eitaa logo
سرای شعر
134 دنبال‌کننده
56 عکس
7 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
عقل تعطیل؛ ولی حنجره فعال، چرا؟ از خدا نیز تراشیده‌ای اِشکال، چرا؟ اعتراض است فقط، کار تو از کار خدا جای شکر این همه گمراهی و اضلال چرا؟ می‌روی گر به جهنم برو ای بی انصاف می‌کِشی خلق خدا را تو به دنبال، چرا هر کجا شایعه‌ای بود تو باور کردی پیروی مثل خران از خر دجال چرا هر زمانی که شکستیم تو فریاد زدی هر زمانی که شکفتیم، شدی لال چرا کاسهٔ داغ‌تر از آش هر آشوبی تو تو بگو داغ که‌ای، می‌روی از حال چرا آی بیچاره که با دشمن ما هم‌نظری دشمن ماست تو را قبلهٔ آمال، چرا همه در حسرت ایران عزیزند و تو نه آه در کار وطن این همه اخلال چرا @goharshadqom https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به ............... فرستادند اسماعیلمان را تا به قربانگاه دمید امّید یحیی تا که جان بخشد به حزب‌الله چه دارد در سر و دل یک نبی، جز شور آگاهی که یحیی سررسیده تا نگردد آدمی گمراه همان یحیی که در «خط مقدم» بود و مشتاقِ رسیدن بر ابومهدی، سلیمانی و نصرالله شهیدان با لبی خندان، جهان را ترک می‌گویند ولی از رفتن آنها نصیب ماست تنها آه شهیدان، روشنی‌بخش شبند و ما کویری‌ها فقط دلخوش به عکس ماهشان هستیم بین چاه فلسطین، رودخانه‌ست و نگاه غزه، آهویی که آخر می‌کند خود را رها از دست یک تمساح فلسطین سینه خود را سپر کرده برای حق و با خود می‌کند آزادگان را همدل و همراه قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
نگاه تو که به یک غمزه میبرد دل ها کشیده خط جنون بر کتاب عاقل ها «غلام نرگس مست تو تاجدارانند» رسیده است به چشمت حکومت دل ها اضافه ی گِل تو قسمت همه نشود کم است، جمعیت شیعیان و خوش گِل ها برای اینکه همیشه به تو نگاه کنم اتاق من شده حالا پُر از شمایل ها فقط به برکت آن "روضه‌خانگی" ها بود قدیم‌ داشت صفایی اگر که منزل ها درون سینهٔ‌شان شوق توست، تا باشند میان چایی روضه‌ تمامی هل‌ها تو خواستی که دودوتای ما هزار شود نگاهِ تو بَرِکَت میدهد به حاصل ها دلیل کار و پس انداز ما زیارت توست تویی تو علت نان حلال شاغل ها برای خرج عزای تو رخت میشستند قدیم پیرزنان در حیاط منزل ها همیشه حاجت خود را نگفته میگیرم رسیده لطف تو حتی به دست کاهل ها دم ورودی باب الرجاء تو دیدم نشسته حاتم طایی میان سائل ها زِ جورِ باد مخالف چه بر سرت آمد که کشتی تو شکست و نشست در گِل ها به طعنه لحظه‌ی آخر سنان به تو میگفت: حسین پیر نبودی چنین اوایل.. ها.. یکی لباس.. یکی سر.. یکی عبا را برد نشسته‌اند سر سفره‌ی تو قاتل ها شبیه هفتم مادر، تو هم غریبانه گرفته شد شب هفت‌ات فراز محمل‌ها گروه ادبی یا مظلوم @shia_poem https://eitaa.com/PoetryHall
نسخه‌ی طبیب مست اند از نسیمِ دمش عطر سیب ها دارند شوق نوحه گری، عندلیب ها در روز حشر با نفسش زنده می شویم عمر دوباره می دهد او بر حبیب ها پیچید، اگر که کار جهانی چه باک تا پیچیده اند، نسخهٔ ماتم طبیب ها در روضه ای که سنگ در آن آب می شود سینه دریده اند از این غم شکیب ها آه از تنش که زخم به بوسه امان نداد مات اند در شمارش زخمش حسیب ها با شوق سکه بر تن پاک که تاختند؟ بر پاسخ تضرعِ امن یجیب ها افتاد تا که روی زمین، قامتِ حیا کَندند پیرهن ز تنش، نانجیب ها «از آب هم مضایقه کردند کوفیان» دق کرده اند از غمِ آقا غریب ها با یاد جسمِ بی کفنش زار عقیله زد هر جا که دید گودی و هر جا که شیب ها 🌼حامد آقایی https://eitaa.com/PoetryHall
