eitaa logo
سرای شعر
136 دنبال‌کننده
59 عکس
8 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
به گِردت زندگانی بر مدار است گمانم بخت با پروانه یار است نشسته قاصدک بر شانه ی گل همین فردا، همین فردا بهار است https://eitaa.com/maryammohebi14 در سرای شعر، جای شعرتون خالیه https://eitaa.com/PoetryHall
وطنم تنم چه باشد که بگویمت تنی تو که تو جانی و سراپا همه جان روشنی تو وطنم تو بوی باران به شب ستاره باران که خوشی و خوشترینی به مذاق میگساران من اگر سروده باشم وطنم تو شعر نابی من اگر ستاره باشم وطنم تو آفتابی وطنم ، وطنم، وطنم ایران همه جانی به تنم وطنم ایران وطنم خوشا نسیمت که وزدنش گل از گل وطنم خوشا شمیمت که دمیدنش تغزل وطنم که شعر حافظ شده وصله تن تو که شکفته شعر سعدی به بهار دامن تو وطنم درودی از من به تو به عاشقانت که سپرده ام به پیکت به نسیم مهربانت ایران من ،ایران من ای مهر تو، بر‌جان من 🌼حسین منزوی https://eitaa.com/PoetryHall
خزانی کرد باغم را شبی داغ زمستانت شنیدم جامه‌ی مشکی به تن کردست بستانت تبر بوسید زخمم را شکوفا شد هزاران زخم بلی بیچاره کرده عشق را، حق نمکدانت قناری قصد رفتن دارد از باغ بدون تو قفس بهتر برای مرغک دور از گلستانت برای مرگ شب بوها، زمین جای قشنگی نیست دعا کن رفتنم همراه شب بو باشد از آغوش دستانت مرا ققنوس نامیدند و آتش شعله ور تر شد بسوزان جامه‌ی تثلیث را با داغ هجرانت ~محفل شعر بانوان قم🌹گوهرشاد~ @goharshadqom https://eitaa.com/PoetryHall
✨ عاشقانه‌خواندنِ گنجشک‌ها کارِ شماست روز، نورِ آسمانش را بدهکارِ شماست هر طرف رو‌ می‌کنی صبح از همان سو می‌دمد آفتاب، امروز هم بر روی دیوارِ شماست هرکسی در حد خود عرضِ ارادت می‌کند گل به‌قدرِ جانِ کوتاهش، خریدارِ شماست مظهر زیبایی‌است و دلبری‌ها می‌کند ماه با هرچه که دارد، خود طرفدارِ شماست قیمتِ هر گوهری را با شما سنجیده‌اند ارزشِ چشم من اندازه‌ی دیدارِ شماست بیدِ مجنون تا قیامت عاشقی را پیشه‌کرد شک ندارم انتشارِ عشق هم، کارِ شماست | | @ElaheSoltani https://eitaa.com/PoetryHall
ز هجران تو اشک من روان شد زبان درد من آه و فغان شد تو رفتی و پس از تو ای پدرجان علی تنهاترین مرد جهان شد الا ای قبله گاه آرزویم نشسته بغض داغت در گلویم اگرچه چشم خود را بسته ای باز تبسّم می کنی بابا به رویم پری بشکسته چون پروانه دارم چو شمعم گریۀ مستانه دارم برای گریه از هجران رویت میان بیت الاحزان خانه دارم 🌼سید هاشم وفایی https://eitaa.com/PoetryHall
علیه‌‌السلام 🔹بردباری🔹 با من بیا هرچند صبرش را نداری یک جا مرا در راه تنها می‌گذاری باشد بیا اما مپرس از رازهایم با خضر باید سر کنی با بردباری راهی شدم بین سکوت و باز دیدم یک کاروان پشت سرم حرف است آری لا سیف، لا دین، لا فتی و لا مروت در بازگشت دورهٔ بی ذوالفقاری گم می‌شود فریادهایم بین این شهر مثل نفَس‌های مسیحی بی‌حواری از دست‌های سردشان بیعت گرفتم از سینه‌هاشان وعده‌های جان‌نثاری سجاده را اما کشید از زیر پایم یک روز، دستی از همین دستان یاری هم بر دلم داغ وفا مانده‌ست از این قوم هم دارم از آن روی پایم یادگاری من صلح کردم، خوب می‌دانستم آن‌ها خود می‌گذارند اسم آن را سازگاری وقتی خیال پستشان راحت شد از جنگ گفتند دشمن‌شادمان کردی به خواری! گفتم «چه برخیزم چه بنشینم امامم» گفتند سیریم از احادیثِ شعاری! در چشم‌های خیره‌ات تردید پیداست موسای بی‌طاقت! کماکان بیقراری بشنو! ولی پایانِ دیدار من و توست تأویل آن چیزی که صبرش را نداری می‌رفت در تسخیر غاصب کشتی نوح با رخنهٔ صلح من از نو گشت جاری هذا فراق ـ ای آشنا ـ بینی و بینک باید مرا با غربتم تنها گذاری 📝 🌐 shereheyat.ir/node/5251@ShereHeyat https://eitaa.com/PoetryHall
سخن دارم، سخن‌ها با مدینه سخن از داغ‌های روی سینه سخن از سوز و ساز و درد شیعه سخن از دشمن نامرد شیعه کجا یارای گفتن در زبان است که سوز سینه‌ها، آتشفشان است مدینه باز کن لب بر سخن، باز به ما کن شکوه‌های خویش ابراز بگو از رحلت پیغمبر عشق بگو از دردهای حیدر عشق بگو از غربت مولای عالم پس از هجر نبیُّ ‌اللّه اعظم بگو از کوچه‌های تنگ و باریک بگو از گلشن ویران و تاریک بگو از سیلی خصم ولایت ز یاس پَرپرِگلزار عصمت بگو از سبزپوش کوچه‌هایت ز داغ جانگداز مجتبایت چرا شد پیکرش در پیش باران به جای لاله باران، تیر باران مگر سمّی که نوشید از عداوت شد از آن قسمتش فیض شهادت دل دشمن نشد راضی به این حدّ که باید تیر بر تابوت او زد خدایا این مصیبت بس که عظماست تویی آگه چگونه حال زهراست «امین» از این غم جانسوز، فریاد در این ماتم به مهدی تسلیت باد 🌼رضا فلاح https://eitaa.com/PoetryHall
السلام علیک یا حضرت امام رضا جانم به شوقی در سحرگاهان شیدا زدم دست توسل سمت مولا دلم لرزید با دردی خروشان به درگاهش دعا کردم فراوان قنوت و آیه های عشق لبریز شدند ،از صحن گوهر شاد آویز کنارش هم‌ نوا نقاره ها شد عجین رقص آن فواره ها شد تو هستی ضامن آهو رضا جان فدایت شیعه و هندو رضا جان جلا ده روح و جانم حضرت عشق شفا ده روح و جانم حضرت عشق امید و آرزویم، زائرم کن به درگاهت رسیدم طاهرم کن شبی در خواب دیدم غرق شورم کنار هشتمین خورشید نورم تسلیت ایام شهادت امام رئوف @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
می نویسم یا حسن توی برگ دفترم دُور آن پَر می زنم چون که من یک کفترم با مداد زرد خود طرح گُنبد می زنم می نویسم بر ضریح عاشقت آقا منم چند زائر می کشم بعد دور مرقدش تا که چون شاهچراغ پُر شود دور و بَرش هر دلی در این حرم کبریایی می شود زائر قبر حسن مجتبایی می شود @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
🌱طاووس بهشتی نگاهم کردی. چشمانت چه رنگ‌عمیقی داشت مثلِ تکّه‌ای از آسمان، که بینِ بال‌هایِ یک پرنده جا مانده باشد. تو اینجایی رو به روی من در میان باغ پرندگان و میان طاووس‌های‌رهایش که تو طاووس اهل بهشتی با چشم‌هایی شبیه یک شعر ناتمام و من شاعر نگاهت بودم همان شاعری که تنها در نگاه تو قافیه پیدا می کند! آری، من دوستت دارم. و این کلمه، زیباترین شعرِ سپیدی‌ست که هرگز به پایان نمی‌رسد. 🌼طاهره_موحدی ‌پور_مهدا https://eitaa.com/PoetryHall
