﷽
لبخند زد، باز آسمان خانه روشن شد
با نور چشمانش جهان خانه روشن شد
چادر نمازش را دوباره بر سرش انداخت
چشم امید کودکان خانه روشن شد
سرگرم پخت نان شد و با دست گرم او
قلب تنور نیمهجان خانه روشن شد
شب در زد آن شب، در به روی میهمان وا شد
شب در زد و آتشفشان خانه روشن شد
شب، آن شب نادان، شب پنهان و تار شهر
با شعلههای بیامان خانه روشن شد
آن اشکها، آن اتفاق، آن داغ بیهنگام
در چشمهای روضهخوان خانه روشن شد
پیراهنی از لاله و از یاس بر تن داشت
آتش میان بوستان خانه روشن شد
خاموش شد شمعی که سوسو میزد و میسوخت
وقتی چراغ غم میان خانه روشن شد
#ماهرخ_درستی
#فاطمیه
@mahrokh_dorosti
https://eitaa.com/PoetryHall
پیشکش به #مولا_علی (ع) در #غربت_زهرای_اطهر_سلاماللهعلیها
هوای او
...........
اشک است قوت غالبش، خرما غذای او
نان می پزد #زینب، #حسینش پا به پای او
از قتلگاه مادرش رد می شود هر روز
نان می برد وقتی #حسنجانش برای او
هر چاه را که می کَند پر می کند با #اشک
پیچیده در گوش زمین، زخم صدای او
گاهی کلنگش را می اندازد میان کار
با خاک، بازی می کند انگشت های او
#خاکی ترین مرد زمین، شد #آب از آن #آتش
ابری تر از باران شده حالا #هوای او
#زهرا گرفت از میخ در، مزد رسالت را
تیغ خوارج هم شود روزی بهای #او
#محمد_عابدی
قم المقدسه
🆔 @Abedi_Aaeini
🆔 @Pelak15
https://eitaa.com/PoetryHall
🏴صلیاللهعلیک یافاطمهالزهرا
چون پرچم زهرا(س) خدا پرچم نیاورده
مثلِ غمِ مادر زمانه غم نیاورده
مادر دلیلِ خلقتِ هستیاست، در این راه
ایزد دلیلی مثل او مُحکم نیاورده
دارد حُسینی که جهان را زندگی بخشید
چون او مسیحی، حضرتِ مریم نیاورده
بخشیده افطار خودش را بارها اما
بر سفرهی عشق و تبسم، غم نیاورده
همواره مولایش صدایش کرده: زهراجان
او هم به روی لب بهجز؛ جانم نیاورده
گشتیم در تاریخ عُشاق جهان، دیدیم
عشق اینچنین مصداقِ مستحکم نیاورده
هر چند دستانش کبود از جورِ دستاس است
یکلحظه هم بر ابروانش خم نیاورده
هر چند سیلی خورده پای عشقِ خود مانده
پرپر شده پشت در اما کم نیاورده
زخمی در آتش، بسکه فکر مرتضی بوده
یک لحظه حتی پلک رویِ هم نیاورده
خَیرالنسای عالمین آری فقط زهراست
چون او خدا یک تن به این عالم نیاورده
#فاطمیه
#شهادت_حضرت_زهرا
#احمد_رفیعی_وردنجانی
@asharahmadrafiei
https://eitaa.com/PoetryHall
مادر به نیتت🖤🍂
پاییز نشسته بود روی شاخهها
برگها
یکییکی از دلتنگی آسمون
میافتادن پایین ....
کوچهها هنوز گرم بودن
با چایداغ و سفرهی کوچک فاطمیه
دستهایی که با اشک نان را تقسیم میکردن
و قلبهایی که آرام میگفتن:
مادر... به نیّتت!
هر برگ زرد که روی سنگفرش مینشست،
یاد کودکیهام زنده میشد
آن روزهایی که مادرم
با صدای بارون ،
کنار دیگ نذری
شمع روشن میکرد...
حالا هم، هر سال که برگها میریزند
دل من میریزد
برای همان نذر بینام و ساده!
برای مهربونیای که هنوز در هوای فاطمیه هست ...
زنده...
و خیس از بارون دلتنگی!💔
🌼#طاهرهموحدیپور
#ایامفاطمیه
#حضرتمادر
#مهدا
https://eitaa.com/PoetryHall
زن...
