🌺برای #عقیلهبنیهاشمزینبکبری (س)
زنی را...
................
زنی را میشناسم دامنش دریا
زنی را میشناسم سینهاش صحرا
زنی نستوه، همچون کوه، پابرجا
همان دختر که شد همسر به عبدالله
همان خواهر که شد مادر به ثارالله
زنی را میشناسم مرتضی سیرت
زنی را میشناسم فاطمه صورت
زنی که عالَمی دارد سرش غیرت
همان خورشیدِ بیسایه، همان ماهی
که هر شب با علی میکرد همراهی
نگو زینب! بگو چشمان پیغمبر
نگو زینب! بگو شیرخدا... حیدر
نگو زینب! بخوانش سوره کوثر
«ألَم نَشرح لکَ صَدرک» مرام اوست
«شکیبایی» همان درس قیام اوست
نگو زینب! بگو سردار و سرلشکر
نگو زینب! بگو قاسم، بگو اکبر
نگو زینب! بگو عباس آبآور
پناه خیمهها در کربلا بوده
همان که خطبه غراء فرموده
خدایا زینبی کن سینهی ما را
بیاور با فرج، آیینهی ما را
معطر کن از او آدینهی ما را
که ما شبزندهداران در پی نوریم
اناالحقگوی دارِ صبحِ منصوریم
#محمد_عابدی
قم المقدسه
#زینب_کبری_س
#روز_پرستار
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @pelak15
https://eitaa.com/PoetryHall
تو آن گلی که همه فصل های این عالم
بهار می شود از دیدنش به تنهایی
«این جمعه هم گذشت و نیامدی»💔
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#انتظار
#جمعه
#طاهره_ابراهیم_نژاد_آکردی
https://eitaa.com/PoetryHall
⭕️از این پس بهترین اشعار همراه تصویر رسانهای (در صورت تمایل) در سایت نویسا منتشر می شود .👇🌹
http://www.nevissa.ir
قصیدهی دل
قلم برمیدارم، نامت را مینگارم
و کلمات خود به خود صف میکشند.
تو که خود، هزار واژهی ناگفتهای
در سکوتِ دشتهای شعرم
صدایت میپیچد
چشمانم که پیش از تو
فقط کوه و دشت را میدیدند
حالا در هر نگاه تو
یک کتاب از معنا میخوانند.
همان برقِ عاقلانه
که میگفتند، از جنس فلسفه است
اکنون، شعر میبافد از هر اشارهات!
و من میدانم این برق
از تابشِ نورِ اندیشهی توست.
جنونی شیرین که در عمقش
عقلِ تو را، چون ستارهای میبینم.
لبانم…
نه فقط بوی تازگی خاکِ بارانخورده میدهد،
که طعمِ نابِ پایان یک قصیده را.
هر کلمهای که از دهانت میتراود
برگ میزند در باغچهی وجودم
و نفسهایم،
عطرِ کتابخانهای که تو نویسندهی آنی را میگیرد.
تازگیاش، دیگر نه از شبنم صبح
که از قافیهی گمشدهای است که تو یافتهای.
عشقم
تو وزن این شعر بلندی
ردیف هر خواستهی پنهانی.
من، دخت کوه و دشت،
که گیسوانم، با بادِ معنا پریشان شد
در کنار تو، هر کلمهام
جان میگیرد و پرواز میکند.
شعرِ من، پیش از تو، زمزمهای بود
با تو، هوشمندترین ترانهی جهان شد.
قلبم
که مزرعهی واژههای بکر بود
حالا قصری است از کلماتی که تو بنا کردی.
این عشق…
نه یک حسِ ساده،
که یک منشورِ کلمات است.
هر زاویهاش، معنایی تازه
هر نورش، الهامی بیکران.
تو مینویسی، من با روحم میخوانم.
من مینویسم، تو با قلبت تصحیح میکنی.
این عشق
همین مکالمهی بیپایانِ روح و قلم است.
قلمم میلرزد
اما واژهها با صلابت مینشینند:
« عزیز… من،
ای تمام شعرهای ناگفتهام
دوستت دارم🌹
#حرفدل
#شعر
#محبت
#مهدا
#طاهرهموحدیپور
https://eitaa.com/PoetryHall
یا عقیلةالعرب سلامالله علیها
نقل کردند راویان در جنگ
که گذشتی تو از تمام خودت
کربلا را تو جاودان کردی
با قیام علیالدوام خودت
گاه پیش رباب میرفتی
گاه دنبال آب میرفتی
در اسارت نبودهای هرگز
لحظهای فکر التیام خودت
دخترِ بینظیرِ شیر خدا!
