به ساحت مقدس حضرت ولی عصر عج
انتظار ...
آقا تو قبل فلسفهی بود ،بودهای
ما دیر آمدیم، شما زود بودهای
غیبت بهانهای است، تو حاضرتر آمدی
در این غلاف بودی اگر خنجر آمدی
ما ساکنیم، تو همه در رفت و آمدی
گفتیم او....نیامد، اما تو آمدی
بحث فرج در آمدن تو جدید نیست
این فعل ماضی ای است که اصلا بعید نیست
اجداد تو حضور تو را می سرودهاند
پیش از تو نیز منتظران تو بودهاند
ای مطلع تلالو انوار زندگی
آگاهی مشخص معراج بندگی
دنیا نبودهاست در این حد تباهیاش
ظلمات شرح روشنی از رو سیاهیاش
ما تشنهایم و ظرف همه آبها تویی
معنای استعارهی پایاب ها تویی
در جام ما بریز شراب قیام را
آنگونهای که منتظران صیام را
در کربلا حدیث عطش انتظار توست
پاییز کاروان به هوای بهار توست
خون گلوی اصغر ششماهه آیتی است
آری برای ظلم در این حد نهایتی است
پلکم مدام می پرد اینهم نشانهای است
اکنون می ظهور به جام بهانهای است
ای حاضر همیشه که گویند غایبی
پایان دلپذیر تمام مصایبی
نامت هنوز مظهر سوگند خوردن است
بیعت هنوز دست علی را فشردن است
دستی که ذوالفقار شناس است دست توست
اصلا قیام منتظر ناز شصت توست
ای مصدر کرامت مردان پاکباز
ای سایه ی تو بر سر محتاج و بینیاز
تو آن عبارتی که به آن گفته اند عشق
تو آن حقیقتی که به آن گفتهاند راز
با آنکه غایبانه به کار نیایشی
جاری است عطر و بوی تو در سجدهی نماز
ای جان فدای صبح دمی که درفش تو
در آسمان شهر در آید به اهتزاز
آنجا که تو سواره به میدان در آمدی
تألیف ضعف بنگری از لفظ ترکتاز
مولا ی من اجازه بده تا که چند بیت
مایل شود سروده به گلبانگ اعتراض
مانند عیب قافیه در صوت با تو ایم
یکرنگ نیستیم ولی لحظه ی نیاز
ما شیعیان فقیر چراییم تا که هست
ایران پر از منابع سرشار نفت و گاز
حیف است اینکه جامعهای دین مدار را
حرص و طمع اسیر کند درکمند آز
تو آن حقیقتی که پس از بازتاب تو
تفسیر می شود به جهان سایهی مجاز
وقتی تو نیستی همه در حال ریزشیم
مانند کوه بی رمق جادهی هراز
هر جا که عشق جلوه کند خانهی خداست
یک شکل هندسی است فقط کعبه در حجاز
مولای من فساد و گرانی و اختلاس
مثل عفونت است و وطن مثل پانکراس
مولای من اگر که میآئی بهوش باش
در ابتدای دعوتت اما خموش یاش
اول عیارمنتظران را حساب کن
آنگاه در برابر ظلم انقلاب کن
ما مردم پس از کروناییم نازنین
بعد از اتم گیاه نمیروید از زمین
اهریمنی که باخته یک چشم خویش را
کی می کند مهار همه خشم خویش را ؟!
علیرضا اطلاقی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
کی می شود از روی چشمم خواب برداری
از پشت پلک بسته ام سنجاب برداری
تنها برای اینکه کمتر عاشقت باشم
ای کاش از شبهای من مهتاب برداری
دکان عطاری شدم تا ناگهان روزی
تو اتفاقی از لبم عناب برداری
ای کاش تا دشتی پر از شبتاب ها بودم
شاید کمی از دامنم شبتاب برداری
چشمه شدم تا زمزم ات باشم زلال من
چشمه شدم تا از تن من آب برداری
شاعر شدم تا مثل حافظ در شب یلدا
از روی شعرم مصرعی نایاب برداری
ای کاش تا روزی شود آرام بنشینی
با چایی تازه دمی قطاب برداری
قطاب برداری و بعدش با لبی شیرین
شورانه تر تنبوری از مضراب برداری
تو ساز برداری و من دیوانه ات باشم
از پای در زنجیر من قلاب برداری
باید برای اینکه رنگم سرخ تر باشد
یک عالمه از غنچه ها سرخاب برداری
من را تو میبینی که میسوزم برای تو
قدری اگر سر از روی محراب برداری
شب آمد و فکر و خیال و تو تماما تو
ای کاش میشد داروی اعصاب بردارم ....
زینب حسامی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
رسیده لحظه ی سبز وصالت
بگیرم پر به صحرای خیالت
جهان را در نگاهت حبس کردی
امان... از چشمهای بی مثالت
┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄
سادات حسینی زاده_سایه
#دوبیتی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
نَصْرُ مِنَ الله وَ فَتْحٌ قَریِب
-----------
جنگ ما سخت ولی با دو اَبَر شیطان است
آن که پیروز درین جنگ بُوَد ایران است
عشق در این طرف حادثه پویاست ولی
کفر در آن طرف حادثه در طغیان است
نیست تردید درین عصر پُر آشوب و بلا
اینکه صهیون همه جا ریشه هر بُحران است
ما درین جنگ به پیروزی حتمی برسیم
پیش رو شاهد این گفته ی ما قرآن است
آیه ی « نَصْرُ مِنَ الله » سپس فتحِ قریب
فاتح آن است که دارای چنین ایمان است
وعده ی صادق حق روشن و ظاهر باشد
عاقبت پایه ی هر کاخ ستم ویران است
آخَرُ الْاَمْر شود بر سرِ فرعون آوار
پایه ی کاخ عظیمی که ز بُن لرزان است
خصم عصیان کند و تازد و خود بی خبر است
آنچه نابود شود در بر ما عصیان است
نصّ آیات درین حکم صراحت دارد
دشمن دین خدا بی سر و بی سامان است
تربت پاک رضا حفظ کند ایران را
وطن ما همه زیر نظر سلطان است
«یاسر» از عشق و جنون گفت به میدان بلا
لاله گون از سخنش هر ورقِ دیوان است
**
محمود تاری «یاسر»
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
ای نبض زمان!چشم بهراهیم هنوز
در حسرت خورشیدِ پگاهیم هنوز
در ظلمت این پیله، به امید بهار
پروانه به جستجوی ماهیم هنوز
┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄
سادات حسینی زاده_سایه
#رباعی
#جمعه_دلتنگی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
📣📣 #پویش
بسمه تعالی
سلام و درود بیکران ✨
🍃سرای شعر شبکه نویسندگان انقلاب اسلامی برگزار مینماید...
🌼«پویش شعر نغمههای ایثار»
🍃شاعران فرهیخته
این روزها بیش از همیشه وطن به واژههای روشن شما نیاز دارد.
بیایید با الهام از
شعار سال رهبر عزیز
و به یاد شکوه اربعین
و حماسهی جنگ تحمیلی
از گذشت، ایثار و همدلی مردمی بسراییم.
🍃شعری که دلها را به هم نزدیک کند
مهر را در کوچهها جاری سازد
و مردم را به یاری یکدیگر
به کمک مالی و روحی
و به ساختن فردایی روشنتر فراخواند.
🍃شعر شما میتواند
چراغ امیدی باشد در دل این پویش
واژهای برای بیداری دلها
و ندایی برای همدلی ملی.
🍃از سه نفر از شاعران برگزیده تقدیر
میشود...
🌼نفر اول: لوح تقدیر و سکه پارسیان
🌼نفر دوم: لوح تقدیر و کارت هدیه
🌼نفر سوم: لوح تقدیر و کارت هدیه
و تمامی اشعار زیبا در سایت نویسا
منتشر میشود.
🍃مهلت ارسال آثار تا ۱۵ اردیبهشت ماه
🍃آیدی ارسال اثر👇
@morning_rain_1403
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
#شروع_هفته_به_عشق
برخیز که سَر زَند زِ شب، یاهوها
تقدیر مرا...بگو تو با، شب بوها
شنبه، غزلِ دوباره بیدار شدن
پل میزنم از عشق، به شهرِ قوها
┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄
سادات حسینی زاده_سایه
#رباعی
#شنبه
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
#مهدا
تکرار شو...
تکرار شو ای مهد مروارید
ای کعبهی نور و غزل خونی
ما با همین لبخند پولادی
رد میشیم از فصل پریشونی
اینجا که پیوند گل و سنگه
آتیش غیرت تووی بارونه
هر صخره از تاریخ این معبد
از حرمت دست تو ممنونه
پیراهن گلدوزی البرز
روو قامت این خاک بیداره
از دامن گلدار هر ایوون
عطر خوش عشقه که میباره
الماس بی تکرار دنیامی
من قطرهی لرزون اروندم
من تا همیشه با تو میمونم
من تا همیشه به تو پابندم
نقش ترنج قالی کرمون
تفسیر اون دستای تبداره
خوشبختی یعنی اینکه این دنیا
به غیرت دستات بدهکاره
طاهره موحدیپور(مهدا)
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
چند وقتی هست تنها همنشینم با خودم
فارغ از هفت آسمان من هشتمینم با خودم
خلوتی خود خواسته با خود فراهم کرده ام
منزوی شاعرم خلوت گزینم با خودم
می روم تا دشت و دریا ، تا ستاره تا خدا
می روم تا آسمان پروین بچینم با خودم
آه را می گیرم از چشم خودم با آستین
هم خودم میگریم و هم آستینم با خودم
دوست دارم میز و خودکار و خیال و ماه را
در کنار شعرهایم بهترینم با خودم
دور تا دور خودم آجر به آجر -سنگ سنگ
میگذارم روی هم دیوار چینم با خودم
آه ای تنهایی ای دنیای خوب پر سکوت
لب فروبستم چرا که نقطه چینم با خودم
عاشقی دیوانه ام دیوانه تر از هر چه هست
شاعرم مجنون تر از لیلا همینم با خودم
دور باید بود از هرچه شلوغی هر چه هست
هر که دارد منطقی من اینچنینم با خودم
زینب حسامی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
🙏 #نذر_حضرت_فاطمه_معصومه (س) 🌹
آرام می گیرد دلم کُنج حرم اینجا
سوهان روحم نیست دیگر درد و غم اینجا
هرکس که با پای پیاده تا حرم رفته ست
رفته به مِعراج و به حَج در هر قدم اینجا
امسال اگرچه قسمتم حجّ فقیران نیست
لطف کریمه هم به سائل نیست کم اینجا
با یک عریضه صد برابر اَجر می گیرد
هرکس دهد خورشید هشتم را قسم اینجا
مهتاب از شوق زیارت شب به شب در توس
خورشید از شوق زیارت صبحدم اینجا
پیشش گُلاب قمصر کاشان کم آورده ست
عطر بهشتی در خراسان است و هم اینجا
آورده ام من هرچه حاجت داشتم یک عمر
یکجا گرفتم آنچه را می خواستم اینجا
شد شوره زار از برکت بانو چو گندمزار
عطر بهشتی گشته جاری دم به دم اینجا
زیبایی باغ ارم را بُرد از یادش
هرکس قدم زد در خیابان اِرم اینجا
در کوچه و پس کوچه هایش زندگی جاریست
حتّی نبینی یک نشانی از عدم اینجا
شد سربلند آنکس که آمد دست بر سینه
در روبروی صحن سر را کرد خم اینجا
بانو کسی را دست خالی برنگردانده ست
نامند صاحبخانه را صاحب کرم اینجا
در قم کراماتِ کریمه بی نهایت شد
لُطفش به سائل ها گذشته از رقم اینجا
مصداق "...عندَاللهَ اَتقاکُم" همین شهر است
هر دم گرامی هم عرب شد هم عجم اینجا
شاه و گدا هم در سر یک سُفرهاند، آری
هر کس که آمد این حرم شد مُحترم اینجا
رنگ غزل را هم ندیده سال ها امّا
یکباره جانِ تازه می گیرد قلم اینجا
باز این چه شور و این چه شوق و این چه شیدایی ست
ناگاه شاعر می شود یک مُحتشم اینجا
ناصر دوستی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
دلیل اصلی دلتنگی قناریها
مرا رها کن از این چشمانتظاریها
مرا سعادت آغوش مهرگستر تو
نجات میدهد از دست بدبیاریها
چه بود عشق تو که بعد از آنهمه افسوس
مرا رساند به نشر امیدواریها
به بارگاه امیدت، به چشم معصومت
پناه میبرم از شرّ بیقراریها
زمان خلق تو معلوم نیست... وقت خدا
چقدر صرف شده روی ریزهکاریها
شباهتت به خدای احد در این حد است
که دستخطّ تو را خواندهاند قاریها
به معجزات تو ایمان میآورم ای عشق
بَریست مذهب تو از فریبکاریها
تو رد شدیّ و دلم رفت و زخم شد، آری
زیاد دارم از این دست یادگاریها...
محمدمهدی نورقربانی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
بیرون زده است تا که در آرد سر از حرم
زن باشی و غریب؛ کجا بهتر از حرم؟
هر بار رفته، آمده مانند کودکی
در خواب ناز در بغل مادر، از حرم
بی مقصد از خودش به خیابان که میزند
سر در میآورد همه شب آخر از حرم
در هر کنار «تحتها الانهار» دیگری است
سوی بهشت وا شده گویا در از حرم
پیغام عاشقان شکسته است میبرد
بر بال خود، کبوترِ نامه بر از حرم
از کارِ هرچه بغض گره باز کرده است
آورده عشق تحفهی چشم تر از حرم
آرامش و شفا و شفاعت در این سراست
ای دل بگو چه میطلبی دیگر از حرم؟
سیده تکتم حسینی
#یا_فاطمه_المعصومه
روز دختر مبارک...
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall