«السلام علیک یا فاطمة المعصومه»
آمده ام قم،که سلامت کنم
عمـهٔ سادات ، سلام علیک
آمده ام قم ، که زیـارت کنم
روح منـاجـات ، سلام علیک
آمده ام قم،که صدایت کنم
صوت زیـارات ، سلام علیک
آمده ام قم ، که ببـینم حرم
قبـلـهٔ حاجـات ، سلام علیک
آمده ام قم که شفاعت کنی
لطف و عنایات، سلام علیک
آمده ام قم که هدایت شوم
نـور هدایـات ، سلام علیک
آمده ام قم ، که روایت کنم
راه روایــات ، سلام علیک
آمده ام قم که حکایت کنم
رسم حکایات ، سلام علیک
آمده ام قم که شفایم دهی
رفـع بــلایـات ، سلام علیک
آمده ام قم، که قرائـت کنم
سـوره و آیـات ، سلام علیک
آمده ام قم که بـگویـم فقط
مـهد ولایـات ، سلام علیک
شاعر؛ بهروز عبداللهی صدرآبادی
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
سرم خمیده شد اما به شانه اش نرسید
جرقه زد غزلم به زبانه اش نرسید
چنان بریده امیدم شبیه آن مرغی
که هرچه بال و پری زد به لانه اش نرسید
به روی شاخه ی موی تو لانه میسازد
دلی که حتی به آشیانه اش نرسید
ز سفره ی غزلم ، جمله لقمه ای بردند
به این کبوتر دل آب و دانه اش نرسید
تو ریختی به دلم بذر عشق را هرچند
گل خزان دلم به جوانه اش نرسید
صدای ساز ترک های قلب را بشنو
تو رفتی و دل من به ترانه اش نرسید
هزار و یک شبه شعرم به سر رسید اما
کلاغ خسته ی این دل به خانه اش نرسید ...
#حنانه_احمدی
https://eitaa.com/PoetryHall
پیشکش به #حضرت_سلطانعلیبنمحمدباقر_علیهالسلام (#مشهد_اردهال) و #مراسم_قالیشویان
#سلطانعلی
...............
رفته بودم تا که با سهراب بنشینم کمی
شاید از دلتنگیام کمتر شود اما نشد
بوسه بر آن چینی نازک زدم تا نشکند
اشک سردم بر زمین افتاد و از جا پا نشد
مرگ، پایان جهانم میشود یا مثل او
شعرهایم میکِشد بیرون، مرا از خاطرات!؟
یک نفر آبی به دستم داد و گفت: آرام باش!
تا خدا هست احتیاجی نیست بر آب حیات
یا سپهری باش و شعری آسمانیتر بکش
یا زمینی باش و از عشق مجازی دم بزن
تا که تصویر حقیقت، جلوهگر باشد به شعر
واژه و معنا و مضمون را دمادم هم بزن
فی المثل از فرش ایرانی بگیر الهام و عشق
یا بگیر از گنبد سلطانعلی وام و دوام
این دو یعنی نقشهای از تاروپود آسمان
شاعری یعنی کبوتر بودن و رفتن به بام
قالی دل را بشوی و چوب بر قلبت بزن
تا خدا از شانههای ناگهانت گل کند
یک سماور میتواند غصهات را بشنود
بر سر ذوق آید و با شعر تو قلقل کند
شعر یعنی گوش دادن بر اذان پنجره
شعر یعنی نیّت و تکبیرةالاحرامِ نور
شعر یعنی دیدن تسبیح انگوری سیاه
شعر یعنی سجده بر تنهایی خاکی نمور
حرفهای پیرمرد از عمق جانش میرسید
رفت تا بنشیند آنسوتر کمی بر صندلی
نور خورشیدی که پشتش بود چشمم را زد و
گفتم اسمت چیست آقا!؟ گفت: من!؟ سلطانعلی
#محمد_عابدی
قم المقدسه
............................................
۱. آیین سنتی و مذهبی قالیشویان فین کاشان و روستای خاوه اردهال که همه ساله در دومین جمعه مهرماه در مشهد اردهال در ۴۲ کیلومتری غرب کاشان برگزار میشود، تنها آیین مذهبی اسلامی است که به تقویم خورشیدی برپا میشود. در این مراسم نمادین، شرکتکنندگان که از منطقه فین برای برگزاری این مراسم آمدهاند، در حالی که چوبهایی به دست دارند که نشان مبارزه با دشمنان دین است، قالی را به عنوان پیکر نمادین علی بن محمد باقر در چشمهای میشویند.
۲. مزار سهراب سپهری در صحن حضرت سلطانعلی در مشهد اردهال می باشد.
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @Pelak15
https://eitaa.com/PoetryHall
تکیه کرده پیش چشمان ترم، بندر به دریا
قایقی میسازم و دل میزنم آخر به دریا
گوشماهیها فقط کابوس میبینند وقتی
میرسد اخبار تلخ از جنگ خیر و شر به دریا
پشت آبیهای موجآلوده شهری هست و طوفان
گفته است از مردمش رازی جنونآور به دریا
بلکه با امواج یارای کمک باشد، در آنجا
میدود گاهی نگاهی سرخ از سنگر به دریا
غرق خواهد شد ولی هر کشتیِ گردابدیده
تا مگر ملحق شود افسانهای دیگر به دریا
راه را گم میکنم در پرسوجوی موج و ماهی
من که بیش از هرچه ساحل داشتم باور به دریا
دفترم میسوزد و بعد از غروبی ناگهان، باد
میبرد از شعر من یک مشت خاکستر به دریا…
#فاطمه_عارفنژاد
#فلسطین | #صمود
پ.ن:
خدا رحمت کند سهراب را که هنوز و همچنان میخواند:
پشت دریاها شهری است
قایقی باید ساخت
@fatemeh_arefnejad
https://eitaa.com/PoetryHall
«مهربان بانو»
هروقت غمگینم، پریشان میرسم اینجا
یاد تو میافتم، شتابان میرسم اینجا
غرق سرابم گرچه، اما با نگاه تو
هم روسیاه و هم پشیمان میرسم اینجا
بنبست در این شهر بیمعناست ای مردم !
من میروم از هر خیابان میرسم اینجا !
از درب و دیوار حریمت عشق میبارد
میبارد و من زیرباران میرسم اینجا
من از همه دنیا بریدم مهربان بانو
آری به آغوشت رسیدم مهربان بانو
لطفت همیشه در کنارم هست بانو جان
با عالم و آدم چه کارم هست بانو جان ؟!
یک گوشهی دنج از بهشت تو مرا کافیست
صحن شما دار و ندارم هست بانو جان!
از کودکی هروقت زخمی شد دلم دیدم
آغوش پرمهر تو یارم هست بانو جان
دنیا اگر بی رحم اگر نامهربان باشد
یاد تو آرام و قرارم هست بانو جان
در حق این همسایهات لطفاً دعایی کن
از لطف خود امسال من را کربلایی کن...
#متین_پسندیده
@daftarcheyesheer
https://eitaa.com/PoetryHall
هندسه سپید
سپیدهدم
نه یک ساعت
که یک مکثِ جاودان است
در حریمِ جمکران.
زمینی که از خوابِ غیبت
میتکاند خود را
و من
تنهاترین ناظر
به تماشای شکستن مرز شب.
طلوع
بارش اولِ خورشید نیست
بلکه انعکاسِ حضوری ست
که از پسِ پرده
نور میپاشد ...
حس بوی خاکِ باران خورده نیست
عطر ردِ پای کسی ست
که هنوز نیامده
اما قدمهایش زمین را گرم کرده.
ای هندسه کمال گمشده
در تقویمِ روزگار
اینجا
زیر این آسمان آبیِ بی نام
و در سکوتِ پس از مناجات
ما منتظر آن «آری» نهایی ایم.
شهری سپید
در انتظار رنگ گرفتن از نگاهت.
#انتظار
#طاهرهموحدیپور
#مهدا
https://eitaa.com/PoetryHall
🌼 «ترانۀ آیینی»
تلاقی قدسیت و ساختار مدرن
سبک «ترانۀ آیینی» یکی از پویاترین و بحثبرانگیزترین اشکال شعر مذهبی در دهههای اخیر است. این سبک نه تنها از نظر محتوایی، بلکه از نظر فرم و زبان، یک انقلاب آرام در سنتهای هزارسالۀ مرثیه و مدح ایجاد کرده است.
۱. تعریف و بافتار
«ترانۀ آیینی» شعری است که از بافتار موسیقایی و ساختار متداول ترانههای پاپ، راک یا فولک (با تأکید بر سادگی وزن و زبان محاوره) بهره میبرد، اما محتوای آن کاملاً در قلمرو مفاهیم دینی و ارادت به اهل بیت (ع) قرار دارد. این سبک در واکنش به زبان فاخر و بعضاً سنگین اوزان عروضی کلاسیک متولد شد تا قابلیت ارتباطگیری گستردهتر، به خصوص با نسل جوان، را داشته باشد.
۲. ویژگیهای تخصصی فرمی
تخصصیترین جنبهٔ این سبک، ساختارشکنی هدفمند آن در برابر غزل و قصیدۀ کلاسیک است.
ویژگی | شرح تخصصی | اهمیت |
| ساختار ترانهای | حذف ساختار سنتی قافیه و ردیف متناوب (مانند غزل) و جایگزینی آن با ساختار «بند-ترجیع» .
هر بند (بخش روایی) دارای وزن و قافیهای متفاوت با ترجیعبند (بخش کلیدی تکرار شونده) است. | افزایش قابلیت حفظشدن و اجرا در مجالس مدح و هیئت. |
| اوزان ضربی و ساده | عدول از اوزان پیچیده عروضی (مانند مجتث یا هزج مسدس سالم) و حرکت به سمت اوزان فعولنمحور یا تکیههای ضربی (مثلاً اوزان دوتایی و سهتایی ساده) که برای ملودیهای شاد یا حماسی (مانان شش/هشت) مناسبترند. |
ایجاد حس ریتمیک قوی که توسط مداح یا خواننده به راحتی قابل القا است. |
| زبان محاوره و شکسته | استفاده جسورانه از فعلها، اصطلاحات، و لغات روزمره.
شکستن هنجارهای زبانی کلاسیک برای ایجاد صمیمیت حداکثری. | کاهش فاصله میان مخاطب و موضوع مقدس؛ ملموسسازی مفاهیم روحانی.
ادامه دارد...
https://eitaa.com/PoetryHall
🌱🌱🌱
توکجایی سهراب؟
قایقت جا دارد؟
گوشه ای که بتوان با قلبم
آن سوی دریاها رفت
خسته ام من از زمین
از غروب بی صدا
بال پروازم نیست
پای رفتن خسته است
تو کجایی سهراب؟
کاش گوشه ای از قایق رویایت را
سهم من میکردی
بی خبر رفتی تو
به همان شهر دور
که از آن میگفتی
این منم در ساحل
خسته ودلسردم
منتظر می مانم
چشم میدوزم به آب
قایقی در راه است
شاید این موج بلند
بریاند آن را
در کنار ساحل
پیش پای دل من
قایق می آید به پیش
آرام و آهسته
قایق تو اینجاست
روبرویم باز است
می برد من را دور
روی آن موج بلند
روی یک خواب لطیف
روی فواره ی هوش
پشت چینی نازک تنهایی تو
کفشهایم کو؟
کفشهایم کو؟
🌼حسین کریمی
https://eitaa.com/PoetryHall
animation.gif
حجم:
34.5K
صبر کن سهراب
گفته بودی قایقی خواهم ساخت
قایقت جا دارد؟؟؟
من هم از
همهمهی اهل زمین دلگیرم...
شاد خواهم شد
با خدایی که به شدت کافیست!
🌼مهدا
https://eitaa.com/PoetryHall
زلال و ساده ام بی ادعا ،سرسخت چون آهن
رفیق دشت و کوه و جویبارم،خانه ام گلشن
پرم از خاطرات کوچ و چادرهای صحرایی
هزاران قصه دارم از غم دل بستن و کندن
لرم،کردم،عرب،افشار و قشقایی و کرمانجم
و حتی ترکمن یا شهسون در قاب این میهن
مرا برنو به دستم خوانده ای و خوب فهمیده است
زبان اقتدار و غیرتم را سینه ی دشمن
برای حفظ ناموس و وطن خون شهیدانم
نشان افتخاری شد برای فصل روییدن
عشایر پاره ای از پیکر ایران آباد است
مگر ایران بدون ایل معنا می شود اصلا
#محمدجواد_منوچهری
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
⛵ به #غزّه و #دریادلان_صُمود که نسبت به نسلکشی فلسطینیان بیتفاوت نبودند
غزّه
..................
