او روی دستان همه تشییع می شد
با حرمت و بی واهمه تشییع می شد
بیت امیرالمومنین صاحب عزا بود
این بار دیگر فاطمه تشییع می شد
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#طاهره_ابراهیم_نژاد_آکردی
https://eitaa.com/PoetryHall
💐 پیشکش به #حضرت_معصومه (س) که ۱۷ روز میهمان مردم قم بودند و با جام زهری که در ساوه به ایشان نوشاندند در بستر افتادند و به شهادت رسیدند
#بانو
..............
سلام خواهر خورشید، مهجبینبانو
که روز و شب شدهام از تو خوشهچین بانو
مدینه تا که به دست تو بوسه زد با اشک
شتر رکاب شد و محملت نگین بانو
بگو که قصد سفر کردهای چرا و کجا!؟
که مضطری، که نفس میزنی چنین بانو
رضا به حکم قضا باش در مسیر رضا
که زینبانهترینی تو... نازنینبانو
برادران تو باران شدند چون عباس ـ
زدند تا به شما دشمنان، کمین بانو
برادران شما یک به یک شهید شدند
چگونه کشتنشان را شما نبین بانو
خوش آمدی به کویری که با تو دریا شد
به جزرومدِ نگاه تو آفرین بانو!
زنی جمیل که نقاش آسمان باشد ـ
ندیده بر خودش این بوم و سرزمین بانو
زمین که دور سر اهلبیت میچرخد ـ
ندیده است به جز فاطمه، چنین بانو
چقدر نام تو بعد از تو در زمین گل کرد
خوشا به حال تو و این همه جنین بانو
خوشا که خانهی خشتی شد از تو #بیتالنّور ۱
تویی تو آینهی راه خاشعین بانو
تو کوه بودی و طورِ سخن صدای تو بود
هنوز در #سیْدان هست این طنین بانو ۲
قنوت تو همهْ آمینی از کبوتر بود
که پا گرفت به دستت اساس دین بانو
در آن بهشت که اهل رضا در آن شادند
چه میشود بشوم با تو همنشین بانو
#محمد_عابدی
قم المقدسه
..........................................
۱. بیتالنّور: خانه موسیبنخزرج که بانو در آن سکنیٰ گزیدند
۲. سیْدان: محلّهای که حضرت معصومه (س) در قم ساکن آن شدند
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @Pelak15
https://eitaa.com/PoetryHall
«السلام علیک یا فاطمة المعصومه»
آمده ام قم،که سلامت کنم
عمـهٔ سادات ، سلام علیک
آمده ام قم ، که زیـارت کنم
روح منـاجـات ، سلام علیک
آمده ام قم،که صدایت کنم
صوت زیـارات ، سلام علیک
آمده ام قم ، که ببـینم حرم
قبـلـهٔ حاجـات ، سلام علیک
آمده ام قم که شفاعت کنی
لطف و عنایات، سلام علیک
آمده ام قم که هدایت شوم
نـور هدایـات ، سلام علیک
آمده ام قم ، که روایت کنم
راه روایــات ، سلام علیک
آمده ام قم که حکایت کنم
رسم حکایات ، سلام علیک
آمده ام قم که شفایم دهی
رفـع بــلایـات ، سلام علیک
آمده ام قم، که قرائـت کنم
سـوره و آیـات ، سلام علیک
آمده ام قم که بـگویـم فقط
مـهد ولایـات ، سلام علیک
شاعر؛ بهروز عبداللهی صدرآبادی
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
سرم خمیده شد اما به شانه اش نرسید
جرقه زد غزلم به زبانه اش نرسید
چنان بریده امیدم شبیه آن مرغی
که هرچه بال و پری زد به لانه اش نرسید
به روی شاخه ی موی تو لانه میسازد
دلی که حتی به آشیانه اش نرسید
ز سفره ی غزلم ، جمله لقمه ای بردند
به این کبوتر دل آب و دانه اش نرسید
تو ریختی به دلم بذر عشق را هرچند
گل خزان دلم به جوانه اش نرسید
صدای ساز ترک های قلب را بشنو
تو رفتی و دل من به ترانه اش نرسید
هزار و یک شبه شعرم به سر رسید اما
کلاغ خسته ی این دل به خانه اش نرسید ...
#حنانه_احمدی
https://eitaa.com/PoetryHall
پیشکش به #حضرت_سلطانعلیبنمحمدباقر_علیهالسلام (#مشهد_اردهال) و #مراسم_قالیشویان
#سلطانعلی
...............
رفته بودم تا که با سهراب بنشینم کمی
شاید از دلتنگیام کمتر شود اما نشد
بوسه بر آن چینی نازک زدم تا نشکند
اشک سردم بر زمین افتاد و از جا پا نشد
مرگ، پایان جهانم میشود یا مثل او
شعرهایم میکِشد بیرون، مرا از خاطرات!؟
یک نفر آبی به دستم داد و گفت: آرام باش!
تا خدا هست احتیاجی نیست بر آب حیات
یا سپهری باش و شعری آسمانیتر بکش
یا زمینی باش و از عشق مجازی دم بزن
تا که تصویر حقیقت، جلوهگر باشد به شعر
واژه و معنا و مضمون را دمادم هم بزن
فی المثل از فرش ایرانی بگیر الهام و عشق
یا بگیر از گنبد سلطانعلی وام و دوام
این دو یعنی نقشهای از تاروپود آسمان
شاعری یعنی کبوتر بودن و رفتن به بام
قالی دل را بشوی و چوب بر قلبت بزن
تا خدا از شانههای ناگهانت گل کند
یک سماور میتواند غصهات را بشنود
بر سر ذوق آید و با شعر تو قلقل کند
شعر یعنی گوش دادن بر اذان پنجره
شعر یعنی نیّت و تکبیرةالاحرامِ نور
شعر یعنی دیدن تسبیح انگوری سیاه
شعر یعنی سجده بر تنهایی خاکی نمور
حرفهای پیرمرد از عمق جانش میرسید
رفت تا بنشیند آنسوتر کمی بر صندلی
نور خورشیدی که پشتش بود چشمم را زد و
گفتم اسمت چیست آقا!؟ گفت: من!؟ سلطانعلی
#محمد_عابدی
قم المقدسه
............................................
۱. آیین سنتی و مذهبی قالیشویان فین کاشان و روستای خاوه اردهال که همه ساله در دومین جمعه مهرماه در مشهد اردهال در ۴۲ کیلومتری غرب کاشان برگزار میشود، تنها آیین مذهبی اسلامی است که به تقویم خورشیدی برپا میشود. در این مراسم نمادین، شرکتکنندگان که از منطقه فین برای برگزاری این مراسم آمدهاند، در حالی که چوبهایی به دست دارند که نشان مبارزه با دشمنان دین است، قالی را به عنوان پیکر نمادین علی بن محمد باقر در چشمهای میشویند.
۲. مزار سهراب سپهری در صحن حضرت سلطانعلی در مشهد اردهال می باشد.
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @Pelak15
https://eitaa.com/PoetryHall
تکیه کرده پیش چشمان ترم، بندر به دریا
قایقی میسازم و دل میزنم آخر به دریا
گوشماهیها فقط کابوس میبینند وقتی
میرسد اخبار تلخ از جنگ خیر و شر به دریا
پشت آبیهای موجآلوده شهری هست و طوفان
گفته است از مردمش رازی جنونآور به دریا
بلکه با امواج یارای کمک باشد، در آنجا
میدود گاهی نگاهی سرخ از سنگر به دریا
غرق خواهد شد ولی هر کشتیِ گردابدیده
تا مگر ملحق شود افسانهای دیگر به دریا
راه را گم میکنم در پرسوجوی موج و ماهی
من که بیش از هرچه ساحل داشتم باور به دریا
دفترم میسوزد و بعد از غروبی ناگهان، باد
میبرد از شعر من یک مشت خاکستر به دریا…
#فاطمه_عارفنژاد
#فلسطین | #صمود
پ.ن:
خدا رحمت کند سهراب را که هنوز و همچنان میخواند:
پشت دریاها شهری است
قایقی باید ساخت
@fatemeh_arefnejad
https://eitaa.com/PoetryHall
«مهربان بانو»
هروقت غمگینم، پریشان میرسم اینجا
یاد تو میافتم، شتابان میرسم اینجا
غرق سرابم گرچه، اما با نگاه تو
هم روسیاه و هم پشیمان میرسم اینجا
بنبست در این شهر بیمعناست ای مردم !
من میروم از هر خیابان میرسم اینجا !
از درب و دیوار حریمت عشق میبارد
میبارد و من زیرباران میرسم اینجا
من از همه دنیا بریدم مهربان بانو
آری به آغوشت رسیدم مهربان بانو
لطفت همیشه در کنارم هست بانو جان
با عالم و آدم چه کارم هست بانو جان ؟!
یک گوشهی دنج از بهشت تو مرا کافیست
صحن شما دار و ندارم هست بانو جان!
از کودکی هروقت زخمی شد دلم دیدم
آغوش پرمهر تو یارم هست بانو جان
دنیا اگر بی رحم اگر نامهربان باشد
یاد تو آرام و قرارم هست بانو جان
در حق این همسایهات لطفاً دعایی کن
از لطف خود امسال من را کربلایی کن...
#متین_پسندیده
@daftarcheyesheer
https://eitaa.com/PoetryHall
هندسه سپید
سپیدهدم
نه یک ساعت
که یک مکثِ جاودان است
در حریمِ جمکران.
زمینی که از خوابِ غیبت
میتکاند خود را
و من
تنهاترین ناظر
به تماشای شکستن مرز شب.
طلوع
بارش اولِ خورشید نیست
بلکه انعکاسِ حضوری ست
که از پسِ پرده
نور میپاشد ...
حس بوی خاکِ باران خورده نیست
عطر ردِ پای کسی ست
که هنوز نیامده
اما قدمهایش زمین را گرم کرده.
