eitaa logo
سرای شعر
136 دنبال‌کننده
56 عکس
7 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
غنچه ها را همه پژمرده که دیدی رفتی گِرد مفهوم خودت پیله تنیدی رفتی قلم و کاغذ تقدیر به دستت دادند به تهِ خطّ خودت هم نرسیدی رفتی همگان را که سپردی به خدا، یادت هست؟ با هزاران نگرانی به امیدی رفتی بقچه ی آن همه تنهایی خود را بستی «نرو آقای» دلم را نشنیدی رفتی به کسی حرف دلت را نزدی، دق می کرد! به کسی خطّ و نشان هم نکشیدی رفتی شاپرک ها به سیاهی به عدم تن دادند پای آنها نه نشستی نه چکیدی رفتی بس که ما مردم این شهر به خود دل بستیم تو دل از مردم و این شهر بریدی رفتی آمدی جمعه ی این هفته به هر شکلی بود! به سر وعده کسی را که ندیدی رفتی https://eitaa.com/PoetryHall
هندسه سپید سپیده‌دم نه یک ساعت که یک مکثِ جاودان است در حریمِ جمکران. زمینی که از خوابِ غیبت می‌تکاند خود را و من تنهاترین ناظر به تماشای شکستن مرز شب. طلوع بارش اولِ خورشید نیست بلکه انعکاسِ حضوری ست که از پسِ پرده نور می‌پاشد ... حس بوی خاکِ باران خورده نیست عطر ردِ پای کسی ست که هنوز نیامده اما قدمهایش زمین را گرم کرده. ای هندسه کمال گمشده در تقویمِ روزگار اینجا زیر این آسمان آبیِ بی نام و در سکوتِ پس از مناجات ما منتظر آن «آری» نهایی ایم. شهری سپید در انتظار رنگ گرفتن از نگاهت!💔 https://eitaa.com/PoetryHall
هوای فاطمه دارم ، سلام معصومه به زخم کهنه ما التیام معصومه بقیع ، خانه ، روضه کسی چه می داند دعا بکن که بیاید امام، معصومه https://eitaa.com/PoetryHall
🖤😭🔥 ۱۸ بیت برای مادرم (س) آن روز ............... آن روز که مأمور فرامین آمد از چشمِ نبی، نظر به تمکین آمد احمد همه چیز را به خُم گفت ولی با رفتن او، چه بر سر دین آمد! آیینه‌ی نور را شکستند به ظلم زهرا به طرفداری آیین آمد شد دختر پیغمبرشان دشمنشان این واقعه بر عایشه سنگین آمد در کوچه به دنبال حسن افتادند تا مادر او در پی نفرین آمد تا فاطمه آمد که بگوید مولا... ثانی به سخن از در توهین آمد هیزم به در باغِ بهار آوردند بر چهره نورانی گل، چین آمد هرقدر که شعله‌‌ی حسد بالا رفت دیدند سر فاطمه پایین آمد بلبل که درون باغ، چه‌چه می‌زد با ضرب لگد، بر سر پَرچین آمد مأمور به صبر بود و خاموش‌ترین هرچند گلش با سر خونین آمد لرزید تن فضّه پس از دقّ‌الباب هربار که پشت درب، مسکین آمد!؟ قرآنِ قنوت فاطمه گفت از مرگ تا مرگ، همان آیه‌ی تسکین آمد در روضه‌ی آن شبی که رفت از خانه از چشم زمین، خوشه‌ی پروین آمد دیگر رمقی نماند در پای علی مولا چه کند که دست گلچین آمد!؟ دیگر نفسی نبود در جان حسن وقتی که حسین از سر بالین آمد زینب چه کند که جای مادر خالی‌ست!؟ زینب چه کند که مرغ آمین آمد!؟ زینب چه کند به کربلا آنجا که هنگام وداع یار دیرین آمد!؟ زینب چه کند!؟ سوار بر مرکب رفت زینب چه کند که اسب بی‌زین آمد قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
﷽بِـسْـــمِ‌ٱللهِ‌ٱلْـرَّحْـمٰـنِ‌الْـرَّحـیـمْ﷽ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌يا فاطمه الزهرا 🏴 چگونه از تو نگویم درون محنت آه شکسته بال فرشته در اوج غربت آه رسید آتش کینه به چادری خاکی چه گفت صورت نیلی ز هتک حرمت آه سپر شده ست که یاری کند امامش را به زیر ضربه شکسته ستون غیرت آه کدام مادر پهلو شکسته ای چون تو درون شعله رسیده به آه و حسرت؟ آه خدا چگونه سخن گفت با حبیبه ی خود که بنده اش نهراسید از مصیبت آه کنون که سوخته آیه به آیه اش حیدر چگونه کوثر خود را کند تلاوت؟ آه شکسته قامت گل در حصار آتش و دود نه مرهمی نه قراری چه بود حکمت؟؟؟ آه ✍️🏻فاطمه ارجمند          ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─┅─═ঊঈ🦋ঊঈ═─┅ اَلسَّلامُ‌عَلَيک يا بِنْتَ‌خَيرِ الْبَرِّيةِ، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─┅─═ঊঈ🦋ঊঈ═─┅ https://eitaa.com/fateheharjmand https://eitaa.com/PoetryHall
🍂زبان حال امیرالمومنین «علیه‌السلام» با حضرت صدیقه طاهره «سلام الله علیها»: ملائک ذکر می گویند دائم هم صدا با تو دعای نور می‌خوانند هر صبح و عشا با تو کسی فهمیده است «المؤمن مرآت مؤمن» را که بشناسد هرآیینه تو را با من مرا با تو چه خوشبختند، دستان تو را هر روز می‌بوسند تنور و سفره و دستاس هستند آشنا با تو بیا قسمت کنیم اصلا ثواب خانه داری را ببین جارو کشیدن با من امشب، بچه‌ها با تو بپرس از تک تک این قوم ای بنت رسول‌الله بگو با من اگر دارند مشکل پس چرا با تو...؟ حلالم کن حلالم کن که ماندم بی تو در دنیا قرار بعدی ام در قتلگاه کربلا با تو.. @sobhetazedam https://eitaa.com/PoetryHall
فرق است بین دیده ی تر تا گریستن دارد هزار فلسفه، زیبا گریستن حق را همیشه می شود از ظالمان گرفت یا با سلاح جنگ و جدل یا گریستن گاهی غم است و گاه قیام است و گاه شوق باریدن است و این همه معنا گریستن در دوره ی نفاق و خیانت نمانده بود راهی برای فاطمه(س) الا گریستن از گریه های صبح و شبش کاخ ظلم ریخت او انقلاب کرده به پا با گریستن در راز کوچ مادر آئینه ها کم است از ابر چشم غمزده دریا گریستن خیر دو عالم است برای جهانیان در روضه های حضرت زهرا(س)گریستن @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
آن زن که حکایت غمش غوغا بود از خطبه او حماسه اش پیدا بود تنها نه فقط مادر چندین دریا سردار سپاه مرتضی زهرا بود @bi_sedaa_bebar https://eitaa.com/PoetryHall
شبانه می رود اشکی به راه بُگذارد به خاک غم تن مجروح ماه بگذارد به جان خسته اش اُفتاده شعله ها، باید بنای کار دلش را به آه بگذارد نهان زچشم فلک می بَرد نگارش را درون مَقبره ای دلبخواه بگذارد خدا کند که نبیند شکسته پهلو را چقدر دست به روی نگاه بگذارد! برای اینکه بماند مزار گُل در اَمن بر او ز سایه خود جان پناه بگذارد شبانه می بَرد او مخفیانه مرهم را به روی زخم گُل  بی گناه بگذارد شکسته شانه سروِ خمیده اش باید از این به بعد سرش را به چاه بگذارد درش که سوخته دیگر چه حاجت است خدا علی به سَردَر خانه سیاه بگذارد! به دردش از گُل خود التیام می گیرد سری به روی مزارش که شاه بگذارد و ریخت روی مزار آیه های باران را که باید اشک خودش را گُُواه بگذارد در انتظار علی همچنان نشسته بقیع هنوز چشم ترش را به راه بگذارد @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
دلگویه‌ی امیرالمومنین(علیه‌السلام) در فراق حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) بعد از تو من خون می‌خورم شب تا سحر را خون جگر، خون جگر، خون جگر را زهرای حیدر(سلام‌الله‌علیهما) دیدی آخر سر گرفتند از من تو را، تنها انیس و همسفر را ؟ درب بهشت از خانه ی ما باز می شد بستند راه رستگاری بشر را هیزم می آوردند هیزم های دوزخ! * آتش زدند آن آسمان شعله ور را راحت شدند از گریه هایی که به هم ریخت خواب عمیق مردمان کور و کر را راحت شدی از درد پهلویت عزیزم؟ دلتنگ بودی فاطمه(سلام‌الله‌علیها) دیدی پدر را ؟ باور نمی‌کردم تو رفتی تا که امروز آن لخته های خون مانده روی در را ...😭 ° ما عمق دردت را نمی فهمیم مادر اما خودت بنما قبول این مختصر را * إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ آل عمران، ۱۰ ~محفل شعر بانوان قم🌹گوهرشاد~ @goharshadqom https://eitaa.com/PoetryHall
حضرت_زهرا (س) و .................... دانه‌ای بودم به دست پیرمردی روستایی بر زمین افتادم و این بود آغاز رهایی عابری از روی من رد شد فرورفتم به خاک و سر درآوردم از آغوشی به دور از روشنایی خاک عالم بر سرم شد، مرگ را دیدم به چشمم!؟ در دل تاریکی قبرم ندیدم همصدایی نوری از دور آمد و گفت از چه می‌ترسی!؟ نمردی برزخی کوتاه داری، چند روزی مبتلایی می‌توانی که درختی باشی و سبزی ببخشی می‌توانی سدّ راهی باشی و خاری به پایی می‌توانی که بیندازی کسی را از غرورت می‌توانی سایه‌ای باشی برای بینوایی می‌توانی که غلافی باشی و بازو ببینی می‌توانی که برای پیرها باشی عصایی می‌توانی که دری باشی که می‌سوزد در آتش می‌توانی که شرر باشی به جان آشنایی می‌توانی هیزمی بی‌شرم و رو باشی از آتش بی‌اجازه در حیات خانه‌ی مولا بیایی می‌توانی آتشی باشی به جان خیمه‌گاهی می‌توانی گُر بگیری در نگاهی کربلایی دانه از آتش شد آب و آبیاری کرد خود را زد جوانه، تا سپر باشد میان ماجرایی ماجرایی در مدینه بین دیوار و دری که مادری فریاد می‌زد: آه مهدی جان کجایی!؟ ماجرایی در میان قتلگاهی سرسپرده پیکری در ازدحام مردمان بی‌وفایی قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
✅ محفل ادبی پروانه ها 🦋 ❇️با حضور استاد دکتر محمدعلی مجاهدی 📆 زمان:سه شنبه 4آذر 1404 ⏰ساعت: 16 📍مکان: یخچال قاضی ، مجتمع فرهنگی و هنری یادگار امام ، جنب بیت امام 🔸 ‼️حضور برای عموم آزاد است.        (خواهران و برادران)