eitaa logo
سرای شعر
134 دنبال‌کننده
56 عکس
7 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
37.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شعر خوانی شاعر ارجمند 🌼سمیه سادات حسینی زاده https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به بانو حضرت معصومه سلام الله علیها: السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُخْتَ وَلِيِّ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا عَمَّةَ وَلِيِّ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ‏... . عطر یاس است که می آید و دارد خبری زیر پاهای تو هر قریه نشانده گوهری دست های پُر باران تو در این برهوت چشمه و رود عطا کرده و دارد ثمری نفست می وزد و شهر قم از آن زنده است آه بانوی بهشتی تو مسیح دگری پر از آواز کبوتر شده هر کوچه ی قم دارد این شهر یقیناً ز خراسان اثری عطر دلتنگی تو در دل ما هم افتاد این چه عشقی است که از آتش آن شعله وری؟ آینه آینه هر جای شبستان پیداست غم دیدار برادر که به آن منتظری آه معصوم ترین عطر گل یاس کبود چون بهشت است، هر آنجا که تو داری نظری ای کریمانه ترین روشنی آل رسول (ص) از کریمان جهان خوب تری خوب تری @goharshadqom https://eitaa.com/PoetryHall
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تقدیم به در روزهای سرد و لبریز از یخ اسفند خورشید رویت می‌زند بر کوچه‌ها لبخند من کاسبی هستم که در شهر شما گل کرد همشهری قیصر، جوان خامی از گتوند اینکه من اینجایی شدم هم ماجرا دارد پشتش هزاران قصه است و مِهر یک دلبند قم، مقصد ماهِ عسل بود آن زمان و... کرد ما را نمک‌گیر خودش این خاک ارزشمند اوقاتمان در جمکران و در حرم طی شد اینجا برامان دلنشین‌تر باشد از دربند قرآن و عترت در زمینِ قم چه پربارند بیش از هزاران آیه، هر آیه... جهانی پند در شهرتان هر سمت‌وسویی روی گرداندم بر سینه آمد دستم و گفتم: ارادتمند! گاهی به هم می‌ریزم از حال بد مردم بالا و پایین می‌پرم، آتش‌تر از اسپند از مردمی که جیبشان خالی‌تر از خالی‌ست از کسب‌وکاری که پر است از دزدی و سوگند از وام‌هایی که ربا اندر ربا هستند از سودهایی با هزاران حیله و ترفند باید که سر بر شانه‌ی یک کوه بگذارم تا دردهای خویش را کمتر کنم یک چند گاهی حرم، گاهی کنار رود پر ماشین این رودخانه کم ندارد چیزی از اروند در شهرتان گنبد زیاد است و خدا را شکر خورده به کاشی‌های آبی، قلب من پیوند آشفتگی می‌بارد از گیسوی هر گنبد گلدسته‌ها از این جهت، در ربّنا غرقند بگذار قلبم-این کبوتربچه‌ی زخمی- باشد کماکان در ضریحِ خاطرت در بند با اینکه دلتنگ دیارم می‌شوم گاهی ماندم چرا اینقدر پابندم به تو پابند!؟ دیگر خودم را یک قمی می‌دانم ای بانو همشهری‌ام دلگیر خواهد شد از این هرچند تنها امید ما قمی‌ها، صحن آیینه‌ست اصلا مگر که می‌شود از این حرم دل کَند!؟ قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini https://eitaa.com/PoetryHall
السلام علیک یا بنت موسی بن جعفر ع هرگز نکردی این کبوتر را را فراموش این بی پناه این دیده‌ی تر را فراموش در عطر فروردین گل ها ی قنوتت می کرد دنیا بغض آذر را فراموش وقتی که تنها خیرشور خنده ی توست شور جوانی می کند شر را فراموش آنقدر دنیا گفت با ما از شفاعت تا آخرش کردیم محشر را فراموش اصلا مقصر نیست این عاشق اگر که در پای‌حوضت کرده‌کوثر را فراموش پیمان گرفتی از من و پیمانه دادی کی میتوانم کرد ساغر را فراموش؟ بابا فداها گفت یعنی او نکرده دنیای زیبای پیمبر را فراموش از ارث مادر نام او کافیست دیگر ای کاش می کردید بستر را فراموش پهلو بچرخان طاقت تاریخ طاق است بستر نکرده زخم مادر را فراموش آیینه ی زینب که باشی نیست ممکن در دل کنی یک آن برادر را فراموش تا لحظه ی آخر بدون شک نکردی دلتنگی موسی بن جعفر را فراموش @goharshadqom https://eitaa.com/PoetryHall
