خورشید بی غروب و چراغ هدایتی
لطفت شده است شامل ما قبل حاجتی
تفسیر بی نظیر تو از آیه های وحی
دارد برای عالم و آدم طراوتی
«المنقبه»است مشق حلال و حرام ها
نور است در «صحیفه» ی تو هر عبارتی
مولای من اسارت و زندان مگر گذاشت؟
در طوف کعبه باشی و حتی زیارتی
شش گوشه در جوار تو ،اما همیشه بود
سهم تو از زیارت جدت نیابتی
هر روز روزه بودی و زندان گواه بود
شب تا به صبح گرم دعا و عبادتی
از ظلم خسته بودی و در اوج درد ها
هرگز ندید هیچ کس از تو شکایتی
می خواست بی فروغ بماند جهان و رفت
ظلمت به سمت خلقِ چه دهشت جنایتی
مسموم زهر گشتی و از ما تو را گرفت
غافل از اینکه حافظ نسل امامتی
در انتظار دیدن منجی نشسته ایم
برپا شود به وقت ظهورش قیامتی
امید چشم غمزده های جهان بیا
دیگر نمانده در دل ما صبر و طاقتی
#محمدجواد_منوچهری
#امام_حسن_عسکری
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
#نوحه
در مـــــــاتــم ابــــــــا محمّـــد ســـرت ســــلامت یــــا محمّـد
زمین سامره محشر کبراست اشک غم بررخ مهدی زهراست
وامصیبت وامصیبت
وامصیبت وامصیبت
مهــدی دگــر تنهای تنهاست مــانند شمــع انجمــــنهاسـت
گشتـه آن ماه غایب از نظرها از دو چشمش روان خونجگرها
وامصیبت وامصیبت
وامصیبت وامصیبت
جــان حسن بـر لب رسیــده رنـــــگ از رخ مهـــــدی پــــریـده
گشتــه پــرپـر گل باغ امامت حجة بن الحسن سرت سلامت
وامصیبت وامصیبت
وامصیبت وامصیبت
قسمـت مــا اشــک عـزا شـد پـــاره جگــــر ابن الـــرضا شد
فـــاطمه آیـــد از شهــر مدینه در عـزای حسن زنـد به سینه
وامصیبت وامصیبت
وامصیبت وامصیبت
ایــن آفتــاب بــــرج دیـــن است جنــــــازهاش روی زمیــن اسـت
شیعه درناله وسوز وگداز است حجة بن الحسن وقت نمازاست
وامصیبت وامصیبت
وامصیبت وامصیبت
https://eitaa.com/PoetryHall
#امام_حسن_عسکری علیهالسلام
#قصیدهواره
🔹اشک حسرت🔹
مردِ جوان دارد وصیت مینویسد
میگرید و ذکر مصیبت مینویسد
دنیا برای رحمت او جا ندارد
آه این غریب از رفع زحمت مینویسد
از شرح حال خود سخن میراند اما
انگار در توصیف غربت مینویسد
کاتب ندارد این امیر از بس که تنهاست
از درد خود در کنج خلوت مینویسد
غربت درِ این خانه را از پشت بستهست
مهمان ندارد؛ جای صحبت، مینویسد
خمس و زکات شیعیان را می شمارد
سهم فقیران را به دقت مینویسد
در چند خط میگوید از حج و ثوابش
این بند را با اشک حسرت مینویسد
پیش از نمازِ واپسینش رو به قبله
از خاطراتش چند رکعت مینویسد
زندان به زندان با نماز و روزه و عشق
دربان به دربان درسِ عبرت مینویسد
حتی برای خشم شیرانِ درنده
با چشمهایش از محبت مینویسد
بعد از شکایت از جفای این زمانه
در سر رسید فصل غیبت مینویسد ـ
من زود دارم میروم اما میایم
با احتیاط از رازِ رجعت مینویسد
مینوشد آب و یاد اجدادش میافتد
با رعشه از آزار شربت مینویسد
سر را به پای طفل گندمگون نهادهست
بر طالعش حکم امامت مینویسد
فردا خلیفه بر درِ این خانه با زهر
از مرگِ او جای شهادت مینویسد
بازارهای سامرا خاموش و گریان
بر در حدیثِ حفظِ حرمت مینویسد
با دستهای کوچکش یک طفلِ معصوم
نام پدر را روی تربت مینویسد
#انسیه_سادات_هاشمی
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
چشم تو باز بوده به ما چون دو پنجره
ای آفتابِ شعله درِ در محاصره
ای ملت عظیمِ تک افتاده در سخن
ای دستِ گرم و پنجهی نرم! ای مناظره
ای روح پر تلاطم و دریای خوش کنار
شیرین و شور دیده به قصوای خاطره
با پردهی کشیده به رخسار مثل ماه
یا ایّها المزمّل! بر دحو و دایره
شرّابههای سبز سیه جامهی تو ریخت
در بزمِ ورطه بر سرِ امواج قاهره
ای شعله را کشیده به هر جا که سوخته
با شمع رفته در نخِ ابروی پُر گره
فرزند و زن سپرده به نَقب مُحاجّه
خود را نشانده باز به صحن مناظره
سردابه از رموز تو جوشان برآمده
آه ای ابامسیح به صحرای ناصره!