کس نفهمیده است شأن تو را
وقت ایراد خطبهات باری
پرده بردار از مقام خودت
ذوالفقار تو خطبههات شدهاست
خطبههای تو مدعات شدهاست
دختر کوثری و میگیری
اذن پیکار از امام خودت
کوفه اقلیم صبح دولت توست
شام یک پرده از قیامت توست
سند کربلا روایت توست
کربلا را زدی به نام خودت
#عاطفه_جعفری
@pishaninevesht
https://eitaa.com/PoetryHall
💚
#میلاد_حضرت_زینب سلاماللهعلیها تهنیت
الحق که خدا به آسمان اختر داد
خوشیمنتر از مریم و از هاجر داد
یک رایحه از بهشت نازل فرمود؛
امشب به علی و فاطمه دختر داد
#نگین_نقیبی
۱۶ آبان ۱۴۰۳
✒️ ❥᭄➜@NegineNaghibi
💚
https://eitaa.com/PoetryHall
به نام خدا
تقدیم به بانوی صبر،عقیله العرب،حضرت زینب کبری(س)
دوچشم خیس و دل بی قرار کافی نیست
وعشق با همه ی اعتبار کافی نیست
نوشتن از تو قلم های نور می خواهد
تلاش این من غرق غبار کافی نیست
چگونه از تو بگویم؟چگونه یا زینب!
که هرچه واژه شود سوگوار،کافی نیست
به پای تو نرسد،نه نمی رسد یعقوب
که صبر او، و هزاران هزار،کافی نیست
شکوه،هرچه توهستی،جمال،جلوه ی توست
برای وصف تو هرگز بهار،کافی نیست
حسین، آن که جهان را کشید سمت بهشت
به تو اگر نشود دل دچار کافی نیست
کمال عشق همان لحظه ی اسارت توست
به کربلا بشوی رهسپار کافی نیست
اسیر نه که جهان در اسارت غم توست
اگر که گریه کند بی شمار،کافی نیست
کلام حیدریت معجزات شمشیر است
میان جنگ ،مگر ذوالفقار کافی نیست؟
زهرا سلیمی
https://eitaa.com/shabenoghreie
https://eitaa.com/PoetryHall
مهربانی غنچه زد با شوق بین قلبها
از شمیم جان زینب شد جهان غرق صفا
پر شد از عطر ولایت خانهی هر شیعهای
برده سرمای زمستان را بهار مرتضی
دست افشانی حورالعین باشد دیدنی
دیدنیتر خندههای خامس آل عبا
در حیا مانند مادر در شجاعت حیدری
وارث حلم حسن شد در مصاف اشقیا
تا شماتت سهم او شد در میان کوفیان
" ما رایت " شد تجلیگاه ایمان و وفا
سفرهدار عالم هستی است بانوی دمشق
صد گره وا کرده از کار گدایان بیصدا
#سلام_علی_زینب
#معصومهمشهدیزاده
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall
پرستار
مردم همه خوابند و بیداری پرستار
با جان و دل در سنگرِ کاری پرستار
همواره بر بالین بیماران به مِهرت
آرامبخش هر شبِ تاری پرستار
دست تو در دست خداوند است از آن روست
از عطرِ یادِ دوست سرشاری پرستار
مثلِ بهاری روحبخش و جانفزایی
لبخند بر رویِ لبت داری پرستار
هر فصل با عطرِ نسیم مهرورزی
در باغ دلها لاله میکاری پرستار
تا درد رویِ درد بیماران نباشی
نیکو مرام و نیکرفتاری پرستار
چون حضرت زینب صبوری و شکیبا
غم داری اما باز غمخواری پرستار
با دیدن اندوه و رنج دردمندان
هر لحظه اشکت میشود جاری پرستار
همواره میکوشی که بار درد و غم را
از شانهای مجروح برداری پرستار
با هر نگاه مهربان و لطفبارت
تسکین برای دردِ بیماری پرستار
هر چند میدانند قَدرَت را کم اما
دارای خوبیهایِ بسیاری پرستار
هرچند وقتِ خستگی یاری نداری
اما برای خستگان یاری پرستار
ایثارگر، بیادعا، مظلوم، پرمهر
آری پرستاری، پرستاری، پرستار
#روز_پرستار
#احمد_رفیعی_وردنجانی
@asharahmadrafiei
https://eitaa.com/PoetryHall