eitaa logo
سرای شعر
168 دنبال‌کننده
20 عکس
4 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
بمون... شبیه رقص پرچمی میون آتیش و تفنگ تویی شکوه خنده‌‌هام توو این دقیقه‌های جنگ اگر چه سقف خونه رو گرفته غفلت و غبار خیال تو به قلب من‌، همیشه داده اعتبار بمون که با نگاه تو شب از ستاره پر بشه که سرب داغ حادثه روحت رو بیرون بکشه بغل بگیر تن منو که مرگ معبر منه همین که عاشقت شدم دفاع آخر منه صدای انفجار و خون نشد حریف عزم تو تموم نقشه‌های شب، شکسته پیش رزم تو توو این مسیر پر خطر تویی رفیق همسفر بیا و خستگی ببر از این نگاه دربه‌ در انار گونه‌های تو به رنگ غیرت منه همین که با منی هنوز تموم ثروت منه بیا و بعد این نبرد دوباره میهنو بساز به کوری چشای غم به خاک کشورت بناز (مهدا) در سرای شعر جای شعر تو خالیه 🔹https://eitaa.com/PoetryHall
سرفراز و رشید می ماند در دل ما امید می ماند «تنگسیری» اگر چه رفته بدان، تنگه دست «شهید» می ماند در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
بخوان باران نوای گرمسیری که شاید از دلم غم را بگیری دوباره داغ یاران تازه شد با عــروج روح پاک تنگسیری رقیه سعیدی کیمیا در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
ما را بکشید زنده تر می گردیم با نام‌شهید مفتخر می گردیم زیرا که یقین ماست با دولت عشق در صبح ظفر دوباره بر می گردیم ─‌‌‌‌‌‌‌┅‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌༅࿇༅═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌═‌‌‌‌‌‌‌┅─‌ در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
. مُلکی که شاہ و دولت آنند دل‌سیاہ با صدهزار کعبه، درخشان نمی‌شود حق لامکان بوَد همه عالم از آنِ اوست محصورِ خانه، حضرت یزدان نمی‌شود وقتی کلامِ حق، شده وِردِ زبان فقط... جز صوت و لحن، حاصلِ قرآن نمی‌شود گیرم که حافظان کلام خدا شدید والله جز متاع ، به دکّان نمی‌شود آلِ سعود پَست! مزن دم ز دین و زهد این لاف‌ها برای تو ـ ایمان نمی‌شود کم کن ز روضه‌خوانی و رختِ عمل بپوش هر روضه‌ای که روضه‌ی رضوان نمی‌شود از شرع دَم مزن که بحق در کلاس تو پیدا به جز مکاتب شیطان نمی‌شود شد قتلگاه ، "دشت منا" از عناد تو دردِ تو ـ با عنادِ تو ـ درمان نمی‌شود این کینه‌توزی اَست ز خبث نژاد تو... ننگِ تو پاک، از روی دامان نمی‌شود تن داده‌ای به خفّت دون‌مایگان غرب این سرسپردگی تو ، پنهان نمی‌شود هر چند تیشه بر بُن مذهب نهاده‌ای کاخ وِلا ، ز جور تو ویران نمی‌شود آن باطنی که هست در او خوی دیو و دد در ظاهر است آدم و ، انسان نمی‌شود بسیار یوسف است به هر شهر و هر دیار هر یوسفی که یوسفِ کنعان نمی‌شود هر کس که کوہِ طور رَود نیست مَرد حق هر رهروی که موسیِ عِمران نمی‌شود لب تشنه‌ی مقامی و دم از خدا زنی مَرد خدا ، که تشنه‌ی عنوان نمی‌شود بر تخت شهریاری دنیا ، مبند دل! هر مَسندی سریر سلیمان نمی‌شود هشیار باش آن که کند تلخ کام خلق در روز حشر ، لایق غفران نمی‌شود تا کِی به دوش سینه کشد شیعه این عذاب؟ این منطق و عَدالت و برهان نمی‌شود بیرون چو هست دست خیانت از آستین این مشکلات، مطلقاً آسان نمی‌شود زین آه سینه سوز که سوزد تن جهان ماندم چرا که یکسره طوفان نمی‌شود زخمی که بر دل است ز تیغ ستمگران بی مَرهمِ مقابله ، درمان نمی‌شود دَم از عرب مزن عجم اجنبی پَرست! کاو دشمن است و با تو به یک آن نمی‌شود آن دشمنی که کرده به تن، رزم_پیرهن از کرده‌های خویش، پشیمان نمی‌شود گفتا رسول: "من عرب و نیستم عرب" ۱ قولی صریح هست که بُهتان نمی‌شود ما آزمودہ‌ایم چه بسیار و بارها... هر سنگ و گِل که لؤلؤ و مرجان نمی‌شود آن‌کس که نیست مِهر وِلا در دلش ز بغض با شیعه هم‌مسیر ، کماکان نمی‌شود لَم یزرع است خاکِ دنائت به روزگار این خارزار دهر ، گلستان نمی‌شود هر کس شنید مصرعی از این چکامه گفت: (ساقی) چرا که شعر تو دیوان نمی‌شود‌؟! ارزان شود مَتاع ، به بازار ِ ازدیاد امّا مَتاعِ شعر تو ، ارزان نمی‌شود. سید محمدرضا شمس (ساقی) 1394 شمس ساقی 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