هم از تراوش طبع روان لطیفتر است
هم از خیال غزل بیگمان لطیفتر است
هم از سکوتِ سحرپرسۀ بیابانها
هم از ترنم رود روان، لطیفتر است
هم از تلالؤ خورشید، بین برکۀ صبح
هم از هوای سپیدهدمان لطیفتر است
قسم به نقطۀ آغاز آفریده شدن
که از طلوع نخستِ جهان لطیفتر است
بهشت زیر قدمهای اوست آری او
زن از بهشت، از آن جاودان؛ لطیفتر است
کدام زن؟ که به او مادر پدر گفتند
ز جان عزیزتر و از بیان لطیفتر است
کدام زن؟ که سرشتِ منزّه و پاکش
از آدمی و پری توامان لطیفتر است
مباد خاطرش آزردۀ کشاکشِ دهر
که از حریر، که از پرنیان لطیفتر است
⬛⬛⬛
دریغ و درد که سیلیخورِ حوادث شد
گلی که گونهاش از ارغوان لطیفتر است
#عاطفه_جعفری
@pishaninevesht
https://eitaa.com/PoetryHall
﷽
🖤 و علی(ع) در فراق فاطمه(س) اینگونه سرود: نفسی عَلَیٰ زَفراتها مَحبوسه...
برای بچهها نان پختهام حالا به جای تو
و خرما چیدهام از نخلهای در عزای تو
تو اینجا نیستی اما نگاهت هست، آهت هست
صدای کیست در این خانه میپیچد؟ صدای تو
هنوز انگار اینجایی و داری شعر میخوانی
که میخوابند شبها کودکان با لای لای تو
تمام شهر را آباد کردی با دعاهایت
و حالا شهر دیگر نیست محتاج دعای تو...
نمیخواهند باران میهمان شهرشان باشد
کسی اینجا نمیخواهد مرا، غیر از خدای تو
سلامم را جوابی نیست، سرها در گریبان است
غریب افتاده در دنیای مردم، آشنای تو
تو رفتی، آن همه لبخند را هم با خودت بردی
که هر شب اشک میریزم به یاد خندههای تو
بیا از من طلب کن بار دیگر آن اناری را
که دنبالش تمام شهر را گشتم برای تو
چگونه مجلس ختم تو را برپا کنم زهرا؟!
تو پایانی نداری، ای شهادت ابتدای تو
فائزه امجدیان
🆔 @Amjadiyan_Faezeh
https://eitaa.com/PoetryHall
﷽
به بهانهی روز مازندران💚
دریا، نسیم، قاصدک و آسمان منم
در چشم کوه، رود همیشه رَوان منم
آواز سربلند خزر در حریر ابر
اشک چکیده از دل این آسمان منم
آن رود پرخروش در آغوش کندوان
آن اتفاق خوب پر از ناگهان منم
آن جنگل غریب در انبوه کوهها
آن چشمهی زلال همیشه جوان منم
باران و عطر نان محلی، تنور داغ
سار نشسته بر لبهی ناودان منم
بغض بلوط پیر و تبرخوردهی حیاط
در پلههای نمزدهی نردبان منم
رؤیای بادبادکِ در بادها رها
ساحل منم، غروب منم، بیکران منم
نارنجی و اناری و آبی، بنفش و زرد
آهنگ سبز و نیلی رنگینکمان منم
آن سوی شیشه خاطرهی دور من تویی
باران پشت پنجرهها، بیگمان، منم
ابرم که آفریده شدم در مسیر عشق
امشب دلیل گریهی مازندران منم
#ماهرخ_درستی
#روز_مازندران
@mahrokh_dorosti
https://eitaa.com/PoetryHall
#یاحسین
شعری تقدیم به حضرت #فاطمه سلام الله علیها
از کتاب #بازدَم
فضای خانهی تو رنگ و بوی ریحان داشت
صدای زمزمه هایت شمیم قرآن داشت
هوای دشت قنوتت همیشه ابری بود
قنات اشک زلالت همیشه جریان داشت
اگر چه مادر آبی ولی همه دیدند
تنور خانهی گرم تو بی عدد نان داشت
تو با یتیم و فقیر و اسیر همدردی
چرا که سفرهی سبزت همیشه مهمان داشت
نماز و راز و نیاز و دعای نیمه شبت
برای دوست و دشمن مگر که پایان داشت؟
بهشتِ رویِ زمین بودی و امیرِ بهشت
میان روضهی شهر مدینه، رضوان داشت
خدا که خون خودش را به دست تو پروَرد
به مادرانگی تو چه قدر ایمان داشت
نخواستم بروم سمت قتلگاه اما
گریز زد قلمِ من،قلم، پریشان داشت__
به سمت لحظهی تنهایی کسی میرفت
که خیمه، وقت وداعش هوای باران داشت
به قتلگاه رسیدی،کنار پیکر او
به احترام تو میایستاد اگر جان داشت
حسین،قلب رسول، این چنین به خاک نبود
سیاه لشکرِ دشمن اگر مسلمان داشت
سری به نیزه بلند است روبه روی تو،آه
سری به نیزه رها، لا اله الا الله
#سمانه_خلف_زاده
#حرم_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
#فاطمیه
#شبکه_اول_سیما
@damsara
https://eitaa.com/PoetryHall
دکترمحمدعابدی نغمه.mp3
زمان:
حجم:
3.5M
بزم انس مداحان وشاعران آیینی استان قم «نغمه سرایان/کوثر/دعبل خزاعی»
🔹یکشنبه شب 1404/08/11
آغاز ایام فاطمیه
اجرای:شعرخوانی دکترمحمدعابدی
💧در مسجدحضرت مسلم ابن عقیل(ع)
🔹بانی مجلس: امناءمجامع نغمه سرایان،کوثرودعبل خراعی استان قم
💧تنظیم و ضبط صدا توسط مهندس حاج ابوالفضل شاد
🆔 @shad_qom
..................
«گروه کشوری امین»
https://eitaa.com/joinchat/1352861023C71546a41fe
.............................
کانال نغمه سرایان قم
http://eitaa.com/joinchat/1576206338Cce9613f504
..............................
گروه نغمه سرایان
http://eitaa.com/joinchat/2068774923Cdec8ba13f7
................
گروه (تخصصی شاعران آیینی)
https://eitaa.com/joinchat/257818855C4d21f881c0
🔹دلیل خلقت
از کوچه گفتیم و نگفتیم از صراط او
هی روضه خواندیم و نگفتیم از حیات او
ای کاش جای روضه های فاش می گفتیم
قدری از ایمان و مقامات و صفات او
او، هم دلیل خلقت است و هم دلیلراه
ظلمت نمی ماند به لطف التفات او
آبی تر از زهرا ندیدم در زمین، کس را
باید که دُر برداشت از دریای ذات او
عمری پی حذف علی بودند بی دینان
اما کم آوردند آخر از ثبات او
افسوس از آنهایی که با کوهی سند، هر بار
جای شهادت می نویسند از وفات او
شکی اگر در مرگ او داری بپرس از میخ
میخی که نی شد، خورد در خون دوات او
زهرا تمامش را به دین بخشید و آیینه
پیدا نخواهد کرد آهی در بساط او
بی تاب زینب بود و عباس و حسینش که
یک چشم او شد دجله و چشمی فرات او
قلب زمان هم ایستاده در بنیهاشم
مانده حسن در خشت ها همواره، مات او
هر نعمتی، با خود زکاتی دارد و باشد
گریه برای غربت مولا، زکات او
🌼دکتر عابدی
https://eitaa.com/PoetryHall
پرستیدن
نشستم روبروی تو
نگاهم سخت دلداهس
آخه کی باورش میشه؟
عبادت آنقدر سادهس
نشستم روبروی تو
که جمع درد و تسکینی
منو با اینکه بالایی
از اون بالا نمیبینی
بهت دنیامو مدیونم
تو حق برگردنم داری
عبادت کردمت یک عمر
عبادت کردنم داری
تو رو راحت پرستیدم
فقط با یک نظر دیدن
نمی دونی چقدر سخته؟
تو رو راحت پرستیدن
تمام عمر با من باش
من آنقدر از خودم خستهم
که پای هر عذابی که
بدونم با توئه هستم
🌼روزبه بمانی
https://eitaa.com/PoetryHall
تسبیح و محراب دعا گریان و بیتابند
چشمانتظار و تشنهی لبیک اربابند
آلالههای باغ عشاق تو پژمردند
این خاکهای تشنه مشتاق نمی، آبند
دیگر تبسم بر لبان صبحگاهان نیست
شبهای تار ما به فکر نور مهتابند
چشمان زخمی بهاران هم پریشانند
با فکر رویای تماشای تو میخوابند
اشعار رنج و محنتت را دیدم و گفتم
این واژهها هم تشنهی آرایهای نابند
#این_صاحبنا
#معصومهمشهدیزاده
@shaeranehowzavi
https://eitaa.com/PoetryHall