﷽؛
🥀 #گلبرگی_از_یاس
قسمت اول
🦋
مثل ابر بهار هر دو ،اشک می باریدند ...
گویی وداع آخر است، همین هم بود ...
⁉️ یکی از حاضران پرسیدند پیامبر خدا گریهتان برای چیست ؟
🔆 پیامبر خدا فرمودند:
گویا میبینم چه ستمها بر دخترم روا میدارند،
در حالی که او مرا به فریاد میخواند، ولی کسی او را یاری نمیکند .... 💔
🦋 پدر دست نوازش بر سر دختر مهربانش کشید ...
دختر با چشمهای بارانی گفت:
پدر جان، گریهم برای مصیبتهای خودم نیست ...
گریه فراق است و غم از دست دادن شما ... ❣
📚 بحارالانوار جلد ۴۳ صفحه ۱۵۶
🕯 #فاطميه
#پایگاه_صدیقه_طاهره
#حوزه_کوثر_اردستان
#ناحیه_مقاومت_اردستان
﷽؛
🥀 #گلبرگی_از_یاس
قسمت دوم
خانه لبالب از جمعیت شده بود ...
از مهاجر، از انصار ....
زن بود اما از همه مردها شجاعتر و بابصیرت تر ....
از سکوت این به ظاهر مردها، در برابر ظلمی که به علی علیهالسلام شده بود گله داشت ...
لبها را به ثنا خدا و درود بر پیامبرش گشود ..
"به خداوند سوگند شب را به صبح نرساندم، مگر اینکه از دنیای ظالمانه شما بیزارم ...
و بر مردنماهایتان خشمگین!
راستی چه زشت است کندی شمشیرها در برابر بیداد و ستم!
چه ناپسند، شوخی گرفتن سرنوشت دین و جامعه!
چه ناگوار، سر به سنگ خارا زدن و کار بیحاصل نمودن!
و چه دردناک، تباهی عقیدهها، انحراف اندیشهها و سستی ارادهها!"
📚 نسیم بهشت صفحه ۲۸۶
🕯 #فاطميه
#پایگاه_صدیقه_طاهره
#حوزه_کوثر_اردستان
#ناحیه_مقاومت_اردستان