عیار تَرک سر را می شناسد
هنرمند قدَر را می شناسد
اسیر چشم سردار است وقتی
هنرمندی هنر را می شناسد
#محمد_کاسبی
#طاهره_ابراهیم_نژاد_آکردی
https://eitaa.com/PoetryHall
مرد هنر ای مبتلای حاج قاسم
ای عاشق حال و هوای حاج قاسم
چشمان بارانی تو حالا گمانم،
خورده گره با چشم های حاج قاسم
#محمد_کاسبی
#طاهره_ابراهیم_نژاد_آکردی
https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به شهید والامقام حاج محمدحسن محققی (فرمانده ی شهید اطلاعات سپاه انقلاب اسلامی ):
حتی میان خیل شهیدان غریب بود
فرمانده ای که مثل زهیر و حبیب بود
عمری شهید بود و شهادت قرین او
عطر لباس سبز تنش، عطر سیب بود
از پا گذشت و دل به غم میهنش سپرد
دنیا به چشم روشن او یک فریب بود
عمری شبیه خار به چشم حرامیان
در هر کلام نافذ او صد نهیب بود
نستوه و با صلابت و چون کوه استوار
در جبهه های روشن حق بی رقیب بود
حب الوطن نشانه ی قلب سلیم او
چشمان دلشکسته ی یاران حریم او
از جان گذشت و شعله ور از عشق یار شد
همراه با سپاه خودش رهسپار شد
صدها هزار تیر به صهیون نشانه رفت
نامش صلاح سخت در آن کارزار شد
جانباز عشق بود و تنش زخمی از نبرد
اما برای رهبر خود ذوالفقار شد
دیدیم هم رکاب شهیدان کربلاست
او هم گلی به گوشه ای از لاله زار شد
خالی نمانده لشکر او بعد رفتنش
راهش پر از ستاره ی دنباله دار شد
#الهام_نجمی
@goharshadqom
https://eitaa.com/PoetryHall
ای غزه ای پیروز غیرتمند تنها
نخل مقاوم عزتت پربار بادا
آن دشمنی که قصد جانت کرد روزی
آمد نشسته با تو پای میز حالا
یعنی که هستی همچنان در اوج قدرت
در آسمانها پرچمت ماندهست بالا
آتش بسی که آتشی بر دشمن تو ست
پیروزی محض تو را کرده هویدا
در خون تپیدی و نیوفتاد از لبانت
گلواژه های حسبنا الله تعالی
درسی نوین دادند ما را مادرانت
وقتی که می دیدیم حال بچه ها را
غیرت، صبوری، استقامت، شور، احساس
الحق که در این کودکان مردیست پیدا
اینک مبارک بادت ای مظلوم عاشق
پیروزی خون است بر شمشیر اعدا
آزاد می گردد دوباره چند سنوار
طرح تبادل هم شود نفع دل ما
نزدیک تر گشته زمان مرگ صهیون
خون شهیدان زنده تر کرده ست ما را
#زهرا_آراستهنیا
#آتش_بس
#غزه
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
فاتح نبرد
غزه بخند باز
ای خندههای تو
تهماندۀ نجابت این سفلهروزگار
محکم بگو که پای بکوبند
با دست و پای قطعشده کودکان تو
یا هلهله کنند به هر برزن
زنهای داغدار
ای سازمان عشق و شرف در خرابهها
ای برترین رسانه، سکوت و صدای تو
ای نیمهجانِ مانده در آوار
عطر مدیترانهایِ آه
ای آتشِ زبانه گرفته
از این همه حصار
ای زخمی خیانت و خاموشی
ای داغ سهمگین فراموشی
ای در میان همهمهها گم
ای بینیاز
از دستهای سرد ترحّم
باری بخند باز
هر چند هیچ تاب ندارند
لمدادگان ساحلِ راحت
آن نابرادرانِ خرفت قمارباز
ای فاتح نبرد
بی منت میانجیِ قاتل -شغال زرد-
ای شهرزاد قصۀ اعجاز
ای قصۀ غریب که باور شد
لبخندهای تو
گاهی به لب نیامده پرپر شد
اما بخند باز
✍🏻 #میلاد_عرفانپور
🏷 #مقاومت_اسلامی | #فلسطین | #غزه
🇮🇷 @Shere_Enghelab
https://eitaa.com/PoetryHall
👌🖤 به پیشگاه #امام_جواد (ع)
یازده
..............................
شرط دین در اعتدال است اعتدال است اعتدال
غیر ازین دین ابتذال است ابتذال است ابتذال
هر رسولی با خودش آورد تعبیری بدیع
تا بفهماند خدا را با زبان حال و قال
مصطفی، آیینه شد... زهرای زهره، نور پاک
مرتضی شد جلوهگر؛ «گویا» محمد بود و آل
چهارده گام بلند است از زمین تا آسمان!
غیر از آن هرآنچه میبینی... فقط خواب و خیال
چشمهای او حسن بود و دو ابرویش حسین
باقر و سجاد بودند آن صدای بیمثال
صادق و کاظم، قنوت دستهای بالغش
ماهِ لبخندِ پدر در هر رکوعش چون هلال
یازده...! فصل امام مهربانیها تقیست
او که باتقواترین بود و به شانه داشت بال
روسیاهم، برقعی از نور میخواهم جواد
از ید بیضای موسایت، بپوشانم جمال ۲
نقشهی شیطانصفتها شد بر آب از آیهاش
هر حدیثش آتشی میزد به جان اعتزال ۳
معتصم از روضهها ترسید و حکمی تازه داد
خون سادات حسینی شد به دستورش حلال
شیعه! مولایت غدیریزاده و اهل ولاست
مفتخر باش و به شکر این ولی، بر خود ببال
«پله پله تا ملاقات خدا» با عشق باش ۴
نردبان عقل، کوتاه است از درک کمال
نام تو مشکلگشایم بوده در تهدیدها
حرز تو بالاتر است از مهره و تعبیر و فال
با رضایت آمدم، از عمه آوردم سلام
پل زدم از مشهد و قم تا به دریای وصال
پیش از این در سامرا و کاظمین از بیمِ جان
حقِ دیدار تو شد ای دست برتر، پایمال
نسخه داعش به دست قاسمت پیچیده شد
امنیت دارد عراق، اینروزها... تا بوکمال
#محمد_عابدی
قم المقدسه
....................................................
۲. اشاره به حضرت موسی مبرقع فرزند بلافصل ایشان که در چهلاختران قم آرمیدهاند و از شدت زیبایی، نقاب به صورت میگذاشتند.
اعتزال: یک. گوشه نشینی و کنارهگیری
دو. قدرت مکتب «اعتزال» و پیروان معتزله در زمان حضرت، افزایش یافته بود تا آنجا که حکومت وقت نیز از آنان حمایت می کرد و از نفوذ خود برای تقویت و تثبیت خط فکری آنان و ضربه زدن به فرقه های دیگر بهره می برد. معتزلیان نیز از این فرصت استفاده برده، دستورات دینی را بر عقل ناقص خود عرضه می کردند و آنچه را که عقلشان صریحاً تأیید می کرد، می پذیرفتند و بقیّه را رد و انکار می کردند.
۴. پله پله تا ملاقات خدا اثر دکتر عبدالحسین زرینکوب
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @pelak15
https://eitaa.com/PoetryHall
(آن فرخنده پیروزی)
دلا تا این نفس تازه است، دلها زنده خواهد شد
به روز حادثه، عشق نهان، فرخنده خواهد شد
اگر شمشیرها، آخته بر ما، می شود باران
بدان،
هر گوشه از این سرزمین برنده خواهد شد
زمین و آسمان، چشمی است می گردد در این میدان
که بر عمق رشادتها چنان بیننده خواهد شد
هزاران مرد و زن هستند، سربازان روح الله
که هر یک در مصاف دشمنان، فرمانده خواهد شد
دلا مشتاق روزی شو که شمسیر علی شاید
اگر میدان مهیا شد، در آن زیبنده خواهد شد
دلا هرگز مدان دور است آن فرخنده پیروزی
نظام مهدوی آن روزها پاینده خواهد شد
#حسن_بشیر
https://bashirwebnama.ir
https://eitaa.com/PoetryHall
Various Artists :: Teh-Music.Us :::Ā01 Fereidon Asarai - Sarbaze Akhar.mp3
زمان:
حجم:
5.4M
پنهان شدی در خاک شاید
خاک از تن تو جان بگیرد
تا دشت تنها باشد و ابر
دلشورهی باران بگیرد
امروز دست آشنایی
بیرون کشید از عمق خاکت
کم کم به یاد خاک آمد
انگشتر و مهر و پلاکت
...
#شعر
#سربازآخر
#دفاعمقدس
#فریدونآسرایی
https://eitaa.com/PoetryHall
شهید شهر من!
چه میبینند در چشم تو چشمانم؟ نمیدانم
شرار آن چشمها کی ریخت در جانم؟ نمیدانم
تو رفتی بر سر پیمان و ما ماندیم جا مانده
بگو سر میشود یکروز پیمانم؟ نمیدانم
دلم با توست از بازیدراز و فکه تا خَیّن
حلب، صنعا، بلندیهای جولانم؟ نمیدانم...
شناسایی کن این گم کرده رسم موقعیت را
هویزه، تنگۀ مرصاد، بُستانم؟ نمیدانم
حبیب! از فاو «الی بیت المقدس» یکنفس راندی
من آیا مثل تو مشتاق میدانم؟ نمیدانم
شهید شهر من! تکبیر گفتی تا خدا رفتی
بگو من پای تکبیر تو میمانم؟ نمیدانم
بر آن خوانی که تو الان نشستی شاد و سرزنده
من دلمرده هم یکروز مهمانم؟ نمیدانم
و آن صبحی که با موعود دلها میرسی از راه
من بیقدر هم در جمع یارانم؟ نمیدانم
چگونه میشود اینقدر عاشق بود، لایق بود؟
نمیفهمم نمیفهمم، نمیدانم نمیدانم
✍🏻 #حامد_اهور
🏷 #حاج_حسین_همدانی
🇮🇷 @Shere_Enghelab
https://eitaa.com/PoetryHall
بی سر و سامانم ای محبوب، سامانم بده
تو سر و سامان به این حال پریشانم بده
دائما هجران چرا؟ از وصل هم چیزی بگو
درد دادی خب بیا این بار درمانم بده
باطنا کور است چشمم که نمی بینم تو را
آی خورشید سحر، نوری به چشمانم بده
این گناه افتاده به جانم، نجاتم میدهی؟؟
چشم پاکی مثل چشمان شهیدانم بده
زود می لرزد دلم وقت گناه و معصیت
یا اباصالح خودت قوت به ایمانم بده
از کنار اسم تو ساده گذشتم، عفو کن
با همین یابن الحسن، چشمان گریانم بده
من همیشه روزی اشکی فراوان خواستم
لطف کن در روضه ها اشک فراوانم بده
کربلا، مشهد، نجف، آقا نمی دانم فقط
روزی ام را از همانجا که نمی دانم بده
یک زیارت لطف کن من را ببر با خود حرم
در حرم روضه بخوان، سوز حسین جانم بده
......
با سلام روضه ات بر جان ما آتش بزن:
السلام ای کشته ی دور از وطن، ای بی کفن...
🌼وحید محمدی
https://eitaa.com/PoetryHall