هرچند تو را کشته یهودا، غزّه!
هر دم به تو جان داده مسیحا غزّه!
ما بیخبر از حال توایم این شبها
ای در دل تنها شده تنها غزّه!
پروانهترین شهر زمینی امروز
در مشت گرهکردهی دنیا غزّه!
هربار زنان و کودکان را دیدم
گفتم به ستارهها، خدایا غزّه!
من ماهیِ آزادم و در بند جنون
تو ساحل امنی و مدارا غزّه
با رمز «صُمود» از وطنم دل کندم
دل را که زدم به هرچه دریا غزّه!
در کشتی نوحم و ندارم باکی
از قدرت طوفان و بلایا غزّه!
دود از سر غزّه میرود بالا و
با چشم نمیشود تماشا غزّه
دستان یهود بر گلوی زنهاست
دستان خداست همچنان با غزّه
هرچند سکوت، پاسخ خیلیهاست
بر نسلکشی و جنگ! اما غزّه -
مانده سر پا و همچنان بر آوار
فریاد زده: بلندبالا غزّه!
اخبارِ جهان تظاهرات است و قیام
سرفصل خبرها شده حالا غزّه
در خاطرهی زمانه جاری هستی
دیروزی و امروزی و فردا غزّه!
گفتند صدای موجها از ساحل
آنقدر نمانده فاصله تا غزّه
#محمد_عابدی
قم المقدسه
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @Pelak15
https://eitaa.com/PoetryHall
🌼ادامه یادداشت در مورد ترانه آیینی:
از دیگر ویژگیهای ترانه آیینی:
تصاویر سینمایی و سریع است | استفاده از ایماژهای عینی، بصری و لحظهای (مانند کلوزآپهای سینمایی) به جای استعارههای چندلایه و انتزاعی سنتی. | انتقال سریع و مؤثر احساسات و وقایع در مدت زمان کوتاه ترانه.
تحلیل محتوایی
در «ترانۀ آیینی»، محتوا فراتر از مدح صرف میرود و به سه حوزۀ اصلی تقسیم میشود:
1. عشقبازی و مناجات :
مضمون: رابطهٔ فردی و عاشقانهٔ شیعه با امام معصوم (ع). امام به عنوان رفیق، حبیب، یا شاه معرفی میشود.
تخصص: تمرکز بر «زیارت قلبی» و نه صرفاً زیارت مکانی؛ با تکیه بر جنبههای روانشناختی ایمان.
2. حماسی-اجتماعی :
مضمون: پیوند قیام عاشورا با مسائل روز و سیاستگذاریهای جهانی (مانند ظلم به مظلومان در غزه، یمن، یا حتی مشکلات اقتصادی جامعه).
تخصص: استفاده از آرایههایی مانند «تاریخگذاری مضاعف» که واقعه کربلا را در هر زمان و مکان جاری میداند.
3. سوگ و مرثیه
تخصص: برخلاف مرثیههای سنتی که بر شرح جزئیات روضه تکیه داشتند، ترانۀ آیینی بیشتر بر تأثیر روضه بر حال درونی مخاطب (درد و اشتیاق) متمرکز است.
در ترانه های آیینی این امور قابل توجه است:
1. زبان: استفاده از زبان عامیانه و شکسته .
2. وزن: وزن ساده و ضربی (مثلاً مفاعلن فعلاتن) که به راحتی با ملودی همراه میشود.
3. محتوا: تلفیق محتوای مذهبی با احساسات انسانی و روزمره . اینجاست که شعر آیینی به مرزهای ترانهنویسی نزدیک میشود.
این سبک، با وجود جذابیت و قابلیت نفوذ بالا، همواره با چالشهایی در مورد حفظ قداست محتوا در برابر هجوم فرمهای عوامپسند روبرو است؛ اما جریان غالب شعر آیینی معاصر، مسیر خود را به سوی همین ساختار مدرن و زبان ملموس ادامه میدهد.
https://eitaa.com/PoetryHall