✍️بخوان به نام خدايي كه آفريد تو را به مناسبت دهه سوم ماه صفر و ایام رحلت پیامبر اعظم صلی‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم ▪️به روزگار سياهی كه شب، حصار نداشت جهان جزيرۀ سبزی در اختيار نداشت ▪️گلوی خاك پر از دردهای بغض‌آلود و انجماد زمين، رنگی از بهار نداشت ▪️از اين كوير نسيمی سر عبور نداشت به غير تيرگی اينجا كسی حضور نداشت ▪️صدای عشق به گوش زمين نمی‌آمد در آن سياهی سنگين، ستاره نور نداشت ▪️سياه‌چال زمين جای بت‌پرستی بود فراز ديده نمی‌شد، تمام پستی بود ▪️نه شوق پر زدنی، پر گشودنی، سفری نه كورسوی چراغی به بام هستی بود ▪️نه آفتاب به باغ جهان صفا می‌داد نه ماه جاذبۀ خاك را صلا می‌داد ▪️نه اختران به قناری سلام می‌گفتند نه باغ، مژدۀ صبحی به شام ما می‌داد ▪️به ناگهان گل وحي از حرا شكوفا شد به كوه لرزه درافتاد و پُر ز آوا شد ▪️به گوش‌های محمّد صدا... صدا... پيچيد «بخوان به نام خدا» خواند و خواند و گويا شد ▪️بخوان به نام خدايی كه آفريد تو را ميان آينه و آب برگزيد تو را ▪️بخوان به نام خدايی که با عنايت خاص برای زينت گلدان خويش چيد تو را ▪️به نام او كه قلم را به دست انسان داد بدين وسيله به انديشۀ نهان، جان داد ▪️تو را وديعۀ پيغمبری عطا فرمود بدين مقام تو را عزّت فراوان داد ▪️بخوان كه عالم انديشه پر ز نور شود تمام كوچه پر از جلوۀ حضور شود ▪️بخوان كه عطر خدا در جهان شود جاری بخوان كه قلب جهان غرق در سرور شود ▪️و خواندی آن همه آيات كبريايی را قيام‌های روان‌پرور خدايی را ▪️تو آمديّ و به پرواز آشنا كردی تمام سوخته‌بالان استوايی را ▪️تو آمديّ و بر اين خاكدان بهار شدی طلوع كردی و خورشيد ماندگار شدی ▪️كتاب نور به دست تو داده است خدا كه نوربخش شب تار انتظار شدی ▪️تمام زنده‌دلان، سرخوش از سبوي توانَد هميشه سرخوش آيات مشك‌بوی توانَد ▪️از آسمان و گل و نور آنچه مي‌بينم تمامشان متأثّر ز خلق و خوی تواند ▪️به كائنات! كه خورشيد كائنات تويی به جسم مردۀ عالم، گل حيات تويی ▪️قسم به لوح و قلم! عرش و فرش می‌دانند به روز واقعه، آيينۀ نجات تويی خانم ۱۳۸۹/۰۶/۰۳ @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
Sun-Drenched Serenity (Sunrise of Contentment) The sun, with a golden kiss, drips upon the Shrine's dome. The breeze embraces the scent of rosewater, and pigeons, chant the morning lullaby within the sanctuary's heart, so that hearts in this land of grace may humbly supplicate. In this delightful silence, footsteps engrave the tale of love, upon the Iwan's forehead! Here, in the House of Reza, every brick and tile is a celestial memento. Its warm morning tea is a light within the cup, and its steam carries an unwritten prayer to the sky, perhaps a melody of healing is on its way. Here, the sunrise is a vista of rebirth in the embrace of contentment! https://eitaa.com/PoetryHall