🏴 در شهادت حضرت محمدبنعلی الجواد سلاماللهعلیه
از تاب رفت و داشت به لب ذکر آب آب
از تشنگیّ او جگرِ آب شد کباب
میریخت آتش از لب او از شرار زهر
از شرم تشنهکامی او دجله میشد آب
بود ازقضا شبیه رضا روی خاکِ سرد
بلکه رها کند جگرش را از التهاب
فخرالائمه بود و چنین بیکس و غریب
جان بهشت بود و چنین بود در عذاب
دنیا به دست پستِ حسودی زبون گرفت
از جسم ناتوانِ گل فاطمه گلاب
بر داغ سینه و غم و اندوه و حاجتش
شد رقص و شادی و طرب و هلهله جواب
خون میچکید در غمش از چشم آسمان
از غربتش نشست به خون دیدۀ تراب
بر صفحههای عمر کمش گریه کرد درد
بعدش نوشت در غم او اشک، صد کتاب
ای کاش ما کبوتر بام تو میشدیم
بالای جسم پاک تو در زیر آفتاب
محمدتقی عارفیان
#محمدبنعلی
#حضرت_امام_محمدتقی
#شهادت_حضرت_جوادالائمه_تسلیت
https://eitaa.com/PoetryHall
پدری کرد نصیحت به پسر
که نظر کن به من ای جانِ پدر
پسرم ، باغ ِ پدر را تو ببین
همه زردآلو و سیب است زمین
رد شد از آن طرفش جاده یِ شهر
جاری است این طرفش یکسره نهر
به بهاران که درختان شِکُفند
یا به مرداد که حاصل بدهند
همه یِ رهگذران ، خُرد و کبیر
هر کس از باغ بگیرد تصویر
با درختان و گل و چای و کباب
می شود منظره ای ناز به قاب
ولی افسوس که در فصلِ خزان
یا زمستان که رسد وقت ِ زیان
یک مسافر نکند یاد زِ باغ
جز من و بیلِ من و زاغ و کلاغ
دیگران حظ ببرند از ثمرش
باغبان خم شود از غم کمرش
پسرم ، درس از این باغ، بگیر
زندگی باغ عجیبی است ، دلیر
تا که سرحال و خوشی، شمع شبی
در مریضی ، تک و تنها به تبی
تا که داری ، همه یارت هستند
در نداری کس و کارت هستند ؟
باغبان ِ تو من و مادر توست
مثل ِ من یکسره او در برِ توست
دل به لبخندِ مسافر مسپار
رهگذر نیست به مِحنت زده یار
عباس بهمنی
https://eitaa.com/PoetryHall
از دست زمانه خون جگر بود جواد(ع)
یک عمر اسیر ام شر بود جواد(ع)
یک شهر غریبه بود با او اما
در خانه ی خود غریب تر بود جواد(ع)
محمدجواد منوچهری
#یا_جواد_الائمه_ادرکنی
https://eitaa.com/PoetryHall
🔹🔸تقدیم به امام جواد علیه السلام🔸🔹
عطر یوسف را ز مصر باستان آوردهاند
یا ملائک از خراسان زعفران آوردهاند؟
خاک، امروز از قدوم یار افلاکی شدهست
یا برایش تُربت از باغ جنان آوردهاند؟
کاروانی از فرشته طاقهای از نور را
کهکشان در کهکشان در کهکشان آوردهاند
تا پرستوهای قُدسی، مأمنی پیدا کنند
از مقام عرش، بر فرش آشیان آوردهاند
باز در گوش صدف باید سرود عشق خواند
ای سروش آواز کن! دُرّ گران آوردهاند
تا طنینش گنبد هفتآسمان را پر کند
هاتفان گلدسته میجویند، اذان آوردهاند
سفرهی احسان و بخشایش به شوق آمد که دید
آبروی جود را از لامکان آوردهاند
کشتیِ اهل وِلا خالی نماند از ناخدا
از حریرِ ماهتابش، بادبان آوردهاند
یک غزل دارد ولایت، چارده بیتالغزل
آسمانیها برای شعر، «آن» آوردهاند
مشهد و بابُ الجواد و گنبد برفی... ببین!
ابرها نقل و نبات از آسمان آوردهاند
عطر فروردین میآید از خراسانِ رضا
دستهگل از دامن این بوستان آوردهاند
یا رضا! از روضهی رضوان به یُمن نوگُلت
صد گلستان را برایت ارمغان آوردهاند
ای غزالان! در به در دنبال صیّادید اگر
در مدینه دلبری ابرو کمان آوردهاند
به! چه مولودی! دهان یاوهگویان بسته شد
شیعیان را مرهم زخم زبان آوردهاند
کاروان نور حیران بود بعد از شاه توس
کاروان! برخیز از جا! ساربان آوردهاند
شیعه مولودی از این مولا مبارکتر ندید
در تن اسلام، گویی باز جان آوردهاند
از تبار شیر حق، بخشندهای دیگر رسید
ای یتیمان سفره بگشایید! نان آوردهاند
نام تو نور است روی چشم سرد طاقچه
با تو آیینه برای شمعدان آوردهاند
از تو میگویند شببوها به گوش رازقی
سروها نام تو را روی زبان آوردهاند
این زمان باید که حرزت را به بازو داشتن
فتنهها بر ما هجومی بیامان آوردهاند
تا ثریّا رفته علمت، خوشخیالی را ببین!
عالمان دهر، پیشت نردبان آوردهاند
وای من! در جامِ درمانِ جهان، سم ریختند
نوشدارو را به بزم شوکران آوردهاند
چشمهی جود و کرم! در خانهات لبتشنهای!
در مقاتل روضههای خونفشان آوردهاند
آه از آن غربت که باشد قاتلت همخانهات!
پشت درب حجرهات آوازهخوان آوردهاند
در تسلّای عزای تو کبوترها سه روز
بالهاشان را برایت سایهبان آوردهاند
آه! از آن خورشید بیسر که سرش بیسایه بود
بر سرِ آن تن، چهها شمر و سنان آوردهاند؟!
کِی لب حق بسته گردد؟ اهل باطل را ببین!
در مصاف صوت قرآن، خیزران آوردهاند
مثل اکبر، غربتت را روضهخوانان خواندهاند
هر زمان تابوتی از سروی جوان آوردهاند
✨گروه هیئت الشعرا✨
🌷سروده ی جمعی از شاعران قم🌷
#امام_جواد_علیه_السلام
#جوان_الائمه_علیه_السلام
#باب_المراد
https://eitaa.com/PoetryHall
کوثر رضا
.................
زیبندهی جود و بندهی خوب خداست
ذوب است در او رضا و مجذوب دعاست
میلاد و شهادتش پر از فاطمه است
این سوره کوثری که محبوب رضاست
محمد عابدی
https://eitaa.com/PoetryHall