او روی دستان همه تشییع می شد با حرمت و بی واهمه تشییع می شد بیت امیرالمومنین صاحب عزا بود این بار دیگر فاطمه تشییع می شد https://eitaa.com/PoetryHall
💐 پیشکش به (س) که ۱۷ روز میهمان مردم قم بودند و با جام زهری که در ساوه به ایشان نوشاندند در بستر افتادند و به شهادت رسیدند .............. سلام خواهر خورشید، مه‌جبین‌بانو که روز و شب شده‌ام از تو خوشه‌چین بانو مدینه تا که به دست تو بوسه زد با اشک شتر رکاب شد و محملت نگین بانو بگو که قصد سفر کرده‌ای چرا و کجا!؟ که مضطری، که نفس می‌زنی چنین بانو رضا به حکم قضا باش در مسیر رضا که زینبانه‌ترینی تو... نازنین‌بانو برادران تو باران شدند چون عباس ـ زدند تا به شما دشمنان، کمین بانو برادران شما یک به یک شهید شدند چگونه کشتنشان را شما نبین بانو خوش آمدی به کویری که با تو دریا شد به جزرومدِ نگاه تو آفرین بانو! زنی جمیل که نقاش آسمان باشد ـ ندیده بر خودش این بوم و سرزمین بانو زمین که دور سر اهل‌بیت می‌چرخد ـ ندیده است به جز فاطمه، چنین بانو چقدر نام تو بعد از تو در زمین گل کرد خوشا به حال تو و این همه جنین بانو خوشا که خانه‌ی خشتی شد از تو ۱ تویی تو آینه‌ی راه خاشعین بانو تو کوه بودی و طورِ سخن صدای تو بود هنوز در هست این طنین بانو ۲ قنوت تو همهْ آمینی از کبوتر بود که پا گرفت به دستت اساس دین بانو در آن بهشت که اهل رضا در آن شادند چه می‌شود بشوم با تو همنشین بانو قم المقدسه .......................................... ۱. بیت‌النّور: خانه موسی‌بن‌خزرج که بانو در آن سکنیٰ گزیدند ۲. سیْدان: محلّه‌ای که حضرت معصومه (س) در قم ساکن آن شدند 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
«السلام علیک یا فاطمة المعصومه» آمده ام قم،که سلامت کنم عمـهٔ سادات ، سلام علیک آمده ام قم ، که زیـارت کنم روح منـاجـات ، سلام علیک آمده ام قم،که صدایت کنم صوت زیـارات ، سلام علیک آمده ام قم ، که ببـینم حرم قبـلـهٔ حاجـات ، سلام علیک آمده ام قم که شفاعت کنی لطف و عنایات، سلام علیک آمده ام قم که هدایت شوم نـور هدایـات ، سلام علیک آمده ام قم ، که روایت کنم راه روایــات ، سلام علیک آمده ام قم که حکایت کنم رسم حکایات ، سلام علیک آمده ام قم که شفایم دهی رفـع بــلایـات ، سلام علیک آمده ام قم، که قرائـت کنم سـوره و آیـات ، سلام علیک آمده ام قم که بـگویـم فقط مـهد ولایـات ، سلام علیک شاعر؛ بهروز عبداللهی صدرآبادی @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
سرم خمیده شد اما به شانه اش نرسید جرقه زد غزلم به زبانه اش نرسید چنان بریده امیدم شبیه آن مرغی که هرچه بال و پری زد به لانه اش نرسید به روی شاخه ی موی تو لانه می‌سازد دلی که حتی به آشیانه اش نرسید ز سفره ی غزلم ، جمله لقمه ای بردند به این کبوتر دل آب و دانه اش نرسید تو ریختی به دلم بذر عشق را هرچند گل خزان دلم به جوانه اش نرسید صدای ساز ترک های قلب را بشنو تو رفتی و دل من به ترانه اش نرسید هزار و یک شبه شعرم به سر رسید اما کلاغ خسته ی این دل به خانه اش نرسید ... https://eitaa.com/PoetryHall
پیشکش به () و ............... رفته بودم تا که با سهراب بنشینم کمی شاید از دلتنگی‌ام کمتر شود اما نشد بوسه بر آن چینی نازک زدم تا نشکند اشک سردم بر زمین افتاد و از جا پا نشد مرگ، پایان جهانم می‌شود یا مثل او شعرهایم می‌کِشد بیرون، مرا از خاطرات!؟ یک نفر آبی به دستم داد و گفت: آرام باش! تا خدا هست احتیاجی نیست بر آب حیات یا سپهری باش و شعری آسمانی‌تر بکش یا زمینی باش و از عشق مجازی دم بزن تا که تصویر حقیقت، جلوه‌گر باشد به شعر واژه و معنا و مضمون را دمادم هم بزن فی المثل از فرش ایرانی بگیر الهام و عشق یا بگیر از گنبد سلطانعلی وام و دوام این دو یعنی نقشه‌ای از تار‌و‌پود آسمان شاعری یعنی کبوتر بودن و رفتن به بام قالی دل را بشوی و چوب بر قلبت بزن تا خدا از شانه‌های ناگهانت گل کند یک سماور می‌تواند غصه‌ات را بشنود بر سر ذوق آید و با شعر تو قل‌قل کند شعر یعنی گوش دادن بر اذان پنجره شعر یعنی نیّت و تکبیرة‌الاحرامِ نور شعر یعنی دیدن تسبیح انگوری سیاه شعر یعنی سجده بر تنهایی خاکی نمور حرف‌های پیرمرد از عمق جانش می‌رسید رفت تا بنشیند آن‌سوتر کمی بر صندلی نور خورشیدی که پشتش بود چشمم را زد و گفتم اسمت چیست آقا!؟ گفت: من!؟ سلطانعلی قم المقدسه ............................................ ۱. آیین سنتی و مذهبی قالی‌شویان فین کاشان و روستای خاوه اردهال که همه ساله در دومین جمعه مهرماه در مشهد اردهال در ۴۲ کیلومتری غرب کاشان برگزار می‌شود، تنها آیین مذهبی اسلامی است که به تقویم خورشیدی برپا می‌شود. در این مراسم نمادین، شرکت‌کنندگان که از منطقه فین برای برگزاری این مراسم آمده‌اند، در حالی که چوب‌هایی به دست دارند که نشان مبارزه با دشمنان دین است، قالی را به عنوان پیکر نمادین علی بن محمد باقر در چشمه‌ای می‌شویند. ۲. مزار سهراب سپهری در صحن حضرت سلطانعلی در مشهد اردهال می باشد. 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
تکیه کرده پیش چشمان ترم، بندر به دریا قایقی می‌سازم و دل می‌زنم آخر به دریا گوش‌ماهی‌ها فقط کابوس‌ می‌بینند وقتی می‌رسد اخبار تلخ از جنگ خیر و شر به دریا پشت آبی‌های موج‌آلوده شهری هست و طوفان گفته‌‌‌ است از مردمش رازی جنون‌‌آور به دریا بلکه با امواج یارای کمک باشد، در آنجا می‌دود گاهی نگاهی سرخ از سنگر به دریا غرق خواهد شد ولی هر کشتیِ گرداب‌دیده تا مگر ملحق شود افسانه‌ای دیگر به دریا راه را گم می‌کنم در پرس‌وجوی موج و ماهی من که بیش از هرچه ساحل داشتم باور به دریا دفترم می‌سوزد و بعد از غروبی ناگهان، باد می‌برد از شعر من یک مشت خاکستر به دریا… | پ.ن: خدا رحمت کند سهراب را که هنوز و همچنان می‌خواند: پشت دریاها شهری است قایقی باید ساخت @fatemeh_arefnejad https://eitaa.com/PoetryHall
«مهربان بانو» هروقت غمگینم، پریشان میرسم اینجا یاد تو می‌افتم، شتابان میرسم اینجا غرق سرابم گرچه، اما با نگاه تو هم روسیاه و هم پشیمان می‌رسم اینجا بن‌بست در این شهر بی‌معناست ای مردم ! من می‌روم از هر خیابان می‌رسم اینجا ! از درب و دیوار حریمت عشق می‌بارد می‌بارد و من زیرباران میرسم اینجا من از همه دنیا بریدم مهربان بانو آری به آغوشت رسیدم مهربان بانو لطفت همیشه در کنارم هست بانو جان با عالم و آدم چه کارم هست بانو جان ؟! یک گوشه‌ی دنج از بهشت تو مرا کافی‌ست صحن شما دار و ندارم هست بانو جان! از کودکی هروقت زخمی شد دلم دیدم آغوش پرمهر تو یارم هست بانو جان دنیا اگر بی رحم اگر نامهربان باشد یاد تو آرام و قرارم هست بانو جان در حق این همسایه‌ات لطفاً دعایی کن از لطف خود امسال من را کربلایی کن... @daftarcheyesheer https://eitaa.com/PoetryHall