ای هندسه کمال گمشده
در تقویمِ روزگار
اینجا
زیر این آسمان آبیِ بی نام
و در سکوتِ پس از مناجات
ما منتظر آن «آری» نهایی ایم.
شهری سپید
در انتظار رنگ گرفتن از نگاهت.
#انتظار
#طاهرهموحدیپور
#مهدا
https://eitaa.com/PoetryHall
🌼 «ترانۀ آیینی»
تلاقی قدسیت و ساختار مدرن
سبک «ترانۀ آیینی» یکی از پویاترین و بحثبرانگیزترین اشکال شعر مذهبی در دهههای اخیر است. این سبک نه تنها از نظر محتوایی، بلکه از نظر فرم و زبان، یک انقلاب آرام در سنتهای هزارسالۀ مرثیه و مدح ایجاد کرده است.
۱. تعریف و بافتار
«ترانۀ آیینی» شعری است که از بافتار موسیقایی و ساختار متداول ترانههای پاپ، راک یا فولک (با تأکید بر سادگی وزن و زبان محاوره) بهره میبرد، اما محتوای آن کاملاً در قلمرو مفاهیم دینی و ارادت به اهل بیت (ع) قرار دارد. این سبک در واکنش به زبان فاخر و بعضاً سنگین اوزان عروضی کلاسیک متولد شد تا قابلیت ارتباطگیری گستردهتر، به خصوص با نسل جوان، را داشته باشد.
۲. ویژگیهای تخصصی فرمی
تخصصیترین جنبهٔ این سبک، ساختارشکنی هدفمند آن در برابر غزل و قصیدۀ کلاسیک است.
ویژگی | شرح تخصصی | اهمیت |
| ساختار ترانهای | حذف ساختار سنتی قافیه و ردیف متناوب (مانند غزل) و جایگزینی آن با ساختار «بند-ترجیع» .
هر بند (بخش روایی) دارای وزن و قافیهای متفاوت با ترجیعبند (بخش کلیدی تکرار شونده) است. | افزایش قابلیت حفظشدن و اجرا در مجالس مدح و هیئت. |
| اوزان ضربی و ساده | عدول از اوزان پیچیده عروضی (مانند مجتث یا هزج مسدس سالم) و حرکت به سمت اوزان فعولنمحور یا تکیههای ضربی (مثلاً اوزان دوتایی و سهتایی ساده) که برای ملودیهای شاد یا حماسی (مانان شش/هشت) مناسبترند. |
ایجاد حس ریتمیک قوی که توسط مداح یا خواننده به راحتی قابل القا است. |
| زبان محاوره و شکسته | استفاده جسورانه از فعلها، اصطلاحات، و لغات روزمره.
شکستن هنجارهای زبانی کلاسیک برای ایجاد صمیمیت حداکثری. | کاهش فاصله میان مخاطب و موضوع مقدس؛ ملموسسازی مفاهیم روحانی.
ادامه دارد...
https://eitaa.com/PoetryHall
🌱🌱🌱
توکجایی سهراب؟
قایقت جا دارد؟
گوشه ای که بتوان با قلبم
آن سوی دریاها رفت
خسته ام من از زمین
از غروب بی صدا
بال پروازم نیست
پای رفتن خسته است
تو کجایی سهراب؟
کاش گوشه ای از قایق رویایت را
سهم من میکردی
بی خبر رفتی تو
به همان شهر دور
که از آن میگفتی
این منم در ساحل
خسته ودلسردم
منتظر می مانم
چشم میدوزم به آب
قایقی در راه است
شاید این موج بلند
بریاند آن را
در کنار ساحل
پیش پای دل من
قایق می آید به پیش
آرام و آهسته
قایق تو اینجاست
روبرویم باز است
می برد من را دور
روی آن موج بلند
روی یک خواب لطیف
روی فواره ی هوش
پشت چینی نازک تنهایی تو
کفشهایم کو؟
کفشهایم کو؟
🌼حسین کریمی
https://eitaa.com/PoetryHall
animation.gif
حجم:
34.5K
صبر کن سهراب
گفته بودی قایقی خواهم ساخت
قایقت جا دارد؟؟؟
من هم از
همهمهی اهل زمین دلگیرم...
شاد خواهم شد
با خدایی که به شدت کافیست!
🌼مهدا
https://eitaa.com/PoetryHall
زلال و ساده ام بی ادعا ،سرسخت چون آهن
رفیق دشت و کوه و جویبارم،خانه ام گلشن
پرم از خاطرات کوچ و چادرهای صحرایی
هزاران قصه دارم از غم دل بستن و کندن
لرم،کردم،عرب،افشار و قشقایی و کرمانجم
و حتی ترکمن یا شهسون در قاب این میهن
مرا برنو به دستم خوانده ای و خوب فهمیده است
زبان اقتدار و غیرتم را سینه ی دشمن
برای حفظ ناموس و وطن خون شهیدانم
نشان افتخاری شد برای فصل روییدن
عشایر پاره ای از پیکر ایران آباد است
مگر ایران بدون ایل معنا می شود اصلا
#محمدجواد_منوچهری
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall