از کربلا برگشتم و دلتنگ دیدارم
هر لحظه میسوزم ولی آروم میبارم
یاد حریمت میکنه قلب منو آروم
تنهاترین فریادعالم، حضرت مظلوم
اینجاست جسم من ولی قلبم تو مشایه
عشقت کنارم بوده هر دم سایه به سایه
نذر تو کردم زندگیمو تا حسینی شم
مثل شهیدا عاشقت مثل خمینی شم
بارون گرفته باز کردم چتر رویامو
چیزی نمیخوام از جهان جز عشق آقامو
رخت عزای تو کفن میشه برای ما
مارو شفاعت میکنه پیش خدای ما
حرفایی که میگم زیاده، عشق تو نوشه
خونت حریم ماه، مهرت مثل آغوشه
آغوشتو وا میکنی روی همه عالم
با اربعین تو شروع میشه همه سالم
از کربلا تا غزه این تاریخ تکراره
راه حسین راه جهاد و راه ایثاره
ساده بگم سادهترش اینه حسین دینه
آزاده بودن رسمشه این رسم آئینه
نسل حسین امروز هم دنباله داره باز
آقا برای نائبش میخواد بازم سرباز
سرباز راه دین باید راوی عزّت شه
جان بر کف سیدعلی، سهمش شهادت شه
این جاده واشد رمز اون نقش شهیدا بود
شهد شهادت نوش جون رو سفیدا بود
#فاطمه_خلج
#اربعین_حسینی
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
وطن!
مرا به نخل آویزان کنید
من به او خیانت نمیکنم.
این زمین و مزرعه من است.
اینجا در گودالهای آن افتادهام،
و دستانم در آتش سوخته است.
در اینجا شیر شتر
را در کودکی سر کشیدهام.
وطن من روایت روزهای شاد و غمگین نیست.
وطن در رویا نمیزید
و نه در مزرعهای در آغوش ماه،
و نه در قطرهای نورانی بر گل رز.
وطن من غریبهای خشمگین است
در اضطراب قرنها
با ماشهای کشیده بر شقیقهاش.
وطن من، کودکی است،
که دستانش را با امید و شجاعت
به سوی شادی دراز میکند.
او بادی است در زندان.
و شاخههایی است
در نور و تاریکی،
پیرمردی است که
در این شاخساران جاودان
در ماتم زمین و پسرانش نشسته است.
این سرزمین پوست و استخوان است.
وطن!
مرا به نخل آویزان کنید
من به او خیانت نمیکنم.
این زمین و مزرعه من است.
اینجا در گودالهای آن افتادهام،
و دستانم در آتش سوخته است.
در اینجا شیر شتر
را در کودکی سر کشیدهام.
وطن من روایت روزهای شاد و غمگین نیست.
وطن در رویا نمیزید
و نه در مزرعهای در آغوش ماه،
و نه در قطرهای نورانی بر گل رز.
وطن من غریبهای خشمگین است
در اضطراب قرنها
با ماشهای کشیده بر شقیقهاش.
وطن من، کودکی است،
که دستانش را با امید و شجاعت
به سوی شادی دراز میکند.
او بادی است در زندان.
و شاخههایی است
در نور و تاریکی،
پیرمردی است که
در این شاخساران جاودان
در ماتم زمین و پسرانش نشسته است.
این سرزمین پوست و استخوان است.
🌼محمود درویش
https://eitaa.com/PoetryHall
شاخههای عشق بی روی تو پرپر میشود
چشمهای آسمان از غربتت تر میشود
بالهای خستهی امید گشته بیرمق
شیشهی احساس ما هر دم مکدر میشود
باغبان ما زمینیهایی و عشق زمان
با وجودت باغ تقوامان، معطر میشود
گرچه محرومیم از یک لحظهی دیدارتان
دل ولی همواره محزون تو دلبر میشود
صادقانه حرف دل را میزنم یابن الحسن
ارتباط بین ما هر روز کمتر میشود
با تبسمها، خوشیها، جمعمان بیگانه است
لحظههامان در فراق و حزن تو سر میشود
" هر کسی کو دور ماند از اصل خویش "
با وصال یار قلب او منور میشود
#معصومهمشهدیزاده
#این_صاحبنا
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
🌼قالب مناسب اشعار وطنی
برای سرودن اشعار وطنی انتخاب قالب شعری مهم است تا پیام واحساس به بهترین شکل منتقل شود.
چند قالب متناسب با اشعار وطنی چه از نظر ساختار چه از نظر پتانسیل محتوایی پیشنهاد میشود که امروز غزل را بررسی مینماییم.
🌱غزل
غزل با ساختار لطیف و موسیقایی خود، میتواند بستر مناسبی برای بیان احساسات عمیق امید و عشق به وطن باشد. در غزل میتوان با استفاده از قافیه و ردیف، نوعی همبستگی و تداوم معنایی ایجاد کرد که حس اتحاد و پایبندی به آرمانها را تقویت میکند.
در غزلهای امیدبخش و وطندوستانه میتوان به موضوعاتی چون استقامت مردم، زیباییهای طبیعت ایران، نقش جوانان در ساخت آینده، یادآوری رشادتهای گذشته و افقهای روشن آینده پرداخت. زبان غزل میتواند هم حماسی باشد و هم تغزلی، که این انعطافپذیری به شاعر امکان میدهد تا ابعاد مختلفی از امید و وطندوستی را به تصویر بکشد.
https://eitaa.com/PoetryHall
به گِردت زندگانی بر مدار است
گمانم بخت با پروانه یار است
نشسته قاصدک بر شانه ی گل
همین فردا، همین فردا بهار است
#امید_به_فردا
#مریم_محبی_نژاد_کرمان_نرماشیر
https://eitaa.com/maryammohebi14
در سرای شعر، جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
وطنم تنم چه باشد که بگویمت تنی تو
که تو جانی و سراپا همه جان روشنی تو
وطنم تو بوی باران به شب ستاره باران
که خوشی و خوشترینی به مذاق میگساران
من اگر سروده باشم وطنم تو شعر نابی
من اگر ستاره باشم وطنم تو آفتابی
وطنم ، وطنم، وطنم ایران
همه جانی به تنم وطنم ایران
وطنم خوشا نسیمت که وزدنش گل از گل
وطنم خوشا شمیمت که دمیدنش تغزل
وطنم که شعر حافظ شده وصله تن تو
که شکفته شعر سعدی به بهار دامن تو
وطنم درودی از من به تو به عاشقانت
که سپرده ام به پیکت به نسیم مهربانت
ایران من ،ایران من
ای مهر تو، برجان من
🌼حسین منزوی
https://eitaa.com/PoetryHall
خزانی کرد باغم را شبی داغ زمستانت
شنیدم جامهی مشکی به تن کردست بستانت
تبر بوسید زخمم را شکوفا شد هزاران زخم
بلی بیچاره کرده عشق را، حق نمکدانت
قناری قصد رفتن دارد از باغ بدون تو
قفس بهتر برای مرغک دور از گلستانت
برای مرگ شب بوها، زمین جای قشنگی نیست
دعا کن رفتنم همراه شب بو باشد از آغوش دستانت
مرا ققنوس نامیدند و آتش شعله ور تر شد
بسوزان جامهی تثلیث را با داغ هجرانت
#مهتاب_بهشتی
#عاشقانه_هجران
~محفل شعر بانوان قم🌹گوهرشاد~
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
✨
عاشقانهخواندنِ گنجشکها کارِ شماست
روز، نورِ آسمانش را بدهکارِ شماست
هر طرف رو میکنی صبح از همان سو میدمد
آفتاب، امروز هم بر روی دیوارِ شماست
هرکسی در حد خود عرضِ ارادت میکند
گل بهقدرِ جانِ کوتاهش، خریدارِ شماست
مظهر زیباییاست و دلبریها میکند
ماه با هرچه که دارد، خود طرفدارِ شماست
قیمتِ هر گوهری را با شما سنجیدهاند
ارزشِ چشم من اندازهی دیدارِ شماست
بیدِ مجنون تا قیامت عاشقی را پیشهکرد
شک ندارم انتشارِ عشق هم، کارِ شماست
| #الهه_سلطانی |
@ElaheSoltani
https://eitaa.com/PoetryHall
#رسول_اعظم_علیهالسلام
ز هجران تو اشک من روان شد
زبان درد من آه و فغان شد
تو رفتی و پس از تو ای پدرجان
علی تنهاترین مرد جهان شد
الا ای قبله گاه آرزویم
