بخواب...
بخواب و نترس از هجوم تگرگ
که وامونده دست کلاغای مرگ
یه بویی مییاد مثل یاس و گلاب
زمین تشنه بود و رسیده به آب
بپوش پیرهن آبی اطلسی
خدا هست و نیست جای دلواپسی
چشاتو ببند و به فردا بخند
رووو کابوس این شهر در رو ببند
بخواب....
#وطن
#طاهرهموحدیپور
#مهدا
https://eitaa.com/PoetryHall
همیشه غم بغل شادی است باور کن
و این موازنه بنیادی است باور کن
همیشه کیک تولد کنار سینی ختم
نمای ویترین قنادی است باور کن
نترس از این که به پایت طناب می بندند
که پیله اول آزادی است باور کن
خودت برای خودت میله های زندانی
چه میله هایی؛ فولادی است باور کن
و این دو روز که چون برق و باد می گذرد
نه جای این همه شیادی است باور کن
به کدخدا برسانید ـ_ خانه اش آباد _
خدای ما ته آبادی است باور کن
#علیرضا_قربان_خان
https://eitaa.com/PoetryHall
وطن یعنی
وطن یعنی صلابت بردباری
وطن یعنی که باشد گاه یاری
وطن یعنی شکوه جاودانه
ندیده همچو ایران این زمانه
وطن یعنی درفش کاویانی
هزاران ساله و باشد جهانی
وطن یعنی ابر قدرت بنام است
که کار دشمنان او تمام است
وطن یعنی نبرد نابرابر
سپر بر دشمن صهیون کافر
وطن یعنی شهادت افتخارش
چه شیرین کشته اینک روزگارش
وطن یعنی که وحدت پایداری
کجامثل اش دراین عالم توداری
وطن یعنی دفاع از دین و قرآن
که باشد عزت شیعه مسلمان
وطن یعنی که حیدررانشان است
رضا دارد همی دُر گران است
وطن یعنی نگین این جهان است
امیرش مهدی صاحب زمان است
وطن یعنی دفاع هشت ساله
خدا داده شهادت را حواله
وطن یعنی سپاه و لشکر او
بسیجی ارتشی رزمنده هر سو
وطن یعنی امیران دلاور
شهیدان غیور صد پاره پیکر
وطن یعنی که خرازی و همت
کنارش باقری و باصری رَست
وطن یعنی که دارد کاظمی ها
هزاران تورجی و باکری ها
وطن یعنی مقاوم همچو آهن
چو شیر اِستاده اند بر پای میهن
وطن یعنی سلیمانی سپر بود
که از امروز ایران با خبر بود
وطن یعنی که دارد سربداران
مثال حُجَجی حامی قرآن
وطن یعنی حماسه جنگ امروز
رَمَضان وعدگاه و عید نوروز
وطن یعنی که موشک با پدافند
و لانچر پشت آن همواره آفند
وطن یعنی دبستان جبهه جنگ
و پرپر گشته لاله از دل سنگ
وطن یعنی که رهبر جان فدا کرد
چه طوفانی در این عالم به پاکرد
وطن یعنی که او ایثار بنمود
دمی از فکر این کشور نیاسود
وطن یعنی پسر آمد به میدان
و او مثل پدر سرشار ایمان
وطن یعنی که جبهه در خیابان
حرم گردیده اینک کُل ایران
وطن یعنی که پرچم هاکفن شد
که گلزار شهیدان وطن شد
وطن یعنی زن ومردش بمیدان
همه آماده و بگذشته از جان
وطن یعنی که ادیان الهی
برای حفظ کشور گشته راهی
وطن یعنی که ایران سرفرازاست
علی دارد به عالم بی نیاز است
وطن یعنی قرار ( بیقراران )
بود پایگه چشم انتظاران
خداوندا وطن را حفظ فرما
فرج بر مهدی زهرا بنما
خدایا دشمن ایران فنا کن
گرفتاری از این کشور جدا کن
بیقرار اصفهانی
https://eitaa.com/PoetryHall
📣📣 #پویش
بسمه تعالی
سلام و درود بیکران ✨
🍃سرای شعر شبکه نویسندگان انقلاب اسلامی برگزار مینماید...
🌼«پویش شعر نغمههای ایثار»
🍃شاعران فرهیخته
این روزها بیش از همیشه وطن به واژههای روشن شما نیاز دارد.
بیایید با الهام از
شعار سال رهبر عزیز
و به یاد شکوه اربعین
و حماسهی جنگ تحمیلی
از گذشت، ایثار و همدلی مردمی بسراییم.
🍃شعری که دلها را به هم نزدیک کند
مهر را در کوچهها جاری سازد
و مردم را به یاری یکدیگر
به کمک مالی و روحی
و به ساختن فردایی روشنتر فراخواند.
🍃شعر شما میتواند
چراغ امیدی باشد در دل این پویش
واژهای برای بیداری دلها
و ندایی برای همدلی ملی.
🍃از سه نفر از شاعران برگزیده تقدیر
میشود...
🌼نفر اول: لوح تقدیر و سکه پارسیان
🌼نفر دوم: لوح تقدیر و کارت هدیه
🌼نفر سوم: لوح تقدیر و کارت هدیه
و تمامی اشعار زیبا در سایت نویسا
منتشر میشود.
🍃مهلت ارسال آثار تا ۱۵ اردیبهشت ماه
🍃آیدی ارسال اثر👇
@morning_rain_1403
در سرای شعر جای شعر تو خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
من معترضم به وضع فعلی اما
با «منتظر السلطنه »دشمن هستم
مردانه به پای وطنم می جنگم
من مفتخرم به این که یک زن هستم
بااینکه خودم شاعر شهر دردم
با واژه و بی واژه سخن می گویم
از درد نداری به خودم می پیچیم
باز از غم و از درد وطن می گویم
از پرچم خاکم کفنی می دوزم
بر دشمن دین و میهنم می تازم
با شوق دل و قوت دستان خودم
باخشت وطن بهشت را می سازم
در خانه پدر به من علی را آموخت
نام حسنین بر لبم زمزمه است
مادر همه شب به ذکر یا زهرا بود
پوشیدگی حجابم از فاطمه است
من معترضم به وضع فعلی آری
اما نفس من است: ایرانِ قوی
هرگز ندهم دل به اراجیف ترامپ
هرگز ندهم گوش به مریم رجوی
هرچند که پینه بسته دستان ترم
هرچند که بر دلم غم نان دارم
باز از غم و از درد وطن می گویم
تا خون به رگممانده و تا جان دارم
ایرانیام و به هر کجایش باشم
در سینهی خود عشق وطن دارم من
هم کوچه به کوچه شیرمردان غیور
هم خانه به خانه شیرزن دارم من
ایرانیام و جهان بداند هر روز
در یاری رهبرم کفن می پوشم
حبُّ الوطن است نیمی از ایمانم
من معترضم ولی وطن نفروشم
هر جا که بسوزد وطنم در آتش
باید که در این حادثه دریا بشویم
وقتش شده که من و تو باهم باشیم
وقتش شده که من تو هم ما بشویم
عشق است که موج میزند چون دریا
در نقشهی زیبا و قشنگ ایران
ماییم که تا همیشه با هم هستیم
در سایهی پرچم سه رنگ ایران
ای کاش رسد زمزمهی جآء الحق
بر گوش جهان که گویدش جبرائیل
وقت است که نابود شود آمریکا
وقت است که از بین رود اسرائیل
چون تک تکشان برای ما بیگانه است
از هر دوی شان به دل تنفر داریم
ما پیرو راه حیدر کرّاریم
در کشتن دشمنان تبحُّر داریم
خوشبخت کسی که تا دم آخر هم
با رهبر خویش عهد خود نشکسته
بیچاره و بدبخت و وطن نشناس است
هرکس که به ربع پهلوی دل بسته
با وحدت و اتحاد یک بار دگر
ایران عزیز خویش را می سازیم
ماییم که با ولی خود هم قسمیم
مائیم که به "سید علی" می نازیم
آری صف ما جداست از اهریمن
دریاست وطن من و تو همچون رودیم
"عجل فرج" است ذکر روز و شب ما
ما منتظران مهدی موعودیم
#تبسم_رضازاده«شدتی»
#نیلوفرآبی
https://eitaa.com/PoetryHall
🇮🇷✋🏻 برای #ایران و هرکس مرام ایرانی دارد و زیر بار ظلم نمیرود
جنگ آخر
................
این جنگ، جنگ آخر است آشوب و دعوا نیست
پایان اسرائیل دیگر یک معمّا نیست
تا چند روز دیگر اسرائیل میمیرد
ایران در اوج قلّه است! این حرف، رؤیا نیست
دنیا به چشم خویش خیلی زود خواهد دید
در نقشهها نامی از این ابلیس زیبا نیست
آزادگان راهی شدند از آن سر عالم
ایران رجز میخواند و در جنگ، تنها نیست
میدان شهر این روزها میدان جنگ است و
در خانه ماندن در مرام مردم ما نیست
هرکس که غیرت دارد اینجا حاضر است اما
در بین این مردم برای دشمنان جا نیست
تاریکیِ شب را قُرق کردند مؤمنها
شبهای قدر انقلاب است و چراغانیست
محمد عابدی
https://eitaa.com/PoetryHall
.
فرمول الماس
تا حالا شده حس کنی زندگی مثل یه منگنه غولپیکر داره استخونای باورت رو خرد میکنه؟ درست تو همین نقطه جنون یه فیزیک عجیب توی روح آدم بیدار میشه. ذغالسنگ رو ببین؛ زیر فشار وحشتناک زمین به جای پودر شدن تصمیم میگیره الماس بشه. مقاومت یعنی همین!
یعنی تبدیل سهمگینترین فشارها به درخشانترین ابدیت.
من اسمش رو گذاشتم اخلاق جلال.
یعنی همون پارادوکس نابی که سینه سپر میکنی تا شیشه لطافت قلب جامعه ترک برنداره. جایی که زخم خودش میشه منشأ زیبایی. توی دنیایی که حقیقت زیر آوار رسانهها دفن شده، ایستادگی یعنی وفاداری به اصالتت ...حتی در تنهایی مطلق!
مقاومت به ما یاد میده بنبست فقط یه توهمه و امید یه تصمیم مقتدرانه وسط محاصرهست. ما ایستادیم تا به واژههای صلح و کرامت، بازو و قدرت بدیم؛ برای ساختن جهانی که توش قد هیچ انسانی جلوی فرعونها خم نشه.
اگر شب ببارد، اگر غم بگیرد
دل صخرهام رنگ ماتم بگیرد
فشار زمانه اگر استخوان را
میان شکاف جهنم بگیرد...
نمیترسم از سایهی ناتوانی
که من کوهم و راز الماس دارم...
#امید
#مقاومت
#جستار
#شعر
🌼#طاهرهموحدیپور
🌼#مهدا
https://eitaa.com/PoetryHall
نصرُمن الله و فتحَُ قریب
مردم جانبرکف و پاک و نجیبش را ببین
پرچم پاینده و عزت نصیبش را ببین
دست بر دامان حق دارد به هر حالی که هست
در هجوم فتنه ها اَمَّن یُجیبش را ببین
هست جمهوری اسلامی ایرانم حرم
جلوه ی کرب و بلایی،بوی سیبش را ببین
هست ایران ملتِ آقایِ مظلومان حسین(ع)
جوششِ ایثارِ در راه حبیبش را ببین
با تمامِ عزم خود راهی به سوی قله هاست
اقتدارِ در فرازِ بی نشیبش را ببین
گربه ی ایران من شیر است وقت کارزار
در دلِ میدان خروشِ بی شکیبش را ببین
قطع کرده دستهای ظلم را از خاکِ خویش
غیرتِ از مکرِ دشمن نافریبش را ببین
می کشد بهر تمام قُلدران خط و نشان
در خلیج فارس خطهای اُریبش را ببین
آتشی انداخته در خرمن اهریمنان
سوزش اهریمن از سوز و لهیبش را ببین
دیده ای نَصرُمن اللّهی که سویش می رسد
چند وقتی صبر کن فتح قریبش را ببین
#تنگه_هرمز
#ایران_مقتدر
احمد رفیعی وردنجانی
https://eitaa.com/PoetryHall
علی را گرچه دشمن کشت اما مجتبیٰ مانده
و بالا پرچم فرماندهی کل قوا مانده
تمام زور خود را زد بخواباند مچ ما را
نشد تسلیم ایران و خودش در تنگنا مانده
نمیدانم چرا عبرت نمیگیرند از تاریخ
چه زود از یادشان رفته ، طبس در یاد ها مانده
سلاحی هست از جنگنده و از ناو بالاتر
ترور کردند هرکس را که شد .. اما خدا مانده
خداوندی که موشک ها به دستش می شود پرتاب
و ردّ سیلی اش بر صورت طاغوت جا مانده
خداوندی که خرمشهر را میگیرد از صدام
چنان بستهست هرمز را دهان خصم وا مانده
خدایی که چنین مبعوث کرده مردمانش را
که در میدان نود میلیون نفر نه ! جانفدا مانده ..
خداوندی که ملت را کشانده در خیابان ها
خدای ملتی که زخمی اما روی پا مانده
حسینی با یزیدی تا ابد بیعت نخواهد کرد
که میگوید شعار کربلا در کربلا مانده
مسیر نهضت ما انقلاب حضرت مهدیست
نفهمیدند جمهوری اسلامی چرا مانده !
حسین_خزایی
میلاد_خانی
https://eitaa.com/PoetryHall
سایه گستر ...
در خم ابروی تو محراب زانو می زند
چشم تو با باده های ناب پهلو می زند
سایه گستر گشته مژگان تو از شرق نگاه
لشگر خواب است در چشم تو اردو می زند
ریشه ی چشمک پرانی های انجم از کجاست؟!
نرگس امیّدواران است سو سو می زند
بستگی دارد به موی دوست طول عمر ما
خاصه وقتی شانه بر امواج گیسو می زند
علتش عشق است اگریک مرد ازشب تا سحر
خستگی را از لباس شهر جارو می زند
دشمنش پنداشتیم و در حقیقت دوست بود
بوسه بر زخمی که آن را نیش زالو می زند
ای خوش آن تأدیب که از سوی قهر دلبر است
زنده آن سیلی که بر رخسار من او می زند
کار و کوشش فصل نشناسدزمستان پیشکش
نانوا کل فصول سال پارو می زند
این صدای چیست می پیچد درون ذهن من
ضربه ی نفس است بر قلب خدا جو می زند
مثل حافظ گر کنی اندیشه شاعر می شوی
در کلاس درس تو تاریخ زانو می زند .
علیرضا اطلاقی
https://eitaa.com/PoetryHall
بگرد و در طلب باش و ببین آیین یاران را
بگردان دیده از عکس و ببین آئینه داران را
ببین در خاک بی مقدار، مقدار صنوبر را
ببین در خاک، گوهر را، ببین گوهر عیاران را
اگرچه تیرگی بسیار و کوتاهی فراوان است
بپوشان چشم و حیران دیده ور شو نورباران را
« زمستان است، سرها در گریبان است » ای شاعر
پس از چندین زمستان، سبز می بینی بهاران را
مبارک روز فرخنده، خوشا دوران آسوده
که می بینیم از طرف چمن طوفان سواران را
چه باید کرد؟ پاسخ چیست؟ جز این جمله ی کوتاه
نمی خواهیم جز آنچه پسندیده ست یار آن را
علیرضا قربان خان
https://eitaa.com/PoetryHall
(راهِ طلب)
چنانکه شعرِ شهودی، خیال هم دارد
اگر ز حَد گذرَد ، ابتذال هم دارد
سخن، ظریف بگو با دلالت و حکمت
که در بیانِ حقیقت، خیال هم دارد
جمالِ حضرتِ حق را توان به عالم دید
که جز جمال، شکوه و جلال هم دارد
به آسمان و زمین غیر ازو چه میبینی؟
اگرچه، دیدهی انسان، ضَلال هم دارد
بگوی: "اَشهَدُ اَن لا اِلهُ..." و بگذر از آن
که درکِ اندکِ ما ، اختلال هم دارد
بکوش در رَہِ عشق و بهغیر عشق، مکوش
اگرچه نیز در این رَه، مَلال هم دارد
مَلال، وقتِ فِراق است و عیش، وقتِ وصال
چنانکه عشق، فِراق و وصال هم دارد
شکست، اگرچه سرآغازِ راهِ پیروزی است
ولی بدونِ گمان، انفعال هم دارد
خوش آنکسی که بهراهِ طلب، کند کوشش
چنانکه گویی با خود، جدال هم دارد
ولی شتابانرفتن، نشانِ بیخِردیاست
خصوصاً آن که زمان و مَجال هم دارد
کسی که رهروِ داناست نیک میداند
که رَه، دراز چو شد، اعتدال هم دارد
زمانشناسی نوعی ذکاوت است و کمال
که این کمال، اثر بَر مقال هم دارد
زبان به کامگرفتن چهسود وقتِ سخن؟
که این زبان را در کام، لال هم دارد
سخن بهجای، بگو تا سخن، نکو افتد
چنانکه گوشهی لب، جای خال هم دارد
بهجا نشسته چو خالِ سیاه، زیبا هست
وگرنه رنگِ سیَه را ، زغال هم دارد
صفای سینه نبیند چو چشم ظاهربین
چهسود اگر که بهظاهر کمال هم دارد
مگیر خُرده به لفظِ نمازِ ما ای شیخ!
که این ادای خطا را ، بِلال هم دارد
بگو به سرو به سبزی ظاهریت مناز
که سبزِ بیثمری را ، نهال هم دارد
بجوی سیرتِ زیبا... نه صورتِ زیبا
که گاه، آدمِ بدخو، جمال هم دارد
گهرشناس، به اصلِ گهر نظر دوزد
وگرنه ظاهرِ زیبا... سُفال هم دارد
بگو به اهلِ ستم، طبق گفتهی تاریخ
که : هر شرارتی آخِر، نِکال هم دارد
به این مقامِ موقت، مبال و غرّه مشو
چنانکه ماهِ منوّر ، زوال هم دارد
ولادت است اگر ابتدای ما به جهان
یقین کنیم بشر ، ارتحال هم دارد
دو روزِ عمر، بهسر میرسد به سرعت نور
رسد چو حکمِ اجل، امتثال هم دارد
به شعرِ (ساقیِ) اگر با نگاهِ دل نگری
یقین کنی که غمِ ایدهآل هم دارد
خطا مکن به نهان یا عیان که در دوجهان
کسی که کرد خطا ، گوشمال هم دارد .
سید محمدرضا شمس (ساقی)
https://eitaa.com/PoetryHall