‹ پناهگاه شعر ›
«گلی را ك ديروز
به ديدار من هديه آوردي ای دوست
دور از رخ نازنين تو امروز پژمرد . . 🥲💔»
گفته بودم بی تو میمیرم، ولی این بار نه
گفته بودی عاشقم هستی، ولی انگار نه!
«درد یعنی بزنی دست به انکار خودت
عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت
درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بگذاری برود! آه به اصرار خودت . . 🙂❤️🩹»
‹ پناهگاه شعر ›
‹ چشم مخصوصِ تماشاست اگر بگذارند
و تماشای ' تو' زیباست اگر بگذارند...!` ›
تنها نه دل به مهرِ ' تو' سرگشته گشته است
هر ذرهای زِ آب و گِلم در هوایِ توست...!💙