نشسته بغض داغت در گلویم
اگرچه چشم خود را بسته ای باز
تبسّم می کنی بابا به رویم
پری بشکسته چون پروانه دارم
چو شمعم گریۀ مستانه دارم
برای گریه از هجران رویت
میان بیت الاحزان خانه دارم
🌼سید هاشم وفایی
https://eitaa.com/PoetryHall
#امام_حسن_مجتبی علیهالسلام
#غزل
🔹بردباری🔹
با من بیا هرچند صبرش را نداری
یک جا مرا در راه تنها میگذاری
باشد بیا اما مپرس از رازهایم
با خضر باید سر کنی با بردباری
راهی شدم بین سکوت و باز دیدم
یک کاروان پشت سرم حرف است آری
لا سیف، لا دین، لا فتی و لا مروت
در بازگشت دورهٔ بی ذوالفقاری
گم میشود فریادهایم بین این شهر
مثل نفَسهای مسیحی بیحواری
از دستهای سردشان بیعت گرفتم
از سینههاشان وعدههای جاننثاری
سجاده را اما کشید از زیر پایم
یک روز، دستی از همین دستان یاری
هم بر دلم داغ وفا ماندهست از این قوم
هم دارم از آن روی پایم یادگاری
من صلح کردم، خوب میدانستم آنها
خود میگذارند اسم آن را سازگاری
وقتی خیال پستشان راحت شد از جنگ
گفتند دشمنشادمان کردی به خواری!
گفتم «چه برخیزم چه بنشینم امامم»
گفتند سیریم از احادیثِ شعاری!
در چشمهای خیرهات تردید پیداست
موسای بیطاقت! کماکان بیقراری
بشنو! ولی پایانِ دیدار من و توست
تأویل آن چیزی که صبرش را نداری
میرفت در تسخیر غاصب کشتی نوح
با رخنهٔ صلح من از نو گشت جاری
هذا فراق ـ ای آشنا ـ بینی و بینک
باید مرا با غربتم تنها گذاری
📝 #انسیه_سادات_هاشمی
🌐 shereheyat.ir/node/5251
✅ @ShereHeyat
https://eitaa.com/PoetryHall
سخن دارم، سخنها با مدینه
سخن از داغهای روی سینه
سخن از سوز و ساز و درد شیعه
سخن از دشمن نامرد شیعه
کجا یارای گفتن در زبان است
که سوز سینهها، آتشفشان است
مدینه باز کن لب بر سخن، باز
به ما کن شکوههای خویش ابراز
بگو از رحلت پیغمبر عشق
بگو از دردهای حیدر عشق
بگو از غربت مولای عالم
پس از هجر نبیُّ اللّه اعظم
بگو از کوچههای تنگ و باریک
بگو از گلشن ویران و تاریک
بگو از سیلی خصم ولایت
ز یاس پَرپرِگلزار عصمت
بگو از سبزپوش کوچههایت
ز داغ جانگداز مجتبایت
چرا شد پیکرش در پیش باران
به جای لاله باران، تیر باران
مگر سمّی که نوشید از عداوت
شد از آن قسمتش فیض شهادت
دل دشمن نشد راضی به این حدّ
که باید تیر بر تابوت او زد
خدایا این مصیبت بس که عظماست
تویی آگه چگونه حال زهراست
«امین» از این غم جانسوز، فریاد
در این ماتم به مهدی تسلیت باد
🌼رضا فلاح
https://eitaa.com/PoetryHall
السلام علیک یا حضرت امام رضا جانم
به شوقی در سحرگاهان شیدا
زدم دست توسل سمت مولا
دلم لرزید با دردی خروشان
به درگاهش دعا کردم فراوان
قنوت و آیه های عشق لبریز
شدند ،از صحن گوهر شاد آویز
کنارش هم نوا نقاره ها شد
عجین رقص آن فواره ها شد
تو هستی ضامن آهو رضا جان
فدایت شیعه و هندو رضا جان
جلا ده روح و جانم حضرت عشق
شفا ده روح و جانم حضرت عشق
امید و آرزویم، زائرم کن
به درگاهت رسیدم طاهرم کن
شبی در خواب دیدم غرق شورم
کنار هشتمین خورشید نورم
#سارا_عبداللهی_فر_یاس
تسلیت ایام شهادت امام رئوف
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall