eitaa logo
سرای شعر
134 دنبال‌کننده
56 عکس
7 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
غزلی تقدیم به و بسیاری تو را از جان و دل خواندند منبرهای بسیاری برایت گریه‌ها کردند مادرهای بسیاری تو ماندی ای گل زهرا و بودی خار چشم کفر تو إبن‌کوثری، خواریِ ابترهای بسیاری تو بودی کعبه‌ی عشّاق و بر گِرد تو چرخیدند به لطف رقص شمشیرت، دلاورهای بسیاری کنارت از نفس افتاد عزرائیل در میدان که می‌انداخت تیغِ ابرویت سرهای بسیاری براشان آیه‌ها خواندی و آنها هلهله کردند گرفت آن روز اطراف تو را کرهای بسیاری گلویت خوابِ خون می‌دید در گهواره گودال کویرِ خشکِ حنجر بود و خنجرهای بسیاری هزاران تیغ در هم ضرب شد، تقسیم شد روحت که ماند از پیکرت جمعِ‌مکسّرهای بسیاری اگرچه زینبت مضطر شد اما از سر نیزه گرفت از چشم ساقی باز ساغرهای بسیاری محبت کردنت با آن سه‌ساله، طور دیگر بود اگرچه داشتی در شام دخترهای بسیاری دو درب از یاد من هرگز نخواهد رفت مولاجان اگرچه دیده‌ام در زندگی درهای بسیاری ـ یکی آن در که محسن را پراند از خواب و... خوابش کرد یکی هم بابِ قبله، باب باورهای بسیاری به لطف باقرت در حوزه‌های علمیه گل کرد چه زینب‌های پرباری، چه جعفرهای بسیاری ابوالفضلِ تو باعث شد برادر را بفهمم من که باشم اربعین، پشت برادرهای بسیاری چه کردی با دل دنیا که خون از چشم‌ها جاری‌ست که می‌گریند با یادت سماورهای بسیاری تو بر سربند ما در کربلای جبهه‌ها بودی به لطف نام تو شد فتح، سنگرهای بسیاری تریبونِ شهیدان خاکریزی بود و پشت آن بدون سر غزل خواندند پیکرهای بسیاری چه گردان‌ها که شد لشکر به یک فرمان، ولی برگشت فقط گردانی از خط، جای لشکرهای بسیاری چه میدان‌های مینی که میان جاده، من خوردند چه مردانی که وا کردند معبرهای بسیاری چه موشک‌ها که شد چندین سه‌شعبه بر گلوی شهر چه خون‌ها که شتک زد روی اصغرهای بسیاری چنانکه مادر اصغر، شهید داغ‌هایت شد ـ شکستند از فراق یار، همسرهای بسیاری به یاد زینبت داغ برادر دید یک ایران ولی دم برنیاوردند خواهرهای بسیاری پدرها نامه می‌بستند بر پای کبوترها! که... روی خاک افتادند اکبرهای بسیاری زمین شد آسمان، آزاد شد در پهنه معراج ـ سر تابوتِ گل‌هامان، کبوترهای بسیاری قم المقدسه ............................................... به استقبال غزل نبوی خانم علیدوستی 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
پاییز.... پاییز سرد زرد با سبز و سرخ باغ،چه گویم،چه‌ها نکرد با یک لهیب،شعله بر افروخت در چنار با یک نهیب رنگ ربود از رخ چمن. گیسوی بید را کند و به خاک ریخت یاقوت ناربن را بر سنگ زد ،گریخت! پیچید تازیانه بر اندام نارون توفان سهمناک پاشید خاک بر رخ خورشیدهای تاک. ماند از سیاهکاری او باغ، بی چراغ شب ها دگر نتابید مهتاب نسترن. 🌼فریدون مشیری https://eitaa.com/PoetryHall
شکوه آینه‌ها بود صبح دیدارت طلیعه رخ خورشید، چشم بیمارت کنون که غایبی از دیده، نیک می‌بینم نشسته ماه به سودای تکرارت 🌼مرضیه تقی پور https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به و که در موشک‌باران شهر قم توسط رژیم بعث عراق در به درجه رفیع شهادت نائل آمدند کابوس ................ در یک شب سرد زمستانی آتشفشان شد سینه‌ی سردم تکانم داد از دیدن آن صحنه یخ کردم بر گردن یک شاخه، دستی بود خون می چکید از ساعتی مرده فریاد می زد رادیو: مردم! به خورده ، خواب خزان را دید حتی از آسمان ترسید در آن کشاکش، کشته شد شیشه کاشی به کاشی قلب‌ها لرزید شکر خدا باقی بود بازار اما شد آن روز آوار شد بر خاطرات شهر یک توده بهمن، بهمنی پرسوز ققنوس‌وار از آتش آن خشم روح شهیدی رفت تا بالا در تولد یافت یک از خاکستر دریا قم المقدسه شادی روح شهدا فاتحة مع الصلوات🙏🏻 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به روح بلند و ملکوتی شهید جاری کند این موج ها جریان نصرالله را حک می کند بر کوه ها عنوان نصرالله را "نَصْرٌ من الله"است آغازش ولی"فَتْحٌ قَرِیب" با حمد و تسبیح آورد اعلان نصرالله را سد کرده راه موج ایران را به دریا صخره ای* تا کم کند ترس خود از طوفان نصرالله را با سیل خشم از کینه شیعه چه می خواهد کند خاکی که کتمان می کند باران نصرالله را تورات را تحریف کرد اما نمی داند چطور از قلب ها بیرون برد قرآن نصرالله را هر وقت با خط یهودا چاه شد پایان کار با خط امروزش کشد پایان نصر الله را شاعر: زینت کریمی نیا * برای تشییع پیکر سید حسن به ایرانی ها ویزا نمی دادند https://eitaa.com/PoetryHall
✋🏻🇮🇷 تقدیم به و که زجرکش شدند و سرافرازانه به برگشتند کشیده .................... بر روی دیوارِ جهانش در کشیده یوسف شده از چاهِ زندان پر کشیده سلول‌های کوچکش از آب خالی‌ست سلول او، تنهایی‌اش را سرکشیده یک چشم دارد این اتاق سرد و تاریک او در کنارش، چشم‌هایی تر کشیده چاقوی چندین دوست را بر گُرده‌ی خود خود را میان دشمنان، قیصر کشیده از سقف، مثل پنکه آویزان و بی‌جان در نورِ کم‌سوی اتاق، افسر کشیده گاه ایستاده بر سر خود با تعجب گاهی خودش را حبس در پیکر کشیده بر روی خاکی که بغل کرده‌ست او را آغوش گرم و نرمی از مادر کشیده خود را به دور کعبه‌ای فرضی، خلیل و خود را میان سعیِ حج، هاجر کشیده گاهی به جان صورتش افتاد با اشک از خواب خوش، بیدار شد با هر کشیده یک سمت، دیواری ترک خورده از آهش آنجا که مردی را بدون سر کشیده آنجا که دورِ خیمه‌ای آتش‌گرفته تصویری از یک مادر و دختر کشیده بر سینه‌ی خورشید، ظلمت را نشانده بر حنجرِ روشنگری، خنجر کشیده او را بدون ذرّه‌ای اَنگ تعلق بی‌دست و بی‌انگشت و انگشتر کشیده قدری عقب‌تر ماه را با یک ستاره مابین میدان و حرم، مضطر کشیده یک شمع را در سوگ فرزند رشیدش پروانه‌ی چندین علی‌اصغر کشیده هر شب به یاد روضه‌ای از هوش رفته هر شب چه‌ها در بین این سنگر کشیده افکار بد، میدان مین است و شهودش با رمز «یا زهرا» در آن معبر کشیده زندان شده چون کوچه‌های فاطمیه دستان او را بسته و حیدر کشیده صبر از نفس افتاده پیش پای این مرد او چشم خود را چشمه‌ی کوثر کشیده هی زخم پشتِ زخم پشتِ زخم دارد این زخم‌ها روی تنش لشکر کشیده آزاد شد اما امامش را ندید... آه در دفترش یک رهبر دیگر کشیده ایرانِ ویران را دوباره روی پا و در اوج قدرت، مملو از باور کشیده حتی نداده یک وجب از خاک آن را او را کماکان سبز و پهناور کشیده آن سال‌های پرتنش باقی‌ست در او هر شب به عمق خاطراتش سر کشیده او که دوای درد مردم بوده حالا کارش به تخت و دارو و بستر کشیده او یک هست و دخترش حال او را پرستویی به یک دفتر کشیده قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
. گرچه دلخونیم از انبوه این اندوه ها «جاء نصرُ اللهِ و الفتح» است بر لب های ما پیرهن های سفید خویش را بر تن کنید باز دارد میرسد از دورها بانگ عزا پس کفن هاتان کجا هستند یاللمسلمین؟ از کجا با حزن مظلومانه می آید صدا؟ اژدها گشتند یک یک مارها در آستین باز باید حضرت موسی بیندازد عصا گرگ ها این بار یوسف را به موشک میدرند بوی این پیراهن خونین می آید از کجا؟ «وَ مِنَ اللّیلِ فَسَبِّحْهُ وَ اِدْبارَ النُّجوم» ۱ یک به یک کم شد ستاره...میرسد خورشید ما زیر باران ها غزل خواندیم و از او گفته ایم میرسد تا آسمان کعبه هر بیت دعا آه...دلتنگم... بیا و از «انا المهدی» بگو... پنجره آغوش وا کرده ست، ای بادصبا ! ۱ـ طور/۴۹ روزی که نمیدانم دستمان را بگیر سید... @roozikenemidanam https://eitaa.com/PoetryHall
: «هر زمان که علی علیه السلام به ذهنم می‌‌آید، به یاد پدر و مادرم می‌افتم...» روز و شب بر لب خود آیه‌ی لبخندی داشت در فراوانی غم‌ها دل خرسندی داشت عرش از روز ازل خانه‌ی او بود ولی در شگفتیم که با خاک چه پیوندی داشت از دَرِ قلعه بپرسید، خودش خواهد گفت فاتح قلعه چه بازوی تنومندی داشت شرط توحیدِ حقیقی‌ست ارادت به علی هر که شد بنده‌ی مولا چه خداوندی داشت مادرم در شُرُف مرگ فقط گفت: علی پدرم موقع مُردن به لبش پندی داشت؛ که به این طایفه در هر دو جهان راغب باش پسرم! طالبِ فرزند ابوطالب باش @shia_poem https://eitaa.com/PoetryHall
یکی پرسید از من: تا کنون آیا گنه کردی؟ نَمُردم بعد هجر یار، آری! کم گناهی نیست https://eitaa.com/PoetryHall
باز هم پاییز رسید و تو ایستاده‌ای در آستانه‌ی بهار و من! از باغ پر شکوفه‌ات، سرمستم ... تو بودی که در میان غزلهایم نشستی و شاه بیتش شدی با تو خواندم و نوشتم، خط به خط واژگان بی‌هنر را و سوختم! (مهدا) https://eitaa.com/PoetryHall
✊🏻🇱🇧🇵🇸✊🏻 تقدیم به .............. شد در زمین و آسمان تقسیم، نصرالله اما نشد یک لحظه هم ‌تسلیم، ‌نصرالله صلح حسن‌، جنگ است و جنگِ صلح تو حُسن است! تا زندگی قدری شود تنظیم، نصرالله ما با حسین‌بن‌علی پیوند خون بستیم ما ننگِ ذلّت را نمی‌خواهیم نصرالله دست تو هنگام سخنرانی چه غوغا کرد دنیا به پایت می‌کند تعظیم، نصرالله دیشب خبرها حاکی از پرواز سرخت بود ما بی‌قرارت مثل ابراهیم، نصرالله باور نمی‌کردم بیاید گوشه عکست روزی نوار مشکیِ ترحیم، نصرالله آیات قرآن می‌کند آرام، قلبم را شد سوره‌ی «نصر»م به تو تقدیم، نصرالله دست از تو و راه تو هرگز برنخواهم داشت دنیا اگر من را کند تحریم، نصرالله موشک پس از موشک پس از موشک پس از موشک فریاد زد با خستگی بی‌سیم: نصرالله...! در «ضاحیه» چشمت به چشم آسمان خورد و شد مشهدت در این زمین تکریم، نصرالله با ردّ خونت روی خاکی آسمانی، شد - آینده سبزِ جهان ترسیم، نصرالله آزادگان هستند با مشتی گره‌کرده در انتظار بهترین تصمیم، نصرالله نام تو رمز انتقام ماست! ماییم و نابودیِ این تومور بدخیم، نصرالله دیگر نخواهد دید خوابِ راحت اسرائیل از نام تو دارد دمادم بیم، نصرالله تاریخ، سرشار از بهار توست در پاییز نامت گلی سرخ است در تقویم، نصرالله قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
«بسم الله الرحمن الرحیم» «وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ» رسیده دست دلی آسمان‏‏پسند به خورشید رسیده قامت این سرو سربلند به خورشید سپر شده، به فلک برده تکه‏‏های تنش را مباد تا که رسد ذره‏‏ای گزند به خورشید همان که متن کتاب مقاومت شده نطقش که جان‏‏سپرده به صبحی شکوهمند‏ _به خورشید‏‌_ ستاره بود که دنباله‏دار شد شب رفتن ستاره‏‏ها همه یک روز می‏‏رسند به خورشید خوشا بریدن از این تن، دل کبوتری من برای پر زدن از خاک، دل ببند به خورشید @mahrokh_dorosti https://eitaa.com/PoetryHall