eitaa logo
سرای شعر
167 دنبال‌کننده
20 عکس
4 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
# هیهات منّ الذّلّه شعارِ هر مسلمان، هیهات من الذله پیغامِ نابِ قرآن ، هیهات من الذله در ذهنِ ما نگنجد، یاری به دشمنِ خود تسلیمِ مکرِ شیطان؟ هیهات من الذله وقتی که دشمنِ تو صدها دسیسه دارد! غفلت به وقتِ بحران، هیهات من الذله ما پیروانِ قرآن سازش نمی پذیریم آزاده است انسان، هیهات من الذله فکرِ مذاکره کی باشد مفید بر تو؟! شیطان در اوست پنهان، هیهات من الذله با سلطه گر تفاهم تضعیفِ انقلاب است یاران و پاکبازان ، هیهات من الذله با دشمنانِ بد عهد سازش چه سود دارد؟ چون بشکنند پیمان، هیهات من الذله نیرنگِ دشمن هرگز پایان نمی پذیرد غافل مشو ز آنان ، هیهات من الذله مانند کوه باید هر راه و رخنه را بست بر دشمنانِ ایران ، هیهات من الذله ( شایق) به عشقِ ایران از جان گذشته باشد چون هست مردِ میدان، هیهات من الذله اکبر حمیدی شایق در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
باز دلشوره رفیق دل بیچاره شده بار هجران تو ده باره نه صد باره شده صحبت از زندگی منتظران فرجت مثل آن خانه به دوشی است که آواره شده ماه منظومه‌ی حسنی و جهان آرایی در مدار کششت عشق چو سیاره شده نه فقط عاشق دلتنگ تو را می‌جوید یک جهان در پی دیدار تو مه پاره شده راستی حال دل غمزده را می‌دانی همچو گلبرگ خزان دیده‌ی صدپاره شده عده‌ای با دمِ ابلیس سخن می‌گویند این چه دردی است که با بی‌خبری چاره شده نگرانیم از این شب‌زدگان بی‌درد شاهد این سخنم زردی رخساره شده معصومه‌مشهدی‌زاده در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
خبر: پرواز "حق" تا آسمان مسجد الاقصی خبر "انا فَتَحْنا" بود و "سُبحانَ الَّذی أسرا" خبر "الله اکبر" بود بعد از شادی مردم! و حیرت بود با چندین زبانِ زنده‌ی دنیا خبر مشق شبی از درس طهرانی مقدم بود که از آن کودک من می‌نویسد بارها املا خبر موشک به موشک زد به گوش غاصبان سیلی سپس یک خواب راحت شد به چشم کودکی تنها ابابیل است آری، سیل سجیل است می‌بارد قرائت می‌کند آیات نصر و فجر را یکجا شکستْ آن طبل تو خالی، رژیم جعل اشغالی شکستْ آن گنبد پوشالی و آن کاغذ یک لا! شما ای قوم نفرین زاده‌ی بدعهد نافرمان نمی‌گیرید در "ارض مقدس" تا ابد سکنا! شما دیروز پیغمبرکش و امروز کودک‌کش ... جهان دید از شما "يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا" را که می‌گفتید دستان خدا بسته‌ست؟! با وحشت... نگه دارید هان! انگشت حیرت در دهان حالا! از این پس مرگتان نزدیک‌تر شد؛ گوش بسپارید خبرهای جدیدی می‌رسد امروز یا فردا... طیبه عباسی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
نگیری از سر ما سایه امامت را! نگیری از دل ما آیه ولایت را! قنوت، فرصت زیبای همدلی با توست نگیری از نفسِ ما دمی، اجابت را! دوباره حرمله‌ای، کودکان ما را کشت نگیری از شب ما، روضه‌های هیئت را! ببند دست مرا و نبند چشمم را! بگیر جان مرا و نگیر غیرت را! چه‌شد که هموطنم شد وطن‌فروش... چه‌شد!؟ چگونه درک کنم این همه خیانت را هزار مرتبه لعنت به آنکه شد مزدور به باد داد به چند اشرفی، شرافت را هزار مرتبه لعنت به آن سلبریتی که خرجِ کشور بیگانه کرد شُهرت را هزار مرتبه لعنت به هرچه روشنفکر ـ که آفتابِ خودش کرد غربِ ظلمت را هزار مرتبه رحمت به آنکه با قلمش نوشت شور و حماسه، نوشت عزت را هزار مرتبه رحمت به هرچه ورزشکار که با غرور سروده‌ست استقامت را هزار مرتبه رحمت به آنکه کاسب بود ـ و در شرایط جنگی، شکست قیمت را... اگرچه پرچم ایران سه‌رنگ بوده و هست نشان و واژه‌ی «اللّه»، گفته: وحدت را به نامِ نامی حیدر که با علی هستم ببین که می‌فشرم باز، دست بیعت را حسین دارد و با کربلاست هم‌پیمان نمی‌پذیرد اگر شیعه، ظلم و ذلت را چنان زدیم که فرماندهانشان ماند‌ند ـ چگونه جمع کنند این همه فضاحت را؟! جهانِ بی‌خبر از روحیات اسرائیل مباد گم بکند سرخط روایت را...! ـ که اوست آنکه تجاوزگر است و جنگ‌طلب که اوست آنکه عیان کرد جنگ قدرت را رسانه‌های معاند، دوباره مشغولند مگر به هم بزنند اقتدار امّت را رسانه‌های قسم‌خورده، انعکاس دهید غرور شیرزنان را، صدای ملت را...! مگر نه اینکه پدافندشان به خاک افتاد مگر نه اینکه شکستیم پشت هیبت را بگو که ثبت کند چشمِ دوربین جهان شکوه این خبر و موج این رشادت را برادرانِ مسلمان به ما بپیوندید رها کنید کمی خواب و استراحت را اگر که ما نخروشیم مثل دریاها زمین نمی‌فهمد عمق این جنایت را! خدا به وعده‌ی خود می‌کند عمل اما مباد قدر ندانیم باز فرصت را جهاد، حجّت شرعی‌ست! شیعه آماده‌ست خدا کند که ببینم شبی شهادت را! محمد عابدی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
آینه‌ی خواب ... عکس روی تو چو در آینه‌ی خواب افتد طوطی طبع به نظم غزل ناب افتد تاب می خورد دلم بر سر زلف تو،بلی هر که را مار زند در تب و در تاب افتد طلب بوسه اگر می‌کنم ای دوست مرنج طفل چون قند ببیند دهنش آب افتد دختر پاک کم از خانه نهد پای برون می چو در خمره بر آرد نفسی ناب افتد عارفان بیشتر از خواب تغافل ترسند هرکه بیدار بود شب سحرش خواب افتد خاک غم نمره نوح دل ما هست ،چه غم کشتی تن چو ز هجر تو به گرداب افتد صبر آموختم از مردم چشمم زیرا روز و شب خانه‌ی او در ره سیلاب افتد . علیرضا اطلاقی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
ماهِ مهمانی... رمضان بود مهمانی گرفته بود خدا بهار بود و شکوفا شدند درختان دو عید در یک زمان ایستاده بودند... اما روز ها همین‌طور شب می‌شدند... ودر تیرگیِ جنگ خاموش... دیوها از اسارتِ ابرها بجای باران خمپاره باریدند... خون ها از سر بریده‌ی تاریخ میان خیابان‌های بی انتهای اتحاد رمز عبور را امضا می‌زدند... اما کسی نفهمید مهمانی کی تمام شده بود...! وکسی نفهمید مهمانی کی شروع شده بود...! در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
بمون... شبیه رقص پرچمی میون آتیش و تفنگ تویی شکوه خنده‌‌هام توو این دقیقه‌های جنگ اگر چه سقف خونه رو گرفته غفلت و غبار خیال تو به قلب من‌، همیشه داده اعتبار بمون که با نگاه تو شب از ستاره پر بشه که سرب داغ حادثه روحت رو بیرون بکشه بغل بگیر تن منو که مرگ معبر منه همین که عاشقت شدم دفاع آخر منه صدای انفجار و خون نشد حریف عزم تو تموم نقشه‌های شب، شکسته پیش رزم تو توو این مسیر پر خطر تویی رفیق همسفر بیا و خستگی ببر از این نگاه دربه‌ در انار گونه‌های تو به رنگ غیرت منه همین که با منی هنوز تموم ثروت منه بیا و بعد این نبرد دوباره میهنو بساز به کوری چشای غم به خاک کشورت بناز (مهدا) در سرای شعر جای شعر تو خالیه 🔹https://eitaa.com/PoetryHall
سرفراز و رشید می ماند در دل ما امید می ماند «تنگسیری» اگر چه رفته بدان، تنگه دست «شهید» می ماند در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
بخوان باران نوای گرمسیری که شاید از دلم غم را بگیری دوباره داغ یاران تازه شد با عــروج روح پاک تنگسیری رقیه سعیدی کیمیا در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
ما را بکشید زنده تر می گردیم با نام‌شهید مفتخر می گردیم زیرا که یقین ماست با دولت عشق در صبح ظفر دوباره بر می گردیم ─‌‌‌‌‌‌‌┅‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
. مُلکی که شاہ و دولت آنند دل‌سیاہ با صدهزار کعبه، درخشان نمی‌شود حق لامکان بوَد همه عالم از آنِ اوست محصورِ خانه، حضرت یزدان نمی‌شود وقتی کلامِ حق، شده وِردِ زبان فقط... جز صوت و لحن، حاصلِ قرآن نمی‌شود گیرم که حافظان کلام خدا شدید والله جز متاع ، به دکّان نمی‌شود آلِ سعود پَست! مزن دم ز دین و زهد این لاف‌ها برای تو ـ ایمان نمی‌شود کم کن ز روضه‌خوانی و رختِ عمل بپوش هر روضه‌ای که روضه‌ی رضوان نمی‌شود از شرع دَم مزن که بحق در کلاس تو پیدا به جز مکاتب شیطان نمی‌شود شد قتلگاه ، "دشت منا" از عناد تو دردِ تو ـ با عنادِ تو ـ درمان نمی‌شود این کینه‌توزی اَست ز خبث نژاد تو... ننگِ تو پاک، از روی دامان نمی‌شود تن داده‌ای به خفّت دون‌مایگان غرب این سرسپردگی تو ، پنهان نمی‌شود هر چند تیشه بر بُن مذهب نهاده‌ای کاخ وِلا ، ز جور تو ویران نمی‌شود آن باطنی که هست در او خوی دیو و دد در ظاهر است آدم و ، انسان نمی‌شود بسیار یوسف است به هر شهر و هر دیار هر یوسفی که یوسفِ کنعان نمی‌شود هر کس که کوہِ طور رَود نیست مَرد حق هر رهروی که موسیِ عِمران نمی‌شود لب تشنه‌ی مقامی و دم از خدا زنی مَرد خدا ، که تشنه‌ی عنوان نمی‌شود بر تخت شهریاری دنیا ، مبند دل! هر مَسندی سریر سلیمان نمی‌شود هشیار باش آن که کند تلخ کام خلق در روز حشر ، لایق غفران نمی‌شود تا کِی به دوش سینه کشد شیعه این عذاب؟ این منطق و عَدالت و برهان نمی‌شود بیرون چو هست دست خیانت از آستین این مشکلات، مطلقاً آسان نمی‌شود زین آه سینه سوز که سوزد تن جهان ماندم چرا که یکسره طوفان نمی‌شود زخمی که بر دل است ز تیغ ستمگران بی مَرهمِ مقابله ، درمان نمی‌شود دَم از عرب مزن عجم اجنبی پَرست! کاو دشمن است و با تو به یک آن نمی‌شود آن دشمنی که کرده به تن، رزم_پیرهن از کرده‌های خویش، پشیمان نمی‌شود گفتا رسول: "من عرب و نیستم عرب" ۱ قولی صریح هست که بُهتان نمی‌شود ما آزمودہ‌ایم چه بسیار و بارها... هر سنگ و گِل که لؤلؤ و مرجان نمی‌شود آن‌کس که نیست مِهر وِلا در دلش ز بغض با شیعه هم‌مسیر ، کماکان نمی‌شود لَم یزرع است خاکِ دنائت به روزگار این خارزار دهر ، گلستان نمی‌شود هر کس شنید مصرعی از این چکامه گفت: (ساقی) چرا که شعر تو دیوان نمی‌شود‌؟! ارزان شود مَتاع ، به بازار ِ ازدیاد امّا مَتاعِ شعر تو ، ارزان نمی‌شود. سید محمدرضا شمس (ساقی) 1394 شمس ساقی 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
این بداهه رو روز۲ فروردین سرودم. وقتی رفتم باغ و دیدم برخلاف هرسال، درختها هنوز شکوفه نداده. یک لحظه حس کردم زمان متوقف شده... ای عید! میا که سوگوار است وطن دل‌خسته و زار و بی‌قرار است وطن در لحظه ی رفتنش زمان ساکن شد انگار که غرقِ انتظار است وطن. ✾࿐༅🍃💔🍃༅࿐✾ ┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄ سادات حسینی زاده_سایه در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall