eitaa logo
سرای شعر
135 دنبال‌کننده
56 عکس
7 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
ای که از تو شد معطر جای جای این زمین می‌برد فیض از وجودت حضرت روح الامین در نبودت محو شد رنگ عدالت رنگ عشق قامت دین را شکسته، های و هوی ظالمین لشکر ظلم و ستم چون ابرهای تیره‌اند کو بهاران ظهورت، کو هوایی دلنشین؟ قدس با قلبی شکسته انتظارت می‌کشد بیشتر شد هجمه‌های دشمن بدخواه دین رنگ خوشبختی به دلها نیست حتی ذره‌ای سخت پیدا می‌شود آرامش ای ماء معین باز هم دلتنگی و تنگِ غروب جمعه‌ها کاش برگردی، بیایی، ای امام بی‌قرین @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
با اجازه امام زمان (عج) به و می‌بخشد .................. به آن روزی می‌اندیشم که دستت نور می‌بخشد به آن روزی می‌اندیشم که چشمت طور می‌بخشد به آن روزی که بالا می‌روی از تاکِ طوبیٰ و هوایت بر خماران جهان، انگور می‌بخشد فلک دست تو را می‌بوسد و عشق از تو می‌گیرد فدک از شاخه‌ی توتش به تو تنبور می‌بخشد خدا می‌گیرد از ما غصه دنیای شیرین را به ما در فاطمیه، در محرّم شور می‌بخشد به آنها که لگد کردند یاسی را میان باغ هزاران هیزمِ آتش، درون گور می‌بخشد تو را دارم چه غم دارم، به شوقت بر سرِ دارم که لبخندت، رضایت را به این منصور می‌بخشد کریم‌بن‌کریمی تو، کریم این است اخلاقش گدا حتی اگر کتمان کند با زور می‌بخشد نمازم بی‌تو در خواب است شب‌ها! دلخوشم اما قنوت تو تواضع بر منِ مغرور می‌بخشد نه خود را دیده‌ام در آینه، نه روی ماهت را نگاهت می‌رسد روزی...! شِفا بر کور می‌بخشد قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
پیر مردی عائله مند  و فقیر داشت گاوی با دو جامِ پر زِ شیر شیر، بودش  آب و نان و قند و آش با فروشش  کرده اِمرارِ  معاش کاسبی ، شد مشتریِ شیرِ گاو چند روزی آمد امّا کنجکاو می خرید از عمد ، یک کیلو لَبن تا سه روز و با دلی پُر سوءِ ظَن پیر را میخواند ناحق ، کم فروش حق و باطل فرقشان چشم است و گوش می شنید از دیگران این حرف را این خطایِ ناپسندِ ژَرف را بَیعِ شیرِ  پیرِ ده رندانه است وزنِ شیرش کمتر از پیمانه است جستجو می کرد عیبِ خود عجیب در  درونِ آن مسن سالِ  نجیب شیر را در هر سه وعده کرد وزن دید تا کم داشت شیرِ مرد ، وزن هر سه بارش داد کمتر ، صد گرم بود یک کیلویِ او نهصد گرم رفت نزد پیر و با خشم و غضب اعتراض آورد و گفت ای  بی ادب کمتر از وزن است شیرت پیر مرد بار کردش صد هزاران حرفِ سرد داد پاسخ ای  دکاندارِ  محل نیست در کردارِ این مسکین خِلل من ندارم سنگ  و  کیل  و سنجشی من بَری هستم از این بی ارزشی آنچه هست از آنِ توست ای بد نظر چون خریدم از تو یک کیلو شِکر آن شِکر باشد همان میزانِ شیر کَیلِ من بود اعتمادم ای حقیر این خِلل باشد وَلیدِ آن دغل فعلِ خود را هم ببین ای بد عمل وزن و قدر خویش را کن  بررسی هی نچسبان عیب خود را بر کسی خود نبیند پشه یِ خونخوار ، شب لیک هست از پشه کش ها در غضب خودپسندی آفتِ انسان بوَد خصم تو در قلب تو مهمان بوَد وای بر هر بی بهایِ کم فروشِ رو و در رفعِ عیوب خود بکوش @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
🌺برای (س) زنی را... ................ زنی را می‌شناسم دامنش دریا زنی را می‌شناسم سینه‌اش صحرا زنی نستوه، همچون کوه، پابرجا همان دختر که شد همسر به عبدالله همان خواهر که شد مادر به ثارالله زنی را می‌شناسم مرتضی سیرت زنی را می‌شناسم فاطمه صورت زنی که عالَمی دارد سرش غیرت همان خورشیدِ بی‌سایه، همان ماهی که هر شب با علی می‌کرد همراهی نگو زینب! بگو چشمان پیغمبر نگو زینب! بگو شیرخدا... حیدر نگو زینب! بخوانش سوره کوثر «ألَم نَشرح لکَ صَدرک» مرام اوست «شکیبایی» همان درس قیام اوست نگو زینب! بگو سردار و سرلشکر نگو زینب! بگو قاسم، بگو اکبر نگو زینب! بگو عباس آب‌آور پناه خیمه‌ها در کربلا بوده همان که خطبه غراء فرموده خدایا زینبی کن سینه‌ی ما را بیاور با فرج، آیینه‌ی ما را معطر کن از او آدینه‌ی ما را که ما شب‌زنده‌داران در پی نوریم اناالحق‌گوی دارِ صبحِ منصوریم قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
تو آن گلی که همه فصل های این عالم بهار می شود از دیدنش به تنهایی «این جمعه هم گذشت و نیامدی»💔 https://eitaa.com/PoetryHall
⭕️🌼سلام به شاعران گرامی سرای شعر خبرخوشی در راه است...
