eitaa logo
سرای شعر
136 دنبال‌کننده
56 عکس
7 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
به بام بر شده ام از سپیده ی تو بگویم اذان به وقت گلوی بریده ی تو بگویم اذان به وقت گلویی که قطعه قطعه غزل شد غزل غزل شده ام تا قصیده ی تو بگویم غزل غزل شده ام ای شهید عشق که چون گل ز عاشقان گریبان دریده ی تو بگویم هزار مرتبه آتش شدم نشد که غروبی زخیمه های به آتش کشیده تو بگویم.... به بام برشده ام با عقیق، آینه، سبزه مگر ز دیدن ماه ندیده ی تو بگویم ... @shia_poem https://eitaa.com/PoetryHall
روزها هم می‌درخشی، نیمه‌شب‌ها بیشتر! می‌شود در نیمه‌شب‌ها، تاب و تب‌ها بیشتر! آسمان سرمه‌ای، مهتاب، آرامش، سکوت می‌رسد در نیمه‌های شب، سبب‌ها بیشتر! نیمه‌شب‌ها بیشتر ... از روزها می‌خواهمت! نیمه‌شب‌ها هست خواهش‌ها، طلب‌ها بیشتر! انتخابی خاص بودی از همان روز ازل حلقه می‌بستند دور منتخب‌ها بیشتر! در ازل هرکس کنارت بود را پس می‌زدند بی مزاحم دیدمت از آن عقب‌ها بیشتر! شب که می‌آید تو را هم با خودش می‌آورد روزها هم می‌درخشی، نیمه‌شب‌ها بیشتر! ... ✅گزیده‌ی غزل https://eitaa.com/PoetryHall
🌹 پانزدهمین سوگواره شعر محبوبه خدا 🕯️ 🎙️ سخنران: حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی 📝 شعرخوانی: • حجت‌الاسلام جواد محمد زمانی • سید محمدجواد شرافت • هادی جانفدا • امیرحسین هدایتی • سید حمیدرضا برقعی 🎤 اجرای برنامه: نجم‌الدین شریعتی 💔 مرثیه‌خوانی: حاج مهدی رسولی 🗓️ زمان: سه‌شنبه ۲۷ آبان ـ همراه با نماز مغرب و عشاء 🕌 📍 مکان: قم، میدان معلم، مرکز فقهی ائمه اطهار @ashareamirhosienhedayati https://eitaa.com/PoetryHall
گل شمّه‌ای از آیۀ تطهیر تو باشد گر آینه در آینه تکثیر تو باشد خود کیستی ای سورۀ کوثر که حسینت تا کرببلا رفت که تفسیر تو باشد بر سفرۀ نان و نمکت دست علی هم برداشت نمک را که نمک‌گیر تو باشد... در آب به تصویر کسی زل زده عباس عشقش فقط این است که تصویر تو باشد ای دست پر از پینه ز چرخاندن دستاس عالم همه در گردش تقدیر تو باشد در خوابِ شهیدان جهان یکّه‌سواری‌ست کی می‌رسد از راه که تعبیر تو باشد @shia_poem https://eitaa.com/PoetryHall
زیر پاهای دلم انگار، خش خش می‌کند! روحِ غمگینِ سکوتم را نوازش می‌کند خودنمایی‌های باران، دلربایی‌های ماه کاسه‌ی صبر دلم را آزمایش می‌کند! تا کجا می‌خواهد این من را به رؤیاها بَرَد؟ فصل پاییزی که دل را سخت، سرکش می‌کند! در من انگار انقلابی تازه، برپا می‌شود تک تکِ سلّولهای شعر، شورش می‌کند! شاعری، صدبار در چشمان تو، جان می‌دهد! باز با نامهربانی‌هات، سازش می‌کند برگ‌برگِ دفترِ احساسهای نابِ او یکصدا از حضرتِ چشمِ تو، خواهش می‌کند التماست می‌کند قدری زمینی‌تر شوی آستانِ قدسِ چشمت را پرستش می‌کند شور ِ پاییزی‌ترین اشعار من، تقدیم تو! زیر پاهای دلم، انگار، خش خش می‌کند ... https://eitaa.com/PoetryHall
ای کاش من را می‌شکست اینبار طوفان وقتی که می‌آمد کنارم روی ایوان ای کاش می‌شد دست‌هایم را بگیرد راهی کند از قعرِ گلدان تا گلستان حق‌ می‌دهم قلب قناری‌ها بگیرد جایِ تماشا نیست تنهاییِ گلدان من در خیالم همسفر با قاصدک‌ها رد می‌شوم از دشت‌ها از کوهساران هرچند احساسِ کویری تشنه دارم در من هزاران ابر می‌بارند پنهان فوّاره‌ی تکرار اندوهم پس از این فوّاره‌ها هرگز نمی‌گیرند پایان ✍🏻 انیس حسنکی @Ashianambash https://eitaa.com/PoetryHall
بی تو نگاه آسمان هر روز لال است بی تو برایم شاعری کردن محال است حتی خیال سرکش دریای آبی بی بوسه‌‌ از لبهای تو رو به زوال است تعبیر کابوس درخت تاک تنها مستی ز جام خوشه‌ای انگور کال است مثل نگینی منتظر در قاب حسرت چشم بیابان خفته در خاک ملال است شاید علاج سرفه‌های خشک زابل اکسیری از اشک توسل های زال است معشوق من، "باران" کجایی؟ دیر کردی بی تو برای من، غزل گفتن محال است خدایا به بارش باران رزق های حلال و طیب را کامل و فراوان گردان الهی آمین "صحیفه‌ی سجادیه" @goharshadqom https://eitaa.com/PoetryHall
گاهی موکب‌زدن به همین سادگی است! 🏨 داروخانه‌ای در قم چه کردی که شده عالم گرفتارت!؟ تویی بیمار و یک دنیاست بیمارت تو جانت را میان کوچه‌ها دادی که یک شهر است این شب‌ها عزادارت 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
دلخسته به سمت آسمان می آیم پا بوسی خورشید جهان می آیم هر هفته به شوق دیدنت در جاده با پای پیاده جمکران می آیم. ✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐ ┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄ ✍ https://eitaa.com/PoetryHall
🌱🌱 «بوی کاغذ و باران» هنوز هرگاه کتابی ورق می‌خورد صدای ورق‌زدن شب می‌آید صدایی شبیه دعای آرام پیرمردی که لب بر لب دفتر می‌گذارد و می‌گوید: «کلمه هم روزی نور بود...» دیوارهای گِلیِ مدرسه بوی بهشت میداد و باد وقتی از لای پنجره می‌گذشت آیات را با خود به حیاط می‌برد در گوشه‌ی حجره چراغی می‌سوخت نه برای روشنایی برای راز امشب هم در گوشه‌ی اتاقم کتابی باز است و فقط نسیمی می‌آید که بوی کاغذ کهنه دارد و طعمِ ایمان کتاب را می‌بندم اما چراغ هنوز می‌سوزد چون فهم هیچ‌گاه خاموش نمی‌شود https://eitaa.com/PoetryHall
کار داریم در این شعر فراوان با دَر گوییا خورده گره با غزل ِ مولا ، در وَ قسم بَر ترکِ کعبه که حتی دیوار می‌شد از عشقِ علی پیشِ علی دَرجا در جانشینِ نبی الله که شد روزِ غدیر خستگی‌های پیمبر همه شد یکجا در می‌نشستند یتیمان همه شب منتظرش خیره بر در همگی تا بزند بابا در چیره بر قلعه‌ی قلبِ همِگان شد وقتی کنده شد با دَمِ یا فاطمه‌اش از جا در شد درِ قلعه ز جا کنده ولی مرغِ دلم ناخود آگاه سفر می‌کُند از در ، تا در نکند در غزلم بسته شود دستانش نکند در غزلم باز شود با پا در میخِ در داغ شد و مادرمان زخمی شد او کنون تکیه به دیوار نماید یا در ؟! آنچنان با لَگدی باز شد آن در که همه فکر کردند که دیوار یکی شد با در آه! سادات ببخشند ولی خورد زمین در همین فاصله هم کنده شد از لولا در رد شدند آن همه نامرد از آن در با پا تا که افتاد به رویِ بدنِ زهرا در بچه سید نشدم دستِ خودم نیست ولی وسطِ روضه دلم گفت بگویم مادر کربلا جلوه‌ی هفتاد و سه تَن می‌شد اگر اندکی تاب می‌آورد در آن غوغا در آه! ای فاطمه؛ ای علتِ لبخندِ علی! رفتی و بعدِ تو انداخت زِ پا او را در ما فقیریم و یتیمیم و اسیریم همه جز تو فریادرسی نیست بیا بُگْشا در با دعای فرجت از خودِ خورشید بخواه تا کمی باز کند روی همه دنیا در… @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
و آب شدن چون شمعم و روشنای محفل بشوم با آب شدن، همیشه کامل بشوم! تا جان بدهم برای پروانه‌ی عشق باید که سراپا همه تن، دل بشوم آنقدر که اشک من، دَم مَشک من است از دیدن چشمان تو در گِل بشوم در روضه‌ی کوچه، چون زنان باریدم تا آب روی آتشِ قاتل بشوم در واحد و سنگین، نفسم گفت حسن با ذکر تو می‌شود که قابل بشوم در شور، تو را به هر دو دستم خواندم تا در طلب تو، متعادل بشوم دستی به سرم بکش امامُ‌العُشّاق تا با نظر لطف تو عاقل بشوم یک گوشه چشم تو برایم کافی‌ست تا یک شبه حلّال مسائل بشوم ای وای اگر شبیه یاران شما از خویشتن و امام، غافل بشوم تا حافظِ اندوه نگاهت باشم باید که در آفاق تو بیدل بشوم تا یاد تو را زنده کنم در قلبم لبریزتر از زهر هلاهل بشوم تابوت تو مانعی‌ست بر بوسه‌ی من ای کاش به دیدار تو نائل بشوم - ترسم که تو را ببینمت در خواب و چون تیر به سمتت، متمایل بشوم بعد از تو و یک سلامِ از دور، حسن باید بروم گرم نوافل بشوم آغوش بقیعت به رویم وا نشده دریایی و ای کاش که ساحل بشوم در حسرت یک زیارتم، مستم کن بگذار در این میکده، سائل بشوم - بگذار که در حصن‌حصینت ای جان یک روز، کبوترانه داخل بشوم قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall