eitaa logo
سرای شعر
137 دنبال‌کننده
57 عکس
8 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
خنده‌ات چون مرهمی بر زخم پنهان دل است روشنی بخش شب تاریک و ویران دل است هر نگاهت، چون نسیم اول صبحِ بهار بی قرار بوسه ای بر کنجِ ایوانِ دل است... ✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐ ┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄ ✍️ https://eitaa.com/sayeh_hoseinizadeh https://eitaa.com/PoetryHall
چرا قحطی شده یاران چرا باران نمی آید به پاییز و به تابستان چرا باران نمی آید نه تا آمل نه تا بابل نه تا رشت و نه تا نوشهر نه حتی سمت لاریجان چرا باران نمی آید نه تا مهران نه تا تهران نه تا کاشان نه تا گرگان نه حتی سمت رفسنجان چرا باران نمی آید نه تا ترکیه یا قبرس نه تا چین و نه تا ژاپن نه تا مصر و نه تا کنعان چرا باران نمی آید نه با داد و نه با ناله نه با اشک و نه با زاری نه با آه و نه با افغان چرا باران نمی آید نه با فریاد آهنگر نه با پیغام آن مسگر نه با زاری یک چوپان چرا باران نمی آید نه در کوه و نه در دره نه در دشت و نه در جنگل نه حتی ساحل عمان چرا باران نمی آید نه با برهان نه با پیمان نه باطغیان نه باعصیان نه با روح و نه با ریحان چرا باران نمی آید نه با پیغام یک سروان نه با پسغام یک ستوان نه حتی حکم یک دیوان چرا باران نمی آید نه با حرف کهنسالان نه با زاری فرزندان نه حتی صحبت لقمان چرا باران نمی آید نه با اشک پدر جان و نه با فریاد مادرجان نه آه و زاری مژگان چرا باران نمی آید پیامی آمد از گوشیِ بابا جانِ باران جان بِکِش از ریشه این دندان ! چرا ؟ باران نمی آید @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
برای کوچه ای که قدم هایم بیش از همه کوچه ها می شناسندش. اگرچه آهنی و قیر و آجر و سیمان شبیه شعر شدی زیر سایه باران به فصل کودکی من به خانه پدری تو می رسی به صمیمی ترین پناه جهان سلام سهم من از هرچه کوچه پسکوچه سلام سهم من ازاین کلاف بی سامان رسیده ام به تو این بار خسته تر از پیش بدون چتر، گلی، خسته، خیس، آویزان تو هم شبیه من امروز خیس بارانی ولی تو رود شدی جاری و زلال و روان دوباره قبل اذان است و در تو پیچیده میان سوره باران، تلاوت قرآن بغل بگیر قدم های بی قرارم را بخوان به گوش دلم آیه های اطمینان https://eitaa.com/jandarand https://eitaa.com/PoetryHall
✋🏻🌷 برای (ع) «زمزمه و مدح» مولا امیرالمومنین (ع) ................. عین‌الیقین حق‌الیقین، مولا امیرالمومنین هذا امام‌العارفین، مولا امیرالمومنین هوُ یاعلی هوُ یاعلی، احمد نبی و او ولی هذا امام‌المتقین، مولا امیرالمومنین یا مصطفی یا مرتضی! در دست اسلام خدا... احمد رکاب است و نگین مولا امیرالمومنین شب‌های قدرش منجلی، بر روی لب‌ها یاعلی ذکر و انیس‌الذاکرین، مولا امیرالمومنین اهل سقیفه مرتدند، زهرای او را بد زدند حصن حصین، یعسوب دین، مولا امیرالمومنین وای از خروج مارقین، از قاسطین و ناکثین! از مؤمنین و مسلمین، مولا امیرالمومنین غیر از علی باشد مگر، یاری‌گرِ نوع بشر دست خدا در آستین، مولا امیرالمومنین ما زشت و تو زیبا علی، ما کور و تو بینا علی جان حسن ما را ببین مولا امیرالمومنین قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
گفتم از داغ تو ، درآورده ست ؛ داغ تو اشک آسمان ها را داغ جانسوز "هشتمِ آذر" ، سخت سوزانده اُستخوان ها را ای که ماه ولادتت آذر،ای که ماه شهادتت آذر این چنین تو به هم گِره زده ای، وقت پرواز خود زمان ها را مثل ققنوس بال و پر زدیّ و جان گرفتی تو در دل آتش به تماشای خود کِشاندی تو، لحظه در لحظه کهکشان ها را ای سپیدار زخمی پاییز، آه! ای سرو سبز غرق به خون قد کشیدی به وَجد آوردی، با شکوه خودت جهان ها را شهر غوّاص های دریادل، به شکوهت هنوز می بالد دل به دریا زدی!حماسه ی تو ، در نوردیده بی کران ها را روشنی، فارغ از شب تردید، ای دَمت گرم غیرت خورشید عطر سیبت به کوچه ها پیچید، زنده کردی تو آرمان ها را ای ستاره نسیم پشت سرت، در سحرها چه قامتی می بست! صبحدم ها به وجد می آورد، صوت تکبیر تو اذان ها را مرد ابرو کمانِ در آتش، ای سیاوش که شد جهان ماتش داغ تو با تمام ذرّاتش، قد کمان کرده این جوان ها را قهرمان حماسه سرخی، دم به دم این دمت مسیحایی ست قصّه سرخ هشتم آذر، روح بخشیده داستان ها را مثل بانوی آب و آیینه، آه! در بین شعله ها ماندی روضه فاطمیّه برپا شد، گو بیایند روضه خوان ها را ... زیر تابوت تو تکانی خورد، بُغض های وطن ترک برداشت شانه سبز و سرخ ایران دید، در خودش موجی از تکان ها را @shaeranehowzavi https://eitaa.com/PoetryHall
☑️دام تزویر - داغ سوزان هنوزم به گوش است آوای جنگل خروش اناالحق سینای جنگل طنین تفنگ تو آزادگان را پیام رهایی ست ز اقصای جنگل چو البرز ستوار و مانا بمانی ابَر پیشوای توانای جنگل ز طوفان چشمان دریایی تو خروشی برآرد ز ابنای جنگل که منشور آزاد مردان عالم به تقدیر و تدبیر، طغرای جنگل دریغا که یاران همرزم کوچک گسستند میثاق آرای جنگل فتادند در دام تزویر دشمن نبردند فرمانِ فتوای جنگل بریدند حبل المتین وفا را شکستند صهبا و مینای جنگل هلا دُردنوشان بزم شهادت به کف، سر گرفتند در پای جنگل قوام قیام رهابخش جنگل به تزویر کردند منهای جنگل ز داغ توان سوز حشمت برآید نوای جگرسوزی از نای جنگل خریقی طریق فراغت گزیده گروهی گره خورده با رای جنگل ز خون شهیدان جنگل حریفان هماره‌ست خون‌فام، سیمای جنگل https://eitaa.com/joinchat/691798023C0216686926 https://eitaa.com/PoetryHall
وقتی گره افتاد به کارم گفتند: نذرِ دلِ غم دیده ی اوکن صلوات یا امِّ بَنین شفاعتی کُن مارا بر دستِ کنیزتان بده برگِ برات. ✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐ ┄┅┄┅ ❥✏️❥ ┅┄┅┄ ✍ 🏴 https://eitaa.com/PoetryHall
به نام خدا تقدیم به ساحت مطهره ی حضرت ام البنین🌱 او هرچه داشت پیش نگاه خدا گذاشت باید که نام دیگر او را وفا گذاشت ترسیمی از وفا و ادب،صبرو عشق بود از روز اولی که دراین خانه پا گذاشت از فاطمه نشان نجابت گرفته بود آن قدر که خدا به نگاهش حیا گذاشت جان هرچه داشت را به سراپای عشق ریخت دل هرچه بود را به وفا مبتلا گذاشت این ها فدای او،پسرانم فدای او اویک سپاه را وسط کربلا گذاشت باید که از وجود زلال چنین زنی برخیزد آن که رسم وفا را بنا گذاشت بی شک برای این غم چون کوه، اسمان ابر میان چشم زمان را رها گذاشت مشک میان‌ روضه ی شط ناگهان شکافت تا قطره قطره خون به دل روضه ها گذاشت این جا رسید واژه کم اورد،ناگهان شاعر بنای گریه ی بی وقفه را گذاشت زهرا سلیمی https://eitaa.com/shabenoghreie https://eitaa.com/PoetryHall
😭🖤 (ع) (س) 🕊️ بند اول جهان است و هزاران کودک دلگیر و افسرده جهان است و هزاران مرگِ زرد و مرد دلمرده یکی از درد عشق افتاده یک گوشه، دلش خون است یکی از عشق بیزار است و می‌گیرد به خود خرده نباشد شوق جنگیدن که روح پهلوانی نیست چه خنجرهای پنهانی نشسته بر سر گُرده گلی که روزگاری می‌گرفت از او حیات، ایوان ببین که دست بر پهلو زده، در خویش پژمرده علی در غربت یک خانه، خود را سرزنش می‌کرد همان خانه که سیلی خورد از آتش شد سیه‌چرده به نام نامی زهرا که در کوچه زمین خورده به نام آن زنی... که در ادب بوده، زمین‌خورده همان مادر که فرزندان خود را یک به یک داده ولی یکبار هم حتی به روی خود نیاوُرده اگر عباس شد عباس، این از تربیت بوده که در مهر و وفا و صبر، ارث از مادرش برده علمدار غیوری که به غیر از «او» نمی‌بیند به رزم خویش ذکری بهتر از یاهو نمی‌بیند 🕊️ بند دوم زنی افتاده بود و قرص لبخندش تماشا داشت که نان می‌پخت و دستان جوانش بوی زهرا داشت به جارو کردن خانه، اگر مشغول هم می‌شد غباری از علی را طوطیا بر چشمِ بینا داشت همینکه بوریایی در حیاط خانه می‌انداخت برای مرغ‌ها و غاز همسایه هم او جا داشت به لطف دوک نخ‌ریسی، عبا و پیرهن می‌دوخت برای زینبش چادرنمازی قدّ دنیا داشت کمک می‌کرد تا جعفر بخواند درس و مشقش را سوار اسب چوبین کرد عثمان را و رؤیا داشت به عبدالله می‌گفت از فنون رزم و جنگیدن - به عباس از حسین...! از قصه او سخت پروا داشت نگاهش را گره می‌زد به دستان علمگیرش چه عباسی که دستانی بلند و چشم زیبا داشت حواسش بود زهرا در همین خانه زمین افتاد به یادش هر دوشنبه روضه‌ای جانسوز برپا داشت حسن هی آب می‌شد شب به شب، هی می‌پرید از خواب حسین از او طلب می‌کرد بین خواب‌هایش آب 🕊️ بند سوم به خانه آمده، ابراز صدها تسلیت کرده شبیه فاطمه، او نیز ترک عافیت کرده بلا در پیش بود و او تمام عمر با تدبیر برای کربلا، عباسِ خود را تربیت کرده از او یک حیدر دیگر بنا کرده، که ساقی را میان آن برادرها پر از جذابیّت کرده کسی جرأت ندارد سمت آن کوچه بیاید باز که هرکس اینچنین کرده، غلط کرده غلط کرده خدا لعنت کند آن را که حرمت را شکست اینجا همان که بعد از آن عصیان، هزاران معصیت کرده علی تا آخر عمر از سقیفه پرده برمی‌داشت چرا که غیر او، اظهار بر حقانیّت کرده از آنکه با خلافت، کرد خُلف‌وعده باید گفت که تکیه بر مقام و جایگاهی عاریت کرده همانی که یزید از او گرفت الگو به عاشورا همانی که به آتش، خیمه را بی‌جمعیت کرده لگدها قسمت ارباب شد در کوچه‌ی گودال به قربان تنش که شد به نعل اسب‌ها پامال 🕊️ بند چهارم تنَش قرآن و هر برگی به نعل تازه... تا خورده میان بوریای خون، شده چون فرش پا خورده چه کردند این حرامی‌ها پس از عباس با خیمه چه دیده خواهرش بر نیزه که اینطور جا خورده چرا نفرین نکردی آه ای موسی به ساحرها!؟ شنیدم که دهان نیلی‌ات خیلی عصا خورده شنیدم در تنور خولی آتش را بغل کردی تنم سرخ است از داغت، غمت روح مرا خورده شنیدم دخترت تا آمدی در مجمر شامی - زبان وا کرده و یک لقمه هم با تو غذا خورده بمیرم که میان راه، سیلی نوشِ جان کرده بمیرم! مثل زهرا ضربه‌