🦋
دل بیقرار من امشب کجایی
نشسته به سقف کدامین سرایی
نشستی به هر جا چرا بیقراری
پریدی به هر سو چرا بیهوایی
مگر سوگوار کدامین عزیزی!
مگر نوحهخوانِ کدامین عزایی
سفرکردهی مکّهای یا مدینه
کجا در عزای رسول خدایی
دلِ من که بر دامن کوه نوری
که غرقِ تماشای غار حرائی
نشسته لب نردههای بقیع و
همین نوحه را زیر لب میسُرایی
مرا خونجگر میکنی تا بگویی
که دیوانهی حضرت مجتبایی
دلِ ناشکیبا! چه میخواهی امشب
که افتاده بر تربت کربلایی
دلِ دربهدر در غبارِ خراسان
تو قفل ضریح امامِ رضایی
دل من دل من دل من دل من
کجایی کجایی کجایی کجایی!
#مهتا_صانعی
#رحلت_پیامبر_اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم
#شهادت_امام_مجتبی_و_امام_رضا علیهمالسلام
@darvazhe
https://eitaa.com/PoetryHall
خانه ای که ثمر از ساقی کوثر دارد
آنچنان سوخت که گفتند مگر در دارد؟
با لگد باز مکن درب جنان را که گلش
در بغل شيشه ای از یاس معطر دارد
آنچنان صاعقه افتاده به باغ گل که
یاسمن در بغلش غنچه ی پر پر دارد
ازبلندای تب شعله ی آتش پیدا است
نه فقط بغض احد، کینه ی خیبر دارد
حسن از غصه ی آن کوچه نپاشید اگر
دلخوشی داشت که این غمکده مادر دارد
هیجده ساله کجا مرگ کجا، مادر کاش
دست از کار کفن دوختنش بردارد
خون دل میچکد از هر نفس بی رمقش
هر دمش بازدمی دلهره آور دارد
پر زد از خاک غریبانه شبانه از بس
خاطری از همه ی شهر مکدر دارد
مادری که به جهان منزلتی برتر از
ساره و آسیه و مریم و هاجر دارد
او که با یک نظرش خاک طلا میگردد
چه نیازی به فدک یا سند و زر دارد
فاطمه حیدر و حیدر همه اش فاطمه است
کی دو این نور خدا معنی دیگر دارد؟!
فاطمه پای علی سوخت که ثابت بکند
مرتضی فاطمه و فاطمه حیدر دارد
میکشد آخر علی را دو سه چيز اول ازآن
از چه فتنه لگدش کار به معجر دارد؟
و دم خانه درِ سوخته و در کوچه
پوزخندی که مغیره دم آخر دارد
کاش آتش به همین خانه کفایت میکرد
شعله ی کینه ولی شعبه ی دیگر دارد
این طرف تیر حسد خورد به جان محسن
آن طرف قصد گلوی علی اصغر دارد
تیزی میخ که از سینه زهرا رد شد
قصد آتش زدن پهلوی اکبر دارد
در مدینه به پر فاطمه خورد و در طف
خنجر فتنه چه سرّی است که با سر دارد
#منصوره_محمدی_مزینان
#یا_حسن_مجتبی
#یا_زهرا
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
مسیر عقربهها میرسد به وقت ظهور
صدای پای شما را شنیدهام از دور
چقدر موعدِ دیدارتان پر از شرمم
چقدر واهمه دارم نخواهیام به حضور
برای دیدنتان تا کجا دویده دلم؟
تمامِ عمر چه کردم؟به جز گناه و قصور؟
تمامِ قافلهها را نفر نفر گشتم؟
تمام فاصلهها را قدم قدم با شور؟
میان روضهی سقا نشستهام امّا
ندیده دیدهی کورم تو را زمان عبور
مرا ببخش که عاشق شدن نمیدانم
میانِ راهِ سلیمان چه میکند یک مور؟
خدا کند که بمانم،خدا کند باشم
بیا...بیا که جوانت رسیده تا لب گور
دلِ مشوشِ من باوقار باش و صبور
برای دیدن صبحی که میتراود نور
🌼انیس حسنکی
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
مرور می کنم آن لحظه های پایان را
نگاه خسته ی مردی غریب و عطشان را
خروش تشنگی و اشک بی امانش را
لبان خشکِ ترک خورده زیر باران را
نشست، دست به دیوار غم گرفت و گریست
تمام روضه ی یاس و هجوم توفان را
به یادِ دشتِ پر از لاله های خونِ جگر
گرفت تشت و در آن ریخت دردِ پنهان را
خزان گرفت سراپای پر بهارش را
چشاند زهر به او، سردی زمستان را
عجیب نیست اگر زعفران، خون جگر است
ز بس که خورده برایش غم فراوان را
به سوی حجره ی تنهایی اش پریشان رفت
بمیرم آن همه غربت، نبودِ یاران را
چقدر نوحه برایش فرشتگان خواندند
کنار پیکر او روضه های گریان را
#الهام_نجمی
#شهادت_امام_رضا_علیه_السلام
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
یا ایها الغریب
📌به مناسبت شهادت امام رضا(ع)
یا ایها الغریب یا ایها الرضا!
سوگ تو جانگداز، داغ تو جان گزا
مست ولای تو بودیم و حیف شد
انگور را گذاشت در دست تو قضا
ابر عبا گرفت، وقتی که نور را
شد تنگ آسمان، تاریک شد فضا
بر زانوی پسر، پرپر زده پدر
ما را به کربلا، برده است این عزا
فریاد شد بلند ، از جان فاطمه
افتاد اشک خون، از چشم مرتضی
برخاست ناگهان ،فریاد شیعیان
وقتی زمین نشست، مولای مهربان
یا ایها الغریب،یا ایها الرئوف
افتاده آتشی ،در جان این حروف
یابن الشبیب تو، آید به یاد ما
اشک تو جاری است، بر صفحه لهوف
چون دانه انار ، پاشیده شد ز هم
زهر ستم چه کرد ، با آن دل رئوف؟
از کربلا به طوس، یکباره آمدند
گفتی که السلام! یا ایها السیوف!
بی آفتاب شد ، ایران خراب شد
از چشممان گرفت ،خورشید را کسوف
برخاست ناگهان ،فریاد شیعیان
وقتی زمین نشست، مولای مهربان
در سایه شما ایران پناه داشت
در لحظه بلا یک تکیهگاه داشت
معلوم بود از آن، پهنای کهکشان
چشمت به آسمان ،همواره راه داشت
نزدیک مهر تو ،بودیم و حیف شد
خورشید روی خاک، آیا گناه داشت؟
خورشید سرخ شد،از دست نابکار
ملعون تیره رو، ابری سیاه داشت
برخاست ناگهان ،فریاد شیعیان
وقتی زمین نشست، مولای مهربان
#سید_محمد_حسین_ابوترابی
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
animation.gif
حجم:
111.6K
از شهر دلم فقط شما می گذری
جز نوکری شما ندارم هنری
دکان دلم خالی و سرمایه ام آه...
ای شاه چه می شود گدا را بخری؟!
✍#سادات_حسینی_زاده_سایه
#تسلیت
#رباعی
در سرای شعر جای شعرتون خالیه
https://eitaa.com/PoetryHall
جلوه گل عندلیبان را غزلخوان میکند
نام مهدی صد هزاران درد درمان میکند
مدعی گوید که با یک گل نمیگردد بهار
من گلی دارم که عالم را گلستان میکند
🌸🌸🌸🌸🌸🌸
https://eitaa.com/PoetryHall
سلام و درود 🌹
امروز اول ماه ربیعه به همین مناسبت
دوستان عزیزم رو دعوت می کنم که
بیایند با هم یه دوری بزنیم تو باغستان پر از نقش و نگار ترانه آیینی و مذهبی. این دیگه فقط یه سبک نیست، خودش یه عالمه دله، یه عالمه حرف نگفته و ناگفته...
🌱 ترانه آیینی، برخلاف اون چیزی که ممکنه بعضیها فکر کنن، فقط یه سری کلمات ردیف شده برای بیان باورهای دینی نیست. این یه جریانه، یه حسّه، یه نفس کشیدنه تو فضایی که هم از جنس زمینه و هم از جنس آسمون. یه جور وصل شدن به ریشهها، به اون اصل و سرچشمهای که همهمون ازش اومدیم.
🌱چیزی که این ترانهها رو خاص میکنه چیه؟
اول از همه، عشق. عشق به معبود، به پیامبران، به ائمه علیهم السلام... یه عشق خالص و بیپایان که تو کلمه به کلمه ترانه میجوشه. این عشق، مثل یه چشمه زلال، همه جا رو سیراب میکنه و به شنونده هم سرایت میکنه.
🌱دوم، حسرت و امید. حسرت از گذشتهای که شاید از دست رفته، یا حسرت نرسیدن به اون کمال مطلوب. و در کنارش، یه امید بیکران به رحمت و مغفرت الهی، یه امید به رستگاری و یه فردای بهتر. این دو تا حس، مثل دو تا بال، ترانه رو اوج میدن.
🌱سوم، سادگی و صمیمیت. ترانه آیینی معمولاً زبانی ساده و بیپیرایه داره، اما همین سادگی، باعث میشه حرف دل رو راحتتر به مخاطب برسونه. مثل یه دوست قدیمی که میشینه کنار آدم و بدون هیچ تکلفی از دلش میگه.
🌱چهارم، تصاویر ناب و بکر. شاعر ترانهسرا اینجا دستش بازه تا از استعارهها و تشبیههایی استفاده کنه که ریشه در فرهنگ و باورهای دینی ما داره. مثلاً تصویر شمع و پروانه، یا کویر و باران، یا نور و ظلمت... این تصاویر، ذهن مخاطب رو درگیر میکنه و حس عمیقی رو منتقل میکنه.
ترانه آیینی فقط برای مراسمات خاص نیست!
اتفاقاً خیلی از این ترانهها، جوری سروده میشن که میتونن تو دل زندگی روزمره ما جا باز کنن. میتونن تو لحظههای تنهایی، تو لحظههای شادی، تو لحظههای اندوه، همراه ما باشن.
مثل یه نسیم خنک تو اوج گرمای تابستون!😊
https://eitaa.com/PoetryHall
مباد حرمت نامآوری شکسته شود
که پاسدار وطن بوده است فردوسی
#فائزه_امجدیان
(در پاسخ به یاوهگویی علیه فردوسیِ جان)
#فردوسی
🦋 @Amjadiyan_Faezeh
https://eitaa.com/PoetryHall
📣 #فراخوان
باسمه تعالی
امسال هزار و پانصدمین سال ولادت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله می باشد. از این رو به اطلاع میرساند نشست شاعرانه «#مدح_امیر» برای هفدهمین جلسه (آقایان) و ششمین جلسه (ویژه بانوان)، از شاعران عزیزی که علاوه بر مدح امیرالمؤمنین علیه السلام، شعری دربارهی ولادت یا شخصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر اساس محورهای زیر سرودهاند، دعوت میکند اشعار خود را به منظور بررسی برای اجرا در این مراسم به آیدی (@shahinieradat) ارسال کنند.
محورهای بخش ویژه:
رحمت پیامبر
پانزدهمین قرن ولادت پیامبر
ارتباط خاتم الأنبیاء با خاتم الأوصیاء
پیامبر و امام زمان هر دو رحمت للعالمین هستند
مهلت ارسال: یازدهم شهریورماه ۱۴۰۴
قم، بنیاد فرهنگی امامت
📌جهت کسب اطلاعات بیشتر و هماهنگی جهت حضور در جلسه، با شماره (۰۹۱۲۴۵۳۱۴۵۰) تماس حاصل فرمایید.
🆔 @emamateradat
https://eitaa.com/PoetryHall
🌼🌼🌼#شعر_فردوسی
ترا دانش و دین رهاند درست
در رستگاری ببایدت جست
وگر دل نخواهی که باشد نژند
نخواهی که دایم بوی مستمند
به گفتار پیغمبرت راه جوی
دل از تیرگیها بدین آب شوی
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی
خداوند شرم و خداوند دین
چهارم علی بود جفت بتول
که او را به خوبی ستاید رسول
که من شهر علمم علیم در ست
درست این سخن قول پیغمبرست
گواهی دهم کاین سخنها ز اوست
تو گویی دو گوشم پرآواز اوست
منم بندهٔ اهل بیت نبی
ستایندهٔ خاک و پای وصی
#فردوسی
https://eitaa.com/PoetryHall