⭕️از این پس بهترین اشعار همراه تصویر رسانه‌ای (در صورت تمایل) در سایت نویسا منتشر می شود .👇🌹 http://www.nevissa.ir
قصیده‌یدل قلم برمی‌دارم، نامت را می‌نگارم و کلمات خود به خود صف می‌کشند. تو که خود، هزار واژه‌ی ناگفته‌ای در سکوتِ دشت‌های شعرم صدایت می‌پیچد چشمانم که پیش از تو فقط کوه و دشت را می‌دیدند حالا در هر نگاه تو یک کتاب از معنا می‌خوانند. همان برقِ عاقلانه که می‌گفتند، از جنس فلسفه است اکنون، شعر می‌بافد از هر اشاره‌ات! و من می‌دانم این برق از تابشِ نورِ اندیشه‌ی توست. جنونی شیرین که در عمقش عقلِ تو را، چون ستاره‌ای می‌بینم. لبانم… نه فقط بوی تازگی خاکِ باران‌خورده می‌دهد، که طعمِ نابِ پایان یک قصیده را. هر کلمه‌ای که از دهانت می‌تراود برگ می‌زند در باغچه‌ی وجودم و نفس‌هایم، عطرِ کتابخانه‌ای که تو نویسنده‌ی آنی را می‌گیرد. تازگی‌اش، دیگر نه از شبنم صبح که از قافیه‌ی گمشده‌ای است که تو یافته‌ای. عشقم تو وزن این شعر بلندی ردیف هر خواسته‌ی پنهانی. من، دخت کوه و دشت، که گیسوانم، با بادِ معنا پریشان شد در کنار تو، هر کلمه‌ام جان می‌گیرد و پرواز می‌کند. شعرِ من، پیش از تو، زمزمه‌ای بود با تو، هوشمندترین ترانه‌ی جهان شد. قلبم که مزرعه‌ی واژه‌های بکر بود حالا قصری است از کلماتی که تو بنا کردی. این عشق… نه یک حسِ ساده، که یک منشورِ کلمات است. هر زاویه‌اش، معنایی تازه هر نورش، الهامی بی‌کران. تو می‌نویسی، من با روحم می‌خوانم. من می‌نویسم، تو با قلبت تصحیح می‌کنی. این عشق همین مکالمه‌ی بی‌پایانِ روح و قلم است. قلمم می‌لرزد اما واژه‌ها با صلابت می‌نشینند: « عزیز… من، ای تمام شعرهای ناگفته‌ام دوستت دارم🌹 https://eitaa.com/PoetryHall
یا عقیلةالعرب سلام‌الله علیها نقل کردند راویان در جنگ که گذشتی تو از تمام خودت کربلا را تو جاودان کردی با قیام علی‌الدوام خودت گاه پیش رباب میرفتی گاه دنبال آب میرفتی در اسارت نبوده‌ای هرگز لحظه‌ای فکر التیام خودت دخترِ بی‌نظیرِ شیر خدا! کس نفهمیده است شأن تو را وقت ایراد خطبه‌ات باری پرده بردار از مقام خودت ذوالفقار تو خطبه‌هات شده‌است خطبه‌های تو مدعات شده‌است دختر کوثری و میگیری اذن پیکار از امام خودت کوفه اقلیم صبح دولت توست شام یک پرده از قیامت توست سند کربلا روایت توست کربلا را زدی به نام خودت @pishaninevesht https://eitaa.com/PoetryHall
💚 سلام‌الله‌علیها تهنیت الحق که خدا به آسمان اختر داد خوش‌یمن‌تر از مریم و از هاجر داد یک رایحه از بهشت نازل فرمود؛ امشب به علی و فاطمه دختر داد ۱۶ آبان ۱۴۰۳ ✒️ ‌‌‌‌‌‌‌‌❥᭄➜@NegineNaghibi 💚 https://eitaa.com/PoetryHall