هدایت شده از زیر سقف دنیا
- خانواده نقص دار.
- مسیر رشد کودکی سخت و تحقیر آمیز.
- احساسات شدید منفیِ درونی.
- حس ناتوانی.
- نا امیدی از استعدادها و تواناییها.
- خود رو لایق خوشبختی ندونستن.
این طرح مسئلهست. داره نشون میده که چه شرایطی به چه احساساتی منجر شده.
🔚 همونجاهایی که معمولاً ما حس همزادپنداری پیدا میکنیم. اونجایی که حس "آره خودشه" و اسکرین شات گرفتن فعال میشه.
هدایت شده از زیر سقف دنیا
بعد میگه ببین این شخصیت اصلی رو 👆🏻. دیدی توی چه جهنمی بود؟ دیدی توی چه نقاطی باهاش همزادپنداری میکردی و تو هم یک حسی رو باهاش شریک بودی؟
حالا شخصیت اصلی داره این کارها رو میکنه. این جملات رو میگه. این افکار رو داره. و در برابر اون احساسات و افکار منفی شدیدش این رفتارها رو میکنه. با این ریشههای فکری:
هدایت شده از زیر سقف دنیا
حالا که اطرافیانی دارم که دوسم دارن.
حالا که حمایت آدمها رو دارم.
حالا که کسی رو دارم که بهم باور داره.
حالا که یک نفر دوستم داره.
و ...
اشتباه نکنید.
در تأثیر شدید آدمها روی هم کوچک ترین شکی نیست.
مسئله اونجایی تلخ میشه که فقط آدمها اثرشون و فکرشون مهم بشه. و نقش خدا توی زندگی و افکار ما فراموش بشه.
هدایت شده از زیر سقف دنیا
داستان داره با سبک خودش راه حل میده.
به طور خلاصه میگه «حتی اگه توی جهنمی ترین حالت هم زندگی کردی و فکر میکردی هیچی نیستی و با کلی فکر منفی نسبت به خودت داشتی دست و پا میزدی، نا امید نشو. هنوز هم میتونی تغییر کنی. براش هیچوقت دیر نیست. فقط شروع کن به تغییر کردن و عوض کردن رفتار های اشتباه. حتی اگه این تغییر درد داشت، باز هم ادامه بده. تا از کسی که ازش متنفری و هیچ اعتماد به نفسی بهش نداری به کسی که میتونه کاری انجام بده تبدیل بشی.»
تو نگاه اول درسته. کاملا.
ولی وقتی به این نگاه میکنی، دو حالت ممکنه پیش بیاد:
۱. نگاه کنی به اطراف و بگی، من که کسی رو ندارم تا بهم اعتماد کنه، تا دوستم داشته باشه، تا نگاه من رو نسبت به خودم تغییر بده، تا بهم اهمیت بده. پس من نمیتونم. یا احتمال شکستم خیلی بالاست. مجدداً حس ناامیدی غلبه کنه.
۲. همچین کسانی رو هم داشته باشی، هیچ الزامی برای اینکه تا تهش با این فکر درست پیش بری وجود نداره. چون آدمهایی که باهاشون بخش های از زندگیمون رو شریک هستیم هم آدمن. ممکنه تغییر کنند. ممکنه بمیرن. ممکنه هزار و یک جور اتفاق بیوفته.
پس نمیتونی اصلا تضمین کنی که با این تفکر میشه تا تهش پیش رفت. به آدمهای ناکامل تکیهی کامل کنی، میوفتی زمین.
اینجاست که تفاوت ریشههایی که راه حل ها توشون هستن مشخص میشه..
هدایت شده از زیر سقف دنیا
خیلی بهش فکر کردم. آره زن به خاطر یک سری ویژگیها با دوست داشته شدن، خیلی شکوفا تر میشه. اثر شدیدی داره. به خاطر همین در اسلام روی ابراز محبت کلامی مکرر به خانم تأکید شده.
ولی یه عامل نهایی نیست.
یعنی اگه نبود، معنی این رو نمیده که زن نمیتونه اعتماد به نفس داشته باشه.
اینجا مهم ترین علت زندگی زن✖️ انسان✔️ حذف شده.
خدا.
هدایت شده از زیر سقف دنیا
کل زندگی انسان وقتی معنا دار میشه که حول محور حقیقتی به نام "خدا" بچرخه.
خدا یک حقیقتِ محضِ غیرقابل انکارِ ابدی توی زندگی ماست. فراموشش کنی باید کلا قید همه راه حل ها رو بزنی.
راه حل هایی بدون ریشه در حقیقت خدا، راه حل های مقطعی، سطحی، احتمال همیشه و تحت هر شرایطی عمل نکردن رو داره. نمیتونی از یه فرمول نصفه و نیمه جواب کاملا درست بگیری.
هدایت شده از زیر سقف دنیا
پس اصلاح میکنیم :
«حتی اگه توی جهنمی ترین حالت هم زندگی کردی و فکر میکردی هیچی نیستی و با کلی فکر منفی نسبت به خودت داشتی دست و پا میزدی، نا امید نشو. هنوز هم میتونی تغییر کنی. براش هیچوقت دیر نیست. فقط شروع کن به تغییر کردن و عوض کردن رفتار های اشتباه. حتی اگه این تغییر درد داشت، باز هم ادامه بده. تا از کسی که ازش متنفری و هیچ اعتماد به نفسی بهش نداری به کسی که میتونه کاری انجام بده تبدیل بشی.
چرا؟ چون خدای بینهایت رو داری. چون نمیمیره. چون پایداره. چون تو رو دوست داره. نه دوست داشتن زمینی، بلکه دوست داشتنی از جنس تعلق به خودش. دوست داشتنی که تا وقتی خدا رو بخوای دستت رو میگیره و به سمت مقصد میکشونتت. دوست داشتنی که تا وقتی که رشد رو بخوای وجود داره.»
خیلی فرق میکنه. خیلی خیلی فرق میکنه با چه پس زمینهای یک راه حل رو به کار بگیری.
هدایت شده از زیر سقف دنیا
شاید برداشتهای دیگه از زاویه دیدهای دیگهای هم میشد داشت. تو ذهنم میگردم تا ببینم آیا میشه برای حرف هام توجیهی آورد؟
که بشه گفت انیمه داره سعی میکنه حرف درست رو بزنه. فعلا چیزی تو ذهنم ندارم.
حتی اگر داره سعی میکنه حرف درست رو بزنه، نمیتونه. چون نگاه توحیدی نداره.
دعوا تو این دنیا سر توحیده.
هدایت شده از زیر سقف دنیا
چرا اگر پر رنگه؟
چون دیگه نمیتونم راحت به رسانه اعتماد کنم.
عروسک خیمه شب بازی هست تو دست هرکسی که بخواد اهداف خودش رو پیش ببره. همونقدر که میشه استفاده منفی ازش کرد، استفاده صحیح هم میشه داشت.
شیطان در کمینه.
حتی اگر بگیم نویسنده داستان عمدی انجام نمیده این کار رو و فقط اینجوری بزرگ شده هم، خودش نشون دهندهی نقشهی شیطانه. مسیری رو راه انداخته و داره ازش استفاده میکنه تا آدم های بیشتری رو از حقیقت زندگیشون دور کنه.
- توی چنین انیمههایی هم کافیه یه ذره چاشنی عشق و عاشقی و صحنههای عشق و عاشقی و زیبا بریزی، رسما دیگه مخاطب متوجه نمیشه چه آشی داره به خوردش داده میشه.