#امیر_حسین_هدایتی
#حسن_بن_علیِِ_العسکری
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
#اجَرَکَ_الله_یا_صاحِبَ_الزمان
تن کرده لباس مشکی و شال عزا
خاموش شده شمع وجود بابا
بر غربت وتنهایی خود گریه کند؟
یا لاله ی پرپر شده در سامرا.🖤
✍#سادات_حسینی_زاده_سایه
#رباعي
#شهادت_امام_حسن_عسکری(ع)
https://eitaa.com/sayeh_hoseinizadeh
https://eitaa.com/PoetryHall
دوباره آه دمادم از امتحان و بلا
دوباره غصه و ماتم عزا به پشت عزا
نشستهایم بخوانیم از غمی جانسوز
دوباره هیئت و روضه دوباره شور و نوا
هنوز خون دل ما حسینیان جاری است
ز نای نی برسد روضههای عاشورا
نشسته گوشهی صحرا امام غائبمان
عزا گرفته برای پدر تک و تنها
امام عسکری آخر به زهر کین جان داد
به روی دامن طفلش غریب، واویلا
سیاه بر تن پر درد آسمانها شد
زمین گرفته برایش دمِ اباالزهرا
همان امام که علمش چراغ دلها بود
مقام مصطفویش به ما نشد پیدا
میان عسکر اگر دیدنش نبود آسان
ولایت علوی را رساند بر دلها
اگر چه عمر کمش، سوخت هستی ما را
به لطف حضرت مهدی، شدیم ما آقا
ظهور، رمز ظهورِ حقیقت حق است
میآید آرزوی قلب خستهی دنیا
#یا_امام_عسکری
#معصومهمشهدیزاده
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
کاش من هم شوق دیدار تو در سر داشتم
لااقل چندی گنه درنامه کمتر داشتم
هرکسی قصد وصال تو کند مجنون شود
کاش از بهر تو لیلا دیده تر داشتم
تابیایی و ظهور تو شود نزدیک تر
کاش اعمالی چو سلمان و ابوذر داشتم
باچنین اعمال ورفتارم زتو دورم ولی
از ازل عشق تو و اولاد حیدر داشتم
بهر یاری تو ای مرد غریب این زمان
کاش من هم منصبی مانند قنبر داشتم
تا بگیری انتقام خون زهرا وحسین
کاش درقلب سپاهت جا به لشگر داشتم
باشعاریالثارات الحسین روز ظهور
در کابت یوسفا من شور دیگر داشتم
تابه کی گویم غزل اما نبینم روی تو
کاش تو می آمدی ؛من روز بهتر داشتم
جان دهم گرتو بیایی؛وحضورت نرسم
من که از روز ازل عشق تو در سر داشتم
🌼قاسم قاسمی
https://eitaa.com/PoetryHall
به نام خدا
شعر ان واژه ی قشنگی که،در دلش حس و شور افتاده
طاق رنگین کمان زیبایی،از دل طیف نور افتاده
یا خیالات قایقی خالیست،که پر از آرزوی صیاد است
ناگهان تا می آید او به خودش،چند ماهی به تور افتاده
شعر شاید شبیه فانوس است،مثل فانوس های دریایی
روشنی بخش قایقی تنها،روی امواج دورافتاده
چشم بیداریک عروسک که، پر شد از آرزوی لالایی
دور چشمان سبز تیله ای اش،دسته ای موی بور افتاده
شعر،ان،مادری که می چیند،باغ ها رادرون زنبیلش
میوه ها واژه های قافیه اند، توی ظرفی بلور افتاده
یا چنان برگ زرد پاییزی، با چه موسیقی دل انگیزی!
با تکان های دست های نسیم،در مسیر عبور افتاده
شعر شاید غم دل سردی است ،که غمش راخودش نمی بیند
شعر، ان سکه ی طلایی که،ناگهان درتنور افتاده
شعر این زن، زن پریشان است، که پر از اتفاق بی ربط است
که همان واژه های سردرگم،توی ذهنش به زور افتاده
آه! اما چه می شود روزی؟که دراین شعر،این خبرباشد
توی باران چشم منتظران،عکس صبح ظهور افتاده
🌼زهرا سلیمی
https://eitaa.com/shabenoghreie
https://eitaa.com/PoetryHall
#امام_زمان_عج_آغاز_امامت
زبان حال امام حسن عسکری(علیه السلام) به فرزندش امام مهدی(عج):
بلند شو پسرم، تو قیام خواهی کرد
رسالت پدرت را تمام خواهی کرد
تویی که جد تو خورشید و روحت از صبح است
به حکم نور، طلوعی مدام خواهی کرد
و با تبسم خود، ای گل محمدیام!
به انتشار بهار اهتمام خواهی کرد
به شاخهها هیجان میدهی، به چشمه تپش
به خشک و تر همه جا لطف عام خواهی کرد
به پای بذر و جوانه امید میپاشی
به سروهای کهن احترام خواهی کرد
و سجده کن که قیامی بلند در راه است
که عاقبت به پیمبر سلام خواهی کرد
✍ #عاطفه_جوشقانیان
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
اللهم عجل لولیک الفرج
آغاز امامت حضرت بقیهاللهالاعظم تبریک وتهنیت ❤️🌹🌷🌺
تا تو رفتی از برم ای دلبرا
از غمت من سخت افتادم زپا
می چکد از آن فراز و هر نشيب
قصه ی لبخند و اشکی آشنا
جانِ من! نالان و زخمی گشته ام
اینچنین احوال من شد بر ملا
روز ها با بی قراری می رود
از پی هم نا ملایم بی صفا
ناگهان رد می شود از چهره ام
انتظاری ! اوج ذکر ندبه ها
می رسد آیا به پایان این فراق
تا که گیرد یاس از یاسین بقا
#سارا عبداللهی_فر_یاس
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
[یاریاران]
می رباییم از دل خویش، آفت و این کینه دوزی
می شنیدیم از خدایان، عاشقی و رزق و روزی
می پرم گرد زمانه، بی جهت پروانه میشم
می نوازم عاشقانه، عاشقی درمانده میشم
می سرایم من به شادی تا بیاید عاشقی ها
می نویسم من ز خالق تا بیاید مهدی ما
من به شادی این بخوانم روز آزادی خویش را
این خدای آن خدایان میبرد این ظالمی ها
مینوازیم میسراییم مینویسیم از خدایان
در نماز صبح اکنون مینواییم از خدایان
میرود روزی گدایی، این صدای بینوایی
میشود روزی گلستان، در سرای آشنایی
من بخوانم با تو یارم از خدایان و خدایم
تو بگویی من چه شادم من خدای خویش دارم
هرکه را یاری بیاید یار و دلداری بیاید
من چرا درمانده ماندم ای خدا یاری بیاید
یار من پروانه میشی عاشقی درمانده میشی
قاصدک در خانه میشی لایقی آشفته میشی
میروی از آشیانه سفره ای در خانه میشی
میکشم من تو شبانه دودی در آشیانه میشی
آفرین بر منجی ما او بیاورد عاشقی ها
ما به تعظیمت در آییم ما بخواهیم عاشقی را
با شماام عاشقی ها روزی اینجا نیز بیایید
این کد ایرانیان است مهدی ما باز بیارید
( مرضیه خوئی )
https://eitaa.com/PoetryHall
✨پانزده قرن، آینهی نور
نفسِ صبحِ پانزدهمین قرن؛
پیچید
بویِ بارانِ ازلی،
که هنوز
میچکد از هر برگِ هستی
هر صبح، طلوعی نو،
نه از خورشید، که از قلبِ نوری آغاز شد؛
پانزده قرن پیش،
نور
قدم بر خاک گذاشت.
بویِ مهربانی ،
که هنوز از حریرِ زمان،
به مشام میرسد.
حسِ امنیت ،
که از نگاهِ رأفت او،
بر جهان سایه افکند.
می شنوی
صدایِ خاموشیِ جهل ؛
فروریختنِ بتها،
نه از سنگ، که از دلِ باورها.
زمزمهیِ توحید،
که در گوشِ باد پیچید،
و تا ابدیت، سفر کرد.
نجوایِ صبر او که
در کوهستانهایِ تاریخ،
همچنان، پژواک دارد.
هر قرن،ما،
وارثانِ نسلی،
در پناهِ عطرِ پیراهنش،
که هنوز
میتراود از گلابدانِ زمان.
این ۱۵ قرن،
پلی از محبت بود،
برای عبورِ عشق،
از کوچه باغِ ولایت
صبر او،
شکوهِ کوهها را،
درس داد.
بخشش او،
عمقِ دریاها را،
نشان.
از پَسِ هر آه،
بویِ امید برمیخاست؛
از دَمِ او.
آینهای بود
برای بازتابِ خلقِ عظیمش.
پانزده قرن،
یک رودخانه است،
پر از اشکِ شوق و لبخندِ رضایت،
که از چشمهیِ وجودِ او،
همچنان،
میجوشد.
#طاهرهموحدیپور_مهدا
#رسولاعظم_ص
#پانزدهقرن
#شعر
https://eitaa.com/PoetryHall