این بداهه رو روز۲ فروردین سرودم. وقتی رفتم باغ و دیدم برخلاف هرسال، درختها هنوز شکوفه نداده. یک لحظه حس کردم زمان متوقف شده... ای عید! میا که سوگوار است وطن دل‌خسته و زار و بی‌قرار است وطن در لحظه ی رفتنش زمان ساکن شد انگار که غرقِ انتظار است وطن. ✾࿐༅🍃💔🍃༅࿐✾ ┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄ سادات حسینی زاده_سایه در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
📣📣 بسمه تعالی سلام و درود بیکران ✨ 🍃سرای شعر شبکه نویسندگان انقلاب اسلامی برگزار می‌نماید... 🌼«پویش شعر نغمه‌های ایثار» 🍃شاعران فرهیخته این روزها بیش از همیشه وطن به واژه‌های روشن شما نیاز دارد. بیایید با الهام از شعار سال رهبر عزیز و به یاد شکوه اربعین و حماسه‌ی جنگ تحمیلی از گذشت، ایثار و همدلی مردمی بسراییم. 🍃شعری که دل‌ها را به هم نزدیک کند مهر را در کوچه‌ها جاری سازد و مردم را به یاری یکدیگر به کمک مالی و روحی و به ساختن فردایی روشن‌تر فراخواند. 🍃شعر شما می‌تواند چراغ امیدی باشد در دل این پویش واژه‌ای برای بیداری دل‌ها و ندایی برای همدلی ملی. 🍃از سه نفر از شاعران برگزیده تقدیر می‌شود... 🌼نفر اول: لوح تقدیر و سکه پارسیان 🌼نفر دوم: لوح تقدیر و کارت هدیه 🌼نفر سوم: لوح تقدیر و کارت هدیه و تمامی اشعار زیبا در سایت نویسا منتشر می‌شود. 🍃مهلت ارسال آثار تا ۱۵ اردیبهشت ماه 🍃آیدی ارسال اثر👇 @morning_rain_1403 در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
ستاره می‌چکه... یه دیوونه تو آینه به چشمای تو زل می‌زد واسه پیدا شدن با عشق به هر چی هست پل می‌زد ستاره می‌چکه هر شب روی پلکای بیدارم نمیدونی چقد ای گل تو رو این لحظه کم دارم نفسهاتو نفس کردم تو عطر ناب گندمزار بیا از شونه‌های من غم این دوری رو بردار در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
•. دلم نخواست که از جنگ، بگویم و بنویسم ولی نبود میسّر، که خاک حادثه خیزم که دشت سرخ جنونم، چگونه عشق خودم را به پای سبز حریمِ مقدسِ تو نریزم؟ چگونه از تو نگویم از آن سکوت نجیبت و یا فرو دهم آن غیظ بی امان غلیظم؟ چه بمب های بزرگی که در گلوی تو ترکید روا نبود که من از مجاورت بگریزم نشستم و غم خود را به دست واژه سپردم ولی هنوز نزارم، ولی هنوز مریضم چگونه زخم تو را من ببینم و نگدازم؟ بگو چگونه نَمیرم، بگو چگونه... عزیزم؟؟؟ فاطمه عباسی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
ایران، به نام پاکِ تو بس افتخار کرد خونت نهال غیرت مارا بهار کرد چون کوه استقامت خود ماندگار کرد ایران به نام پاک تو بس افتخار کرد تابید روی آب، چو خورشید این سحر آورده است بهر وطن، فخر و تاج سر ایران هماره گشته از این نام، مفتخر دریا و تنگه هرمز و این خاک پر گهر دکتر علی صادقی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
نمک‌گیر توئه سفرم....💔 نمک‌گیر توئه سفرم از اون روزی که فهمیدم که توو هر سفره‌ی خالی همش دست تو رو دیدم خراسان با قدوم تو شده پایتخت این احساس ضریح تو واسه‌ی قلبم یه اقیانوسه از الماس اگه زوار تو هستیم اگه مهمون این خاکیم همه مدیون اون چشم نجیب و روشن و پاکیم تو مهمونی ولی انگار که صاحبخونه‌ی مایی تموم سهم ایران از شکوه عرش اعلایی کبوتر می‌شه قلب من می‌شینه رو لب بومت قرق شد کشورم انگار به عشق نام معصومت بیا و مهربونی کن برای زائر خسته که غیر از پنجره‌ فولاد همه درها به روش بسته (مهدا) در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
السّلام ای تمام باور شهر آه ای جلوه گاهِ خاطره ها هر دم از اشتیاق می چرخند رو به سمتت تمام پنجره ها غرق آرامشم کنار تو من لحطه ی با تو بودنم زیباست قد کشیدم در این حرمخانه این برایم فراتر از رویاست السّلام ای حرم، "حُسینیّه" دسته ات بی نظیر و شورانگیز ایستادم دمی کنار تو من شدم از عطر کربلا لبریز بخشی از خاطرات کودکی ام مانده در کوچه های باریکت کوچه در کوچه می دویدم من می شدم دور و گاه نزدیکت مادرم می گرفت دست مرا در همان کودکی در این کوچه گوشه ی چادُرش که دستم بود یادم ُافتاد در همین کوچه ... ظرف یک لحظه گُم شدم، که مرا کرد وقتی که مادرم پیدا گفت این گوشواره نذر حرم این یکی نذر حضرت زهرا نه در آن کوچه حادثه رُخ داد نه کسی راه را به مادر بست ! چادر مادرم نه خاکی شد! نه زمین خورد و گوشواره شکست ! اشک افشان رسید" حاج اصغر " گفت از داغ سرخ لاله به من بعد با سوز ناب آذری اش روضه ای خواند از سه ساله به من "غسّاله سویی توکدو ایسلاندی قرا تئللر..." "حاج مهدی" هم از زبان رباب نوحه ای خواند بین هروله ها یاد طفل سه روزه اُفتاد و آه از این جنون حرمله ها "الهی گئتدی اصغریم شفق قارالدی گلمدی قالیب ئورکده اللریم شفق قارالدی گلمدی" لحظه در لحظه می رسد بر گوش نوحه ی ناب از این در و دیوار نوحه ی " حاج مرتضی" را من زبر لب گاه می کنم تکرار "ای شمع حرمخانه قوربانین اولوم عباس قوربانین اولوم عباس جانلار سنه پروانه قوربانین اولوم عباس قوربانین اولوم عباس "... صبح روز سه شنبه وقت اذان ذکر "اَمّن یُجیب" پیچید و کوچه در کوچه ی" حُسینیّه" ناگهان عطر سیب پیچید و صبح روز سه شنبه وقت اذان گُنبدت در میان گرد و غبار کوچه ها در غبار غلتیدند کوچه ها را نمانده بود قرار صبح روز سه شنبه وقت اذان وَ اِذا ُزلزِلت...دلم لرزید دل هوایی شد و گُریزی زد چند بیتی به روضه گودال... روضه خوان حَرم رسید از راه چشم تر را به سمت من چرخاند از دل آهی کشید "حاج جواد" روضه قتلگاه بر من خواند: "دولانیر علی قیزی مقتلی قان ابچینده بیر بدن آختاریر_ باجی قارداشا کفن آختاریر صبح روز سه شنبه وقت سحر دم گرفت و ُاتاق شد تکیه پنجره گُر گرفت و رفت از هوش روضه در روضه گریه در گریه آه! آتش گرفته بود دلم ! پُشت در داشت هیمه ها می سوخت بود انگار ظهر عاشورا باز هم داشت خیمه ها می سوخت تشنه بودم سحر، رسید از راه ماه تشنه سه جُرعه آبم داد آه ماه قبیله شد بی دست ناگهان مشک بر زمین افتاد نوحه خوان حرم رسید از راه زد ُگریزی به حضرت سقّا با همان لحن ناب و شورانگیز نوحه ای خواند" حاج علی زیبا " "یا قمرِ بنی هاشم ابوالفضل... قانلی بیابانیذه پبکاره باخ مرکبین اوستونده علمداره باخ ایله تماشا سردار هنگه گلدی ابوالفضل میدان جنگه"... روضه خوانت رسید از راه و روضه ای از امام عطشان خواند "حاج یوسف شبیری" آمد و بعد روضه ای ناب از شهیدان خواند "لای لای ای جبهه لربن یورقونو ای خسته جوانلار لای لای اروند کناربنده قیزیل قانه باتانلار خوش یاتین یاخشی یاتیبسیز یاخچی دنیانی آتیبسیز" صبح روز سه شنبه وقت سحر تار و پود وجود من لرزید چشم هایم شبیه ابر بهار چشمه در چشمه در حرم بارید صبح روز سه شنبه وقت سحر تن گُلدسته های تو لرزید واذا ُزلزلت... صدای اذان کوچه پس کوچه های تو لرزید السّلام ای حریم امن بهشت زخم خوردی تو در همین رُخداد پرچم تو ولی نمی افتد دشمن تو ولی به خاک اُفتاد ای که داری درون سینه خود نوحه ی شاعران نامی را پرچم گُنبدت تداعی کرد در دلم نوحه" کلامی" را "یئل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینون پرچمی کاخ نامردان یاتار یاتماز حسینون پرچمی " آه در وصف این شکوه تو من چه بگویم هنوز هم ماندم خیره بر سردَرِ تو شد چشمم باز شعر کتیبه را خواندم ناصر دوستی در سرای شعر جای شعر تو خالیه https://eitaa.com/PoetryHall