آورده است عطر تو را با خودش نسیم گُل در حریم قُدسی تو گشته بی شمیم در ساحل نگاه تو باران شده مقیم آیینه ی کرامتی ای جلوه ی کریم آقا تو وارث کرم بی نهایتی مثل کریم معدن جود و کرامتی میراث دار جود و سخای حَسن شدی حُسن تمام و صلح و صفای حسن شدی اصلاََ تو برگزیده به جای حسن شدی آیینه ی تمام نمای حسن شدی تفسیر روی ماه تو ای ماه سامرا امشب شکست قیمت ماه تمام را تابید تا که نور تو یک دم بر آینه شد چشم خیس آینه روشن هرآینه یک لحظه هم رسید به این باور آینه جای تو دید عکس خدا را در آینه یک دم بتاب بر دل بی تابِ آینه دیده تو را هر آینه در قابِ آینه ای هر نفس شمیم تو دمسازِ سامرا ای داستان غُربت تو راز سامرا رُخ داده با حضور تو اعجاز سامرا باید شنید مدح شما را زِ سامرا مدّاح آستان تو غرق تلاطم است پابوس بارگاه تو خورشید و انجم است زیبا به قلب سامره ات جا گرفته ای اینجا تو دست سائل خود را گرفته ای در سامرا تو رُتبه والا گرفته ای ماه تمام را تو در اینجا گرفته ای الحق که سامرای تو وادیّ رحمت است مثل مدینه معدن جود و کرامت است از خود بدر شدیم تو از در درآمدی امشب شبیه حیدر و پیغمبر آمدی از دامن زُلال ترین کوثر آمدی ای دوّمین حَسن به کرامت سرآمدی امشب کبوترانه به سمت تو پَر زدیم از گُنبد تو بر همه آفاق سر زدیم از شوق وصل تو شده دلها پُر از طرب با نام عشق محفل دلهاست غرق تب داریم ذکر "یا حسن العسکری" به لب اُفتاده آب در دهن شهد و هم رُطب قند آب گشته در دل ابیات این غزل ذکر شماست معنی شیرین تر از عسل یک شُعبه از بهشت برین سُرَّ مَن رئاست مولا حریم قُدسیتان خانه خداست هر شب کبوترانه دلم زائر شماست زیر لبش هرآینه روحی لَکَ الفداست لبریز از شمیم تو شد این مشام شهر سرمست از نگاه تو ماه تمام شهر نذر امام حسن عسکری علیه‌السلام🌹 @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
پیام زندگی فقط عشق است و عشق آری زبان آسمانی‌ها زبان مشترک در کاروان مهربانی‌ها اگر قحطی شده اما ببین لبخند باران را تماشا کن تماشایی‌ترین تصویر دوران را به راه افتاده هر کشتی، دل مردم به همراهش پیام زندگی دارد، گل و گندم به همراهش پیام صبحِ روشن در شب طولانی ساحل کمی نور و غذا آورده در بی‌جانی ساحل نترسید از سیاهی، شاپرک‌ها! نور در راه است برای بال زخمی مرهمی از دور در راه است زمان رونق باغی پس از فصل عزاداری‌ست در اینجا در زمستان هم بهار زندگی جاری‌ست بگو نفرین به قتل عام گل‌ها پشت دیواری به نام زندگی، نفرین به مرگ و کوچ اجباری.. بخند ای شهر تنهای جهان! آری امیدی هست که پایان شب تاریک، فردای سپیدی هست شهیدانت به قرن تازه رنگی تازه‌تر دادند ببین آخر که زیتون‌های باغت برگ و بر دادند غمت آخر به هم زد خواب سنگین جهانی را به راه انداخت از دل‌های عاشق کاروانی را.. نمایی بهتر از این روزها ترسیم باید کرد و ساعت را به وقت تازه‌ای تنظیم باید کرد به وقت جوشش دنیا، به وقت شور دریاها عجب رؤیای شیرینی‌ست، آن رؤیای فرداها همان فردا که مغرب را به مشرق می‌زند پیوند به استقبال فردا می‌رویم امروز با لبخند خودت را ای دل من! بین این امواج پیدا کن به ساحل می‌رسد کشتی، تماشا کن تماشا کن به پایان می‌رساند وعده‌ای این حصر را آخر زیارت می‌کند دنیا امام عصر را آخر ✍🏻 🏷 | @goharshadqom https://eitaa.com/PoetryHall
37.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعر خوانی شاعر ارجمند 🌼سمیه سادات حسینی زاده https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به بانو حضرت معصومه سلام الله علیها: السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُخْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا عَمَّةَ وَلِيِّ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏... . عطر یاس است که می آید و دارد خبری زیر پاهای تو هر قریه نشانده گوهری دست های پُر باران تو در این برهوت چشمه و رود عطا کرده و دارد ثمری نفست می وزد و شهر قم از آن زنده است آه بانوی بهشتی تو مسیح دگری پر از آواز کبوتر شده هر کوچه ی قم دارد این شهر یقیناً ز خراسان اثری عطر دلتنگی تو در دل ما هم افتاد این چه عشقی است که از آتش آن شعله وری؟ آینه آینه هر جای شبستان پیداست غم دیدار برادر که به آن منتظری آه معصوم ترین عطر گل یاس کبود چون بهشت است، هر آنجا که تو داری نظری ای کریمانه ترین روشنی آل رسول (ص) از کریمان جهان خوب تری خوب تری @goharshadqom https://eitaa.com/PoetryHall
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تقدیم به در روزهای سرد و لبریز از یخ اسفند خورشید رویت می‌زند بر کوچه‌ها لبخند من کاسبی هستم که در شهر شما گل کرد همشهری قیصر، جوان خامی از گتوند اینکه من اینجایی شدم هم ماجرا دارد پشتش هزاران قصه است و مِهر یک دلبند قم، مقصد ماهِ عسل بود آن زمان و... کرد ما را نمک‌گیر خودش این خاک ارزشمند اوقاتمان در جمکران و در حرم طی شد اینجا برامان دلنشین‌تر باشد از دربند قرآن و عترت در زمینِ قم چه پربارند بیش از هزاران آیه، هر آیه... جهانی پند در شهرتان هر سمت‌وسویی روی گرداندم بر سینه آمد دستم و گفتم: ارادتمند! گاهی به هم می‌ریزم از حال بد مردم بالا و پایین می‌پرم، آتش‌تر از اسپند از مردمی که جیبشان خالی‌تر از خالی‌ست از کسب‌وکاری که پر است از دزدی و سوگند از وام‌هایی که ربا اندر ربا هستند از سودهایی با هزاران حیله و ترفند باید که سر بر شانه‌ی یک کوه بگذارم تا دردهای خویش را کمتر کنم یک چند گاهی حرم، گاهی کنار رود پر ماشین این رودخانه کم ندارد چیزی از اروند در شهرتان گنبد زیاد است و خدا را شکر خورده به کاشی‌های آبی، قلب من پیوند آشفتگی می‌بارد از گیسوی هر گنبد گلدسته‌ها از این جهت، در ربّنا غرقند بگذار قلبم-این کبوتربچه‌ی زخمی- باشد کماکان در ضریحِ خاطرت در بند با اینکه دلتنگ دیارم می‌شوم گاهی ماندم چرا اینقدر پابندم به تو پابند!؟ دیگر خودم را یک قمی می‌دانم ای بانو همشهری‌ام دلگیر خواهد شد از این هرچند تنها امید ما قمی‌ها، صحن آیینه‌ست اصلا مگر که می‌شود از این حرم دل کَند!؟ قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini https://eitaa.com/PoetryHall
السلام علیک یا بنت موسی بن جعفر ع هرگز نکردی این کبوتر را را فراموش این بی پناه این دیده‌ی تر را فراموش در عطر فروردین گل ها ی قنوتت می کرد دنیا بغض آذر را فراموش وقتی که تنها خیرشور خنده ی توست شور جوانی می کند شر را فراموش آنقدر دنیا گفت با ما از شفاعت تا آخرش کردیم محشر را فراموش اصلا مقصر نیست این عاشق اگر که در پای‌حوضت کرده‌کوثر را فراموش پیمان گرفتی از من و پیمانه دادی کی میتوانم کرد ساغر را فراموش؟ بابا فداها گفت یعنی او نکرده دنیای زیبای پیمبر را فراموش از ارث مادر نام او کافیست دیگر ای کاش می کردید بستر را فراموش پهلو بچرخان طاقت تاریخ طاق است بستر نکرده زخم مادر را فراموش آیینه ی زینب که باشی نیست ممکن در دل کنی یک آن برادر را فراموش تا لحظه ی آخر بدون شک نکردی دلتنگی موسی بن جعفر را فراموش @goharshadqom https://eitaa.com/PoetryHall
او روی دستان همه تشییع می شد با حرمت و بی واهمه تشییع می شد بیت امیرالمومنین صاحب عزا بود این بار دیگر فاطمه تشییع می شد https://eitaa.com/PoetryHall