eitaa logo
‹ پناهگاه شعر ›
3.1هزار دنبال‌کننده
286 عکس
2 ویدیو
0 فایل
‹ به نام خداوند شعر و غزل › ‌ - اندکی شعر بخوان حالت اگر بهتر نشد، در طبابت حکم ابطالِ مرا صادر کن . . 🌱⌞ ‌‌ کپی؟ نه جانم فور کن! ‌ ◜𝗧𝖺𝖻︎͟𝗅︎𝗂𝗀︎𝗁︎𝖺𝗍 💸 : @Tabligh_Kanoomxis◝
مشاهده در ایتا
دانلود
‹ پناهگاه شعر ›
خنده کن تا جای خون در من عسل جاری کنی بهترین محصول ها مخصوص کندوهای توست.
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است
میروی قلب قلم در دل شب می‌گیرد دفترم از غم دوری تو تب می‌گیرد !
‹ پناهگاه شعر ›
گفت یک مصرع بگو از چشم‌ِ ناز دلبرت بعد از آن شاعر شدم دیوان نوشتم جلد جلد:)
کوه صبرم من ، ولی از غصه میدانم شبی ، بی‌گمان این غم مرا آخر ز دنیا می‌برد ! . .
او رفت و غمش شعله به جان قلم انداخت من ماندم و یک دفتر و طبعی که روان بود .
چه بگویم که دگر حوصله‌ای نیست مرا دگر از دست کسی هم گله‌ای نیست مرا . . .
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد :)
یک دم‌ آرام‌ ندیدم‌ دل خود را همه‌ عمر ، جز همان‌ دم‌ که‌ دلم‌ بود و دلت‌ بود و دلت .