قرار بود با هم فرداها رو ببینیم، نه اینکه یهو بشی یه خاطره تو ذهن و قلبم، نه اینکه یهو بشی بغض تو گلوم و اشک تو چشام.
قدر بدونید، قبل از اینکه دیر بشه.
قدر بدونید، قبل از اینکه دیر بشه.
قدر بدونید، قبل از اینکه دیر بشه.
قدر بدونید، قبل از اینکه دیر بشه.
قدر بدونید، قبل از اینکه دیر بشه.
قدر بدونید، قبل از اینکه دیر بشه.
حالا من موندمُ یه کنجِ خلوت
که از سقفش غریبی چکه کرده..
تلاطم های امواجِ جدایی
زده کاشونمو صد تکه کرده..
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من نمیدانستم معنیِ هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
اگه میدونستم آخرین دفعهای هست که بغلت میکنم؛ محکمتر، عمیقتر و طولانیتر به آغوش میگرفتمت.