O slain by tears, heir to Hussein's pain,
May your grief never reside in a heart cold to Hussein.
History resembled a lifeless body,
It was your blood that brought it to life, O Hussein.
🌼#Hamed_Touni
ای کشتهٔ اشک، وارث درد حسین
داغ تو مباد در دلی سرد حسین
تاریخ به مردهپیکری میمانست
این خون تو بود زندهاش کرد حسین
🌼#حامد_طونی
https://eitaa.com/PoetryHall
The Arbaeen of Solidarity
The Pilgrim's Heart-Home
Built from bricks of simplicity,
How unadorned!
And its windows open onto
The boundless garden of affection—
How full of blossoms!
Every dawn...
The sun rises from the courtyard's edge,
And dew-drops of tears
Settle on the petals of cheeks.
No need for dazzling gold,
No desire for lofty palaces!
In simple, earthy homes,
They offer hospitality—
How unadorned!
Light and serene,
In the shadow of angels' wings,
In the embrace of majestic palm groves.
Here, words, unmasked,
Settle on the ground of honesty,
And gazes, carefree,
Shine upon the mirror of the sky.
In this unadorned abode,
Hearts, like wildflowers,
Self-grown and unpretentious,
Scent the air with life's fragrance.
And this is the secret of vitality
In life's winding paths,
And at the peak of kindness!
This is the Arbaeen of Solidarity...
Tahereh Mowhedi Pour (Mahda)
https://eitaa.com/PoetryHall
اربعین همدلی
خانهی قلب زائر
از آجر سادگی بنا شده
چه بیپیرایه !
و پنجرههایش رو به باغِ بیانتهای مهر
باز است
چه پر شکوفه!
هر طلوع...
آفتاب از کرتِ ایوان میدمد
و شبنمِ اشک
بر گلبرگِ گونه مینشیند
نه نیازی به زرِ پر زرق و برق،
نه تمنای کاخهای بلند!
در خانههای خاکیِ ساده
پذیرایی میکنند
چه بی پیرایه!
سبک و آرام
در سایهی بالهای فرشتگان
در آغوش نخلستانهای باشکوه
اینجا،کلمات، بینقاب
بر زمینِ صداقت مینشینند
و نگاهها، بیدغدغه، بر آینهی آسمان
می تابند
در این سرای بینقش،
قلبها چون گلهای دشت
خودرو و بیادعا،
عطرِ زندگی را میپراکنند
و این است رازِ سرزندگی
در پیچ و خمِ زندگی
و در اوج مهربانی!
اینجا اربعین همدلیست...
طاهره_موحدیپور(مهدا)
https://eitaa.com/PoetryHall
💔روزگار غریبی است!
دهانت را میبویند
مبادا که گفته باشی دوستت میدارم
دلت را میبویند
روزگارِ غریبیست، نازنین!
و عشق را
کنارِ تیرکِ راهْبَنْد
تازیانه میزنند
عشق را در پستویِ خانهْ نهان باید کرد
در این بُنبستِ کجوپیچِ سرما
آتش را
به سوختبارِ سرود و شعر
فروزان میدارند
به اندیشیدنْ خطر مکن
روزگارِ غریبیست، نازنین!
آن که بر دَر میکوبد شباهنگام
به کُشتنِ چراغ آمده است
نور را در پستویِ خانهْ نهان باید کرد
آنَکْ قَصّابانند
بر گُذَرگاهها مستقر
با کُنده و ساتوری خونآلود
روزگارِ غریبیست، نازنین!
و تبسم را بر لبها جرّاحی میکنند
و ترانه را بر دهان
شوق را در پستویِ خانه نهان باید کرد
کبابِ قناری
بر آتشِ سوسن و یاس
روزگارِ غریبیست، نازنین!
🌼الف.بامداد
https://eitaa.com/PoetryHall
از کربلا برگشتم و دلتنگ دیدارم
هر لحظه میسوزم ولی آروم میبارم
یاد حریمت میکنه قلب منو آروم
تنهاترین فریادعالم، حضرت مظلوم
اینجاست جسم من ولی قلبم تو مشایه
عشقت کنارم بوده هر دم سایه به سایه
نذر تو کردم زندگیمو تا حسینی شم
مثل شهیدا عاشقت مثل خمینی شم
بارون گرفته باز کردم چتر رویامو
چیزی نمیخوام از جهان جز عشق آقامو
رخت عزای تو کفن میشه برای ما
مارو شفاعت میکنه پیش خدای ما
حرفایی که میگم زیاده، عشق تو نوشه
خونت حریم ماه، مهرت مثل آغوشه
آغوشتو وا میکنی روی همه عالم
با اربعین تو شروع میشه همه سالم
از کربلا تا غزه این تاریخ تکراره
راه حسین راه جهاد و راه ایثاره
ساده بگم سادهترش اینه حسین دینه
آزاده بودن رسمشه این رسم آئینه
نسل حسین امروز هم دنباله داره باز
آقا برای نائبش میخواد بازم سرباز
سرباز راه دین باید راوی عزّت شه
جان بر کف سیدعلی، سهمش شهادت شه
این جاده واشد رمز اون نقش شهیدا بود
شهد شهادت نوش جون رو سفیدا بود
#فاطمه_خلج
#اربعین_حسینی
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
وطن!
مرا به نخل آویزان کنید
من به او خیانت نمیکنم.
این زمین و مزرعه من است.
اینجا در گودالهای آن افتادهام،
و دستانم در آتش سوخته است.
در اینجا شیر شتر
را در کودکی سر کشیدهام.
وطن من روایت روزهای شاد و غمگین نیست.
وطن در رویا نمیزید
و نه در مزرعهای در آغوش ماه،
و نه در قطرهای نورانی بر گل رز.
وطن من غریبهای خشمگین است
در اضطراب قرنها
با ماشهای کشیده بر شقیقهاش.
وطن من، کودکی است،
که دستانش را با امید و شجاعت
به سوی شادی دراز میکند.
او بادی است در زندان.
و شاخههایی است
در نور و تاریکی،
پیرمردی است که
در این شاخساران جاودان
در ماتم زمین و پسرانش نشسته است.
این سرزمین پوست و استخوان است.
وطن!
مرا به نخل آویزان کنید
من به او خیانت نمیکنم.
این زمین و مزرعه من است.
اینجا در گودالهای آن افتادهام،
و دستانم در آتش سوخته است.
در اینجا شیر شتر
را در کودکی سر کشیدهام.
وطن من روایت روزهای شاد و غمگین نیست.
وطن در رویا نمیزید
و نه در مزرعهای در آغوش ماه،
و نه در قطرهای نورانی بر گل رز.
وطن من غریبهای خشمگین است
در اضطراب قرنها
با ماشهای کشیده بر شقیقهاش.
وطن من، کودکی است،
که دستانش را با امید و شجاعت
به سوی شادی دراز میکند.
او بادی است در زندان.
و شاخههایی است
در نور و تاریکی،
پیرمردی است که
در این شاخساران جاودان
در ماتم زمین و پسرانش نشسته است.
این سرزمین پوست و استخوان است.
🌼محمود درویش
https://eitaa.com/PoetryHall
شاخههای عشق بی روی تو پرپر میشود
چشمهای آسمان از غربتت تر میشود
بالهای خستهی امید گشته بیرمق
شیشهی احساس ما هر دم مکدر میشود
باغبان ما زمینیهایی و عشق زمان
با وجودت باغ تقوامان، معطر میشود
گرچه محرومیم از یک لحظهی دیدارتان
دل ولی همواره محزون تو دلبر میشود
صادقانه حرف دل را میزنم یابن الحسن
ارتباط بین ما هر روز کمتر میشود
با تبسمها، خوشیها، جمعمان بیگانه است
لحظههامان در فراق و حزن تو سر میشود
" هر کسی کو دور ماند از اصل خویش "
با وصال یار قلب او منور میشود
#معصومهمشهدیزاده
#این_صاحبنا
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
🌼قالب مناسب اشعار وطنی
برای سرودن اشعار وطنی انتخاب قالب شعری مهم است تا پیام واحساس به بهترین شکل منتقل شود.
چند قالب متناسب با اشعار وطنی چه از نظر ساختار چه از نظر پتانسیل محتوایی پیشنهاد میشود که امروز غزل را بررسی مینماییم.
🌱غزل
غزل با ساختار لطیف و موسیقایی خود، میتواند بستر مناسبی برای بیان احساسات عمیق امید و عشق به وطن باشد. در غزل میتوان با استفاده از قافیه و ردیف، نوعی همبستگی و تداوم معنایی ایجاد کرد که حس اتحاد و پایبندی به آرمانها را تقویت میکند.
در غزلهای امیدبخش و وطندوستانه میتوان به موضوعاتی چون استقامت مردم، زیباییهای طبیعت ایران، نقش جوانان در ساخت آینده، یادآوری رشادتهای گذشته و افقهای روشن آینده پرداخت. زبان غزل میتواند هم حماسی باشد و هم تغزلی، که این انعطافپذیری به شاعر امکان میدهد تا ابعاد مختلفی از امید و وطندوستی را به تصویر بکشد.
https://eitaa.com/PoetryHall
به گِردت زندگانی بر مدار است
گمانم بخت با پروانه یار است
نشسته قاصدک بر شانه ی گل
همین فردا، همین فردا بهار است
#امید_به_فردا
#مریم_محبی_نژاد_کرمان_نرماشیر
https://eitaa.com/maryammohebi14
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
وطنم تنم چه باشد که بگویمت تنی تو
که تو جانی و سراپا همه جان روشنی تو
وطنم تو بوی باران به شب ستاره باران
که خوشی و خوشترینی به مذاق میگساران
من اگر سروده باشم وطنم تو شعر نابی
من اگر ستاره باشم وطنم تو آفتابی
وطنم ، وطنم، وطنم ایران
همه جانی به تنم وطنم ایران
وطنم خوشا نسیمت که وزدنش گل از گل
وطنم خوشا شمیمت که دمیدنش تغزل
وطنم که شعر حافظ شده وصله تن تو
که شکفته شعر سعدی به بهار دامن تو
وطنم درودی از من به تو به عاشقانت
که سپرده ام به پیکت به نسیم مهربانت
ایران من ،ایران من
ای مهر تو، برجان من
🌼حسین منزوی
https://eitaa.com/PoetryHall
خزانی کرد باغم را شبی داغ زمستانت
شنیدم جامهی مشکی به تن کردست بستانت
تبر بوسید زخمم را شکوفا شد هزاران زخم
بلی بیچاره کرده عشق را، حق نمکدانت
قناری قصد رفتن دارد از باغ بدون تو
قفس بهتر برای مرغک دور از گلستانت
برای مرگ شب بوها، زمین جای قشنگی نیست
دعا کن رفتنم همراه شب بو باشد از آغوش دستانت
مرا ققنوس نامیدند و آتش شعله ور تر شد
بسوزان جامهی تثلیث را با داغ هجرانت
#مهتاب_بهشتی
#عاشقانه_هجران
~محفل شعر بانوان قم🌹گوهرشاد~
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
✨
عاشقانهخواندنِ گنجشکها کارِ شماست
روز، نورِ آسمانش را بدهکارِ شماست
هر طرف رو میکنی صبح از همان سو میدمد
آفتاب، امروز هم بر روی دیوارِ شماست
هرکسی در حد خود عرضِ ارادت میکند
گل بهقدرِ جانِ کوتاهش، خریدارِ شماست
مظهر زیباییاست و دلبریها میکند
ماه با هرچه که دارد، خود طرفدارِ شماست
قیمتِ هر گوهری را با شما سنجیدهاند
ارزشِ چشم من اندازهی دیدارِ شماست
بیدِ مجنون تا قیامت عاشقی را پیشهکرد
شک ندارم انتشارِ عشق هم، کارِ شماست
| #الهه_سلطانی |
@ElaheSoltani
https://eitaa.com/PoetryHall