار از شنوایی اش هم کم می شود .
━━━━ ✦
محسن حججی یک شبهنظامی ایرانی گروه مدافع حرم بود که در مرداد ۱۳۹۶ در عملیاتی در گذرگاه مرزی الولید —منطقهٔ مرزیِ بین سوریه و عراق — توسط نیروهای داعش به اسارت درآمد و پس از دو روز به وسیلهٔ بریدن سر
به قتل رسید...💔
━━━━ ✦
{ #شهید_محسن_حججی }
علی ظهربیانپیش به سوی شهادت.mp3
زمان:
حجم:
13.2M
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈
ماجرای سفر شهید محسن حججی، به مشهد و اعزام دوباره به سوریه
━━━━ ✦
شهید محسن حججی: به پسرش وصیت کرد و گفت: پسرم خیلی دوستت دارم اما...
{ #شهید_محسن_حججی }
「」
موقع 👋🏻خداحافظی دستی زدم روی شانهاش:
زود این 🌟ستارهها را زیاد کن که سرهنگ بشی 🥰
━━━━ ✦
گفت: ممد، آدم باید ستاره هاش
برای خدا زیاد باشه ، ستارهی سر شونه میاد و میره! 😊
━━━━ ✦
{ #شهید_محسن_حججی }
「」
توی نماز جماعت همیشه صف
اول می ایستاد🌱
همیشه توی جیبش مهر و
تسـ📿ــبیح تربت داشت.
گاهی وقتها که به هر دلیلی توی جیبش نبود، موقع نماز در حسینیه پادگان دنبال مُهر تربت می گشت؛ وقتی که پیدا
می کرد، این شعر رو زمزمه می کرد:
تاتوزمینسجدهای؛سربههوانمیشوم...
━━━━ ✦
یکبار قرار بود با بچه ها برویم
🏊🏻 موج های آبیِ نجف آباد.
سانس استخر از هشت شب شروع می شد تا دوازده . . .
به بچه های گروه پیام داد که: نماز رو چکار کنیم؟🤔 ساعت هشت و نیم اذانه... 😶
جواب دادم: تو بیا، بالاخره
یه کاریش می کنیم
گفت: شرمنده من نمازم رو می خونم بعدش میام... 😊
گفتم: همه باید سر ساعت هفت و نیم جلوی استخر باشن اگه دیر اومدی؛ باید همه رو 🍦بستنی بدی... !
قبول کرد نمازش را خواند و بعد هم
به عنوان جریمه همه را 🍦بستنی
داد :)
━━━━ ✦
اومد پیشم گفت:
جایی کار سراغ داری؟
گفتم: اتفاقا این قنادی که کار میکنم نیرو می خواد. نپرسید حقوقش چقدره، بیمه میکنه، یا حتی ساعت کاریش به چه شکله؟
او این ❣سوالش این بود:
موقع اذان میزاره برم نماز بخونم! 🙂
حقوق کمتر میگرفت اما موقع نماز
میرفت مسجد 😇!
━━━━ ✦
{ برادر ‼️ }
با هم رفتیم مسجد، بعد از نماز موقع بیرون آمدن، بچهای با سینی چای آمد استقبالشان. گفتم:«نمیخورم.»
محسن چشم غزه رفت که برادر!🤨
برداشتم و گفتم:«آخه تازه خورده بودم.» گفت:«اگر ده تا چایی هم خوردی،باید بازم برداری. شاید همه دارایی این آدم، همین چند تا چایی باشه. اگه نخوری شرمنده میشن
و اگه بخوری خوشحال.» 😊
━━━━ ✦
{ #شهید_محسن_حججی }
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
「」
خودتان را برای ظهور امام زمان (روحی له الفدا) و جنگ با کفار، به ویژه اسرائیل، آماده کنید؛ آن روز بسیار نزدیک است...
📝 فرازی از وصیت نامه
{ #شهید_محسن_حججی }