#۲۳ربیعالاول_سالروز_ورود_کریمه_اهل_بیتحضرت_فاطمه_معصومه_سلام_الله_علیه
یک گوهر ناب راهی ایران است
بانوی جنان به شهر قم مهمان است
با آمدنش جهان معطر شده است
انگار که عطر روضهٔرضوان است.
#اللهم_صل_علی_محمد_وآل_محمد
✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾
✍#سادات_حسینی_زاده_سایه
https://eitaa.com/sayeh_hoseinizadeh
https://eitaa.com/PoetryHall
یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه🌼
دلم گرفته دوباره میان این اتوبوس
هوای خاطره هایم شدید بارانیست
در ازدحام مسافر تو را نمی بینم
اگرچه در نظر من کسی در این جا نیست
بساط کرده دلم روی بغض اهنچی
یکی کتاب دعامی فرو شد و سوهان
به رودخانه ی ساکت نگاه می کنم و
رسیده ام به حرم روی موج ظهر اذان
کبوترانه دلم بی قرار گنبد توست
وغرق شوق پریدن,رها در ایوان هاست
کشانده حس عجیبی مرابه سوی خودش
به قول ساده ی ساده,شبیه یک رویاست
چقدر زایر عاشق میان این حرمست
نه از شمال و جنوب, از سراسر ایران
و کودکی که پر از التهاب گم شدنست
بلند گوی حرم:دختری که از تهران
درون اینه ها,عاشقانه می شکند
دوباره بغض من و ازدحام دور و برم
بهشت پشت در و پرده های رنگینست
سلام اجازه بیایم به استان حرم!؟
زهرا سلیمی
@shabenoghreie
https://eitaa.com/PoetryHall
♥️🌺 قصیدهای در ۲۲ بیت
به پیشگاه #حضرت_فاطمه_معصومه (س) که با ورودشان شورهزار قم را گلستان کردند
#یاکریمانه
.................
#یاکریمانه به او سجده کنند از سر #بام
این چه #رکنیست که #گلدسته بر آن کرده #قیام!؟
هر #کبوتر به رضایت سر تسلیم آورد-
بر سر دام تو... هرچند نمیبینم دام
جلوهگر میشود از #گنبد زردت، خورشید
میدهد تا به تو ای نورترین نور، #سلام
آسمانِ شبِ تو #خوشهیپروین دارد
باشد از روشنیِ صبح تو... ایام بکام
برف بارید و در اندیشهی #حوضت رفتم
#پرچمت، ماهی و... شد #گنبدِ تو، ماهِ تمام
تا مکرر به خود آییم و دل از خود ببُریم
در و دیوار حرم، #آینهکاریست تمام
قالیِ عشق تو را بافتم از سِیر #ضریح
به تو مشتاق شدم، رجبهرج و گامبهگام
#موزهات را به تماشا که نشستم... دیدم -
غرق #تاریخ توام! از همهی شهر، جُدام
در جوار تو چه #شاهان که گرفتند آرام!
ما غلامیم، غلامیم، غلامیم، #غلام
#کودکان، تشنهی یک جرعهی آبِ حرمند
این چه مستیست که در آبخوریهاست «مدام»
چه شفاها که ندیدیم به #میخانهی تو
جرعهنوشِ شبِ شعر تو خواصند و عوام
بیتبیتی که سرودم همه... «#بیتالنور» است ۱
چون که از روی تو ای ماه، گرفتم الهام
داستان تو چه اندازه به #زهراست شبیه
عمر کوتاه تو بوده... غزلی پر ایهام
دستهای وقت #عزا از دل #بازار گذشت
روضهخوان گفت بخوانیم کمی #روضه_شام
#جمکران بعد طوافت، چه «صفا»یی دارد
هر که دارد عطش سعی، ببندد احرام
هم #مصلّایی و هم #مسجد و هم #دانشگاه
چه #شهیدان که شدند از #حرم تو... اعزام
بیخبر بود که تو در دل ما جا داری
خواست ویرانه کند «#باغ_ارم» را صدّام ۲
وصف تو کار منِ بی سر و پا نیست... بزرگ!
از #حرم گفتم اگر... شرط ادب بود و کلام
حوض آبی، وسط #حوزه_علمیه چه بود؟!
روح دریاییِ #علامه و #آیات_عظام
یک طرف #صدر و #بروجردی و #خوانساریها
یک طرف #بهجت و #فاضل، بزنم رو به کدام؟!
#مسجد_اعظم تو، گاهِ سخنرانیهاست
یاد باد آنچه که فرمود به کَرات، #امام...
«برسید آه به داد... ای #علمای_اسلام!
برسید آه به داد... ای #علمای_اسلام!»
#محمد_عابدی
#قم_المقدسه
...................................................
۱. بیتالنور: عبادتگاه و محل اقامت حضرت معصومه (س) به مدت ۱۷ روز در قم که اکنون زیارتگاه زائران است.
۲. باغ ارم: ارم نام خیابانی است که به حرم منتهی میشود و مراد از باغ، حرم حضرت معصومه (س) میباشد که در زمان موشک باران شهرها در جنگ تحمیلی بارها مورد حمله قرار گرفت.
#سالروز_ورود_حضرت_معصومه_س
#روز قم
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @Pelak15
https://eitaa.com/PoetryHall
سالروز ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به ایران مبارک
خواهر که می شوی تو پناه برادری
درشام تار قافله ماه برادری
خواهر که می شوی همه دلبست و پایبست
دربند زلف های سیاه برادری
خواهر که می شوی چه دلیل موجهی
بر گریه های گاه بگاه برادری
گاهی جواد برسر راهش نشیند و
گاهی تو مانده برسر راه برادری
گاهی علی اکبر او روشنی چشم
گاهی تو برق چشم و نگاه برادری
خواهر که می شوی همه عالم که پشت کرد
می مانی و وزیر به شاه برادری
یوسف نداشت خواهر وبختش به چاه رفت
خواهر نبود ،ماند به چاه برادری
وقتی شبیه زینب ومعصومه می شوی
محکوم بر نکرده گناه برادری
سرمی دهد برادرو تو درپی سری
لشکر اگر کشید ، سپاه برادری
او می رود به سوی خراسان وبین راه
آیینه دار وچشم براه برادری
او می رود تو می روی وشمر می رود
عصراست و مانده ای و پگاه برادری
🌼زینت کریمی نیا
https://eitaa.com/PoetryHall
در صحن زیبای تو دل یکباره لرزید
درک مقامات تو در قلبم نگنجید
اذن ورودت را که دل با شوق میخواند
بوی گل نرگس میان صحن پیچید
در باغ دلها کاشتی تو عاشقی را
بر شاخههای معرفت رویید توحید
ای دختر موسی بن جعفر، تا رسیدی
از مقدم نورت، هزاران فیض جوشید
در کشور ایران به قم دادی شرافت
تا کهکشانها اسم زیبایش درخشید
خورشید روی تو به قلب مرده جان داد
بر دشتها و مرغزاران عشق پاشید
دارالشفا داری تو هم ای خواهر عشق
باید شفا را از میان صحن تو چید
صلوا علیکِ ای نگار آسمانی
ای مهد پاکی و حیا، ای صبح امید
در روز محشر قلبمان آرامتر شد
چون ' اشفعی ' دلهایمان را نور بخشید
#یا_کریمه_اهلالبیت
#معصومهمشهدیزاده
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
سلام و درود بیکران 🌼
پویش وارث آدم که از جانب سرای شعر شبکه نویسندگان با همکاری محفل شعر گوهرشاد برقرار شد.
روز شنبه ۲۹ شهریور ماه اختتامیه این پویش در محفل گوهرشاد برپا میشود.
⭕️مکان:صفاییه ،نبش کوچه 17
سالن اشراق، وابسته به معاونت فضای مجازی هنر و رسانه دفتر تبلیغات اسلامی
⭕️زمان:ساعت ۱۷ تا ۱۹
از همهی بانوان شاعر برای حضور
در این محفل دعوت میشود.🌼
@morning_rain_1403
https://eitaa.com/PoetryHall
السلام علیک یا فاطمة المعصومة
از هرکسی به غیر شما رو گرفته ایم
برگیم و با نسیم حرم خو گرفته ایم
هوهوی باد در حرمت موج می زند
او را به خدمت تو اذان گو گرفته ایم
گرد و غبار از دل خود پاک می کنیم
در صحن اگر که دست به جارو گرفته ایم
بر شانه رواقت اگر گریه می کنیم
از ابرهای صحن تو الگو گرفته ایم
ای ساحل امید! کنار ضریح تو
هربار یاد کشتی پهلو گرفته ایم
مهر تو را که ضامن ما روز محشر است
از آستان ضامن آهو گرفته ایم
#عاطفه_جوشقانیان
https://eitaa.com/PoetryHall
نامهای به شهریار، از کوچه باغهای تبریز
شهریار!
ای همای شعر، بر اوج آسمان
جایی که هر سپیدهدم
آفتاب، رگهای سرخ عشق را
بر تار و پود کوهستان میبافد.
یادت هست؟
آن روزها که نسیم تبریز
عطر پیراهن یار را
تا حوالی دلت میآورد
و هر واژه، پرندهای بود
که در قفس سینه میسوخت.
گفتی: علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را
آیا او، همان سیمرغ گمشده بود؟
که بالهایش را
بر فراز گنبد چشمانت گسترد
و تو ماندی و یک جهان حیرت؟
از آن روزگار، جز نقش خیالی
بر بوم ترک خورده زمان نمانده است.
اما هر شب، در خوابهای من
کابوس کوچه باغهای تبریز است
که برگهای خشکیده آرزو را
زیر پای گامهای تنها
خشخش میکند.
آه، شهریار!
عشق تو، چون رودی بود
که سرچشمهاش، نور چشمی بود
و پایانش، دریای بیکران حسرت.
چقدر از آن روزها گذشت
و هنوز
این شاخه خشکیده
به امید بازگشت چلچلهای
در باد میلرزد.
تو گفتی: بعد از این، ما و سر کوی بتان و رندی
اما من میدانم
آن رندی، ردای پنهان غم بود
که بر دوش خستهات
سنگینی میکرد.
حالا من در همین کوچه
زیر همین آسمان
شعرهایت را میخوانم
و میبینم که چگونه
قلبت، از خاکستر عشق
جوانهای ابدی شد.
تو جاودانهای
ای شاعر عشق
حتی با این زخمهای جاودانه.
#شعر
#شهریار
#طاهرهموحدیپور
#مهدا
https://eitaa.com/PoetryHall
غزلی تقدیم به شهریار شعر ایرانزمین
◻️
چشم جهان به کوکبهٔ شهریاریات
باغ ادب شکفته ز طبع بهاریات
آنانکه مست خواجهٔ شیراز میشوند
اقرار میکنند به حافظتباریات
تو شعرتر ز شعری و شیواتر از غزل
شعرت که هیچ، ماتم از این شاهکاریات
هر دم به نعت آل نبی(ص) لب گشودهای
روحالقدس ز عرش رسیده به یاریات
در گوش عاشقان جهان این صدای توست
هشتاد سال زمزمهٔ بیقراریات
آمد حبیبت از در و جانت قرار یافت
پایان گرفت محنت چشمانتظاریات
تا در زمانه شعر تو نجوای عاشقیست
شیرین بود به شهر غزل شهریاریات۱
#سعید_سلیمان_پور
۱. تا هست تاج عشق توام بر سر ای غزال
شیرین بود به شهر غزل شهریاریام
#استاد_شهریار
#روز_شعر_و_ادب_فارسی
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
ای شعر بیا بیشتر از این به سراغم
یک دفتر چلبرگم و در کنج اتاقم
یک دفتر کاهی که به جز آه ندارد
بی جلد و پر از حاشیه با دردم و داغم
یک بیت ندارم که به کار تو بیاید
کم کم به گمان همه کورست اجاقم
میسوختم و گفت که اوج هنرش بود
تذهیب نمودهست بدین سبک و سیاقم
از بس که کسی هیچکسی دور و برم نیست
خرسند به لبخوانی آواز کلاغم
گندم به من از اول این قصّه نمیساخت
از روی تو این بار خوش آمد به مذاقم
#زهرا_سپهکار
#روز_شعر
@zahra_sepahkar
https://eitaa.com/PoetryHall
با اجازه امام زمان (عج) به #نیت_فرج و #گشایش_امور
سر میکنم از دوریات با غم شب جمعه
تسبیح میچرخانم از شبنم شب جمعه
فردا میآیی یا نه!؟ پاسخ را نمیدانم
سردرگمم خود را نمیفهمم شب جمعه
من با کمیل آرام میگیرم شما با چه!؟
با مادر و پیغمبر اکرم شب جمعه!؟
در خیمهات ما را که راهی نیست آقاجان
ما را ببر تا خیمهگاه از دم شب جمعه
وقتی دلت جَلد حریم کربلا باشد
پر میکشی با رقص یک پرچم شب جمعه
گاهی دلت شاد است و گاهی غم به دل داری
نظمش به هم میریزد این عالم شب جمعه
انگار مهمان بهشتی و دلت سیب است
اصلا تفاوت میکند آدم شب جمعه
با روضههای کربلا هر روز دلگیرم
اما گریبان میدرم هر دم شب جمعه
حتی تصور کردنش هم زندگیبخش است
من با شما، در کربلا، باهم، شب جمعه
#محمد_عابدی
قم المقدسه
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @Pelak15
https://eitaa.com/PoetryHall
باران رسید و چشمه چشمه جویبار آورد
همراه خود آیینه های بی غُبار آورد
روی طناب آسمان آویخت اَبرش را
باران به زُلفش شانه ای زد آبشار آورد
باران رسید و پنجره بُغضش ترک برداشت
هی دانه دانه خون دل خورد و اَنار آورد
حال و هوای باغچه یک جور دیگر شد
وقتی که روی دست های خود بهار آورد
تاکه فروبنشاند آتش را ز جان تاک
آبی برای تکدرخت داغدار آورد
یک جُرعه جان تا در رَگ تاکِ یَخ آجین ریخت
یک دم تکانی خورد و بعدش برگ و بار آورد
نرخش شکست و در دهان قند آب اُفتاد
تا خوشه خوشه تاک انگور خُمار آورد
دُکّآن زنبور عسل شد تخته وقتی که
انگور با هر حَبّه اش جامی به بار آورد
هر قطره اش جامی بُلورین، روی هر جامش
تصویری از چشم خُمار و روی یار آورد
شب های تلخ بی قراری در توالی بود
باران رسید این بار یک جُرعه قرار آورد
در گوشه تنهایی ام خلوت نشین بودم
باران زد و چِک چِک ...برایم غمگسار آورد
راز نهان گوشه ی ویرانه اِفشا شد
باران به او گنجینه های آشکار آورد
در تنگنای سینه ام خاموش کرد آخر
آتش فشانی را که داغ نابکار آورد
آمد دَمار از روزگار غم درآورد و
از نو برایم روزی و هم روزگار آورد
در گوشه غم حال زارم را که دید آنگاه
در هُرمِ آغوشش برای من سه تار آورد
دستی به روی سیم ساز خود کشید و بعد
شد کوک حالم تا که سوزی سازگار آورد
همراه سازش شوری از آن سُلمَک و شهناز
روی لبانش نغمه های شاهکار آورد
هر قطره اش فانوس نور و روشنایی بود
یک چلچراغی را به این شب های تار آورد
چید از دل من خوشه های شوم حسرت را
باران اُمید و آرزو را پای کار آورد
از داغ و درد دوری آری سخت بدتر بود
آخر بلایی که سر دِل انتظار آورد
باران رسید از راه با آن ساز و آوازش
باخود غزل های مَلیحِ "شهریار" آورد
#ناصر_دوستی
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall