eitaa logo
سرای شعر
137 دنبال‌کننده
57 عکس
8 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
🖤😭🔥 ۱۸ بیت برای مادرم (س) آن روز ............... آن روز که مأمور فرامین آمد از چشمِ نبی، نظر به تمکین آمد احمد همه چیز را به خُم گفت ولی با رفتن او، چه بر سر دین آمد! آیینه‌ی نور را شکستند به ظلم زهرا به طرفداری آیین آمد شد دختر پیغمبرشان دشمنشان این واقعه بر عایشه سنگین آمد در کوچه به دنبال حسن افتادند تا مادر او در پی نفرین آمد تا فاطمه آمد که بگوید مولا... ثانی به سخن از در توهین آمد هیزم به در باغِ بهار آوردند بر چهره نورانی گل، چین آمد هرقدر که شعله‌‌ی حسد بالا رفت دیدند سر فاطمه پایین آمد بلبل که درون باغ، چه‌چه می‌زد با ضرب لگد، بر سر پَرچین آمد مأمور به صبر بود و خاموش‌ترین هرچند گلش با سر خونین آمد لرزید تن فضّه پس از دقّ‌الباب هربار که پشت درب، مسکین آمد!؟ قرآنِ قنوت فاطمه گفت از مرگ تا مرگ، همان آیه‌ی تسکین آمد در روضه‌ی آن شبی که رفت از خانه از چشم زمین، خوشه‌ی پروین آمد دیگر رمقی نماند در پای علی مولا چه کند که دست گلچین آمد!؟ دیگر نفسی نبود در جان حسن وقتی که حسین از سر بالین آمد زینب چه کند که جای مادر خالی‌ست!؟ زینب چه کند که مرغ آمین آمد!؟ زینب چه کند به کربلا آنجا که هنگام وداع یار دیرین آمد!؟ زینب چه کند!؟ سوار بر مرکب رفت زینب چه کند که اسب بی‌زین آمد قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
﷽بِـسْـــمِ‌ٱللهِ‌ٱلْـرَّحْـمٰـنِ‌الْـرَّحـیـمْ﷽ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌يا فاطمه الزهرا 🏴 چگونه از تو نگویم درون محنت آه شکسته بال فرشته در اوج غربت آه رسید آتش کینه به چادری خاکی چه گفت صورت نیلی ز هتک حرمت آه سپر شده ست که یاری کند امامش را به زیر ضربه شکسته ستون غیرت آه کدام مادر پهلو شکسته ای چون تو درون شعله رسیده به آه و حسرت؟ آه خدا چگونه سخن گفت با حبیبه ی خود که بنده اش نهراسید از مصیبت آه کنون که سوخته آیه به آیه اش حیدر چگونه کوثر خود را کند تلاوت؟ آه شکسته قامت گل در حصار آتش و دود نه مرهمی نه قراری چه بود حکمت؟؟؟ آه ✍️🏻فاطمه ارجمند          ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─┅─═ঊঈ🦋ঊঈ═─┅ اَلسَّلامُ‌عَلَيک يا بِنْتَ‌خَيرِ الْبَرِّيةِ، ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌─┅─═ঊঈ🦋ঊঈ═─┅ https://eitaa.com/fateheharjmand https://eitaa.com/PoetryHall
🍂زبان حال امیرالمومنین «علیه‌السلام» با حضرت صدیقه طاهره «سلام الله علیها»: ملائک ذکر می گویند دائم هم صدا با تو دعای نور می‌خوانند هر صبح و عشا با تو کسی فهمیده است «المؤمن مرآت مؤمن» را که بشناسد هرآیینه تو را با من مرا با تو چه خوشبختند، دستان تو را هر روز می‌بوسند تنور و سفره و دستاس هستند آشنا با تو بیا قسمت کنیم اصلا ثواب خانه داری را ببین جارو کشیدن با من امشب، بچه‌ها با تو بپرس از تک تک این قوم ای بنت رسول‌الله بگو با من اگر دارند مشکل پس چرا با تو...؟ حلالم کن حلالم کن که ماندم بی تو در دنیا قرار بعدی ام در قتلگاه کربلا با تو.. @sobhetazedam https://eitaa.com/PoetryHall
فرق است بین دیده ی تر تا گریستن دارد هزار فلسفه، زیبا گریستن حق را همیشه می شود از ظالمان گرفت یا با سلاح جنگ و جدل یا گریستن گاهی غم است و گاه قیام است و گاه شوق باریدن است و این همه معنا گریستن در دوره ی نفاق و خیانت نمانده بود راهی برای فاطمه(س) الا گریستن از گریه های صبح و شبش کاخ ظلم ریخت او انقلاب کرده به پا با گریستن در راز کوچ مادر آئینه ها کم است از ابر چشم غمزده دریا گریستن خیر دو عالم است برای جهانیان در روضه های حضرت زهرا(س)گریستن @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
آن زن که حکایت غمش غوغا بود از خطبه او حماسه اش پیدا بود تنها نه فقط مادر چندین دریا سردار سپاه مرتضی زهرا بود @bi_sedaa_bebar https://eitaa.com/PoetryHall
شبانه می رود اشکی به راه بُگذارد به خاک غم تن مجروح ماه بگذارد به جان خسته اش اُفتاده شعله ها، باید بنای کار دلش را به آه بگذارد نهان زچشم فلک می بَرد نگارش را درون مَقبره ای دلبخواه بگذارد خدا کند که نبیند شکسته پهلو را چقدر دست به روی نگاه بگذارد! برای اینکه بماند مزار گُل در اَمن بر او ز سایه خود جان پناه بگذارد شبانه می بَرد او مخفیانه مرهم را به روی زخم گُل  بی گناه بگذارد شکسته شانه سروِ خمیده اش باید از این به بعد سرش را به چاه بگذارد درش که سوخته دیگر چه حاجت است خدا علی به سَردَر خانه سیاه بگذارد! به دردش از گُل خود التیام می گیرد سری به روی مزارش که شاه بگذارد و ریخت روی مزار آیه های باران را که باید اشک خودش را گُُواه بگذارد در انتظار علی همچنان نشسته بقیع هنوز چشم ترش را به راه بگذارد @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
دلگویه‌ی امیرالمومنین(علیه‌السلام) در فراق حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) بعد از تو من خون می‌خورم شب تا سحر را خون جگر، خون جگر، خون جگر را زهرای حیدر(سلام‌الله‌علیهما) دیدی آخر سر گرفتند از من تو را، تنها انیس و همسفر را ؟ درب بهشت از خانه ی ما باز می شد بستند راه رستگاری بشر را هیزم می آوردند هیزم های دوزخ! * آتش زدند آن آسمان شعله ور را راحت شدند از گریه هایی که به هم ریخت خواب عمیق مردمان کور و کر را راحت شدی از درد پهلویت عزیزم؟ دلتنگ بودی فاطمه(سلام‌الله‌علیها) دیدی پدر را ؟ باور نمی‌کردم تو رفتی تا که امروز آن لخته های خون مانده روی در را ...😭 ° ما عمق دردت را نمی فهمیم مادر اما خودت بنما قبول این مختصر را * إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ آل عمران، ۱۰ ~محفل شعر بانوان قم🌹گوهرشاد~ @goharshadqom https://eitaa.com/PoetryHall
حضرت_زهرا (س) و .................... دانه‌ای بودم به دست پیرمردی روستایی بر زمین افتادم و این بود آغاز رهایی عابری از روی من رد شد فرورفتم به خاک و سر درآوردم از آغوشی به دور از روشنایی خاک عالم بر سرم شد، مرگ را دیدم به چشمم!؟ در دل تاریکی قبرم ندیدم همصدایی نوری از دور آمد و گفت از چه می‌ترسی!؟ نمردی برزخی کوتاه داری، چند روزی مبتلایی می‌توانی که درختی باشی و سبزی ببخشی می‌توانی سدّ راهی باشی و خاری به پایی می‌توانی که بیندازی کسی را از غرورت می‌توانی سایه‌ای باشی برای بینوایی می‌توانی که غلافی باشی و بازو ببینی می‌توانی که برای پیرها باشی عصایی می‌توانی که دری باشی که می‌سوزد در آتش می‌توانی که شرر باشی به جان آشنایی می‌توانی هیزمی بی‌شرم و رو باشی از آتش بی‌اجازه در حیات خانه‌ی مولا بیایی می‌توانی آتشی باشی به جان خیمه‌گاهی می‌توانی گُر بگیری در نگاهی کربلایی دانه از آتش شد آب و آبیاری کرد خود را زد جوانه، تا سپر باشد میان ماجرایی ماجرایی در مدینه بین دیوار و دری که مادری فریاد می‌زد: آه مهدی جان کجایی!؟ ماجرایی در میان قتلگاهی سرسپرده پیکری در ازدحام مردمان بی‌وفایی قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
✅ محفل ادبی پروانه ها 🦋 ❇️با حضور استاد دکتر محمدعلی مجاهدی 📆 زمان:سه شنبه 4آذر 1404 ⏰ساعت: 16 📍مکان: یخچال قاضی ، مجتمع فرهنگی و هنری یادگار امام ، جنب بیت امام 🔸 ‼️حضور برای عموم آزاد است.        (خواهران و برادران)
کتاب نقشه‌ای است از سرزمین‌های مکتوب روح اما عرفان خود سفر است و تنها آن مسافر حقیقی است که با ورق زدن هر صفحه نه فقط کلمات را، که طعم حقیقت پنهان در پس حجاب حروف را می‌چشد و در سکوت فهم به خانه‌ی ابدی خویش بازمی‌گردد... 🌼 https://eitaa.com/PoetryHall
(س) تنهاترین .................. چه تقدیری‌ست این تنهاترین را!؟ که جان باشد تن اسلام و دین را پس از صبری که بین کوچه‌ها کرد کسی دیگر ندید آن مه‌جبین را شب و روزش به نخلستان غم بود و می‌کَند از سر حسرت، زمین را علی هر بار شد ماهی به چاهی مبادا بشکند کس این کمین را چراکه خسته بود از دست مردم که آنگونه زدند آن نازنین را علی تنها فقط یک دلخوشی داشت ولی دنیا گرفت از او همین را نوشتم نقطه‌چین... او را پس از او تو خود پر کن عزیزم نقطه‌چین... را بگو مولا چه شد در کوچه که باز به دندان می‌گرفتی آستین را!؟ بگو از محسن شش‌ماهه قدری کجا در خاک کردی آن جنین را!؟ ولی تا بوده دنیا بوده اینطور چه باید گفت آن مرگ‌آفرین را!؟ صلاح کار را باید از او خواست! بگو ای آسمان حق‌الیقین را _ تو بودی جانشین احمد و حال خدا آورده بر او جانشین را میان این همه بانو، برایت نشان کرده خدا امّ‌البنین را قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
تو را بوسیده ام چون آفتاب آهسته آهسته بیا بر چشم ِتار من بتاب آهسته آهسته شبیه رقص ِماهی های قرمز خوب پیدایی دلم گم میشود در تنگِ آب آهسته آهسته نه تلخی میکنی با من نه شیرینی، نمیدانم تو را میخواهم ای حلوای ناب آهسته آهسته حواسم پرتِ دنیای تو شد دنیا به کامم شد چه زیبا رفت از دستم حساب آهسته آهسته گل ِرویِ تو در هر شاخساری آبرو دارد از ابروی تو میگیرم گلاب آهسته آهسته نگاهت را نگیر از چشمِ من یک روز میبینی که دنیا میشود بی تو خراب آهسته آهسته @nabzeghalam https://eitaa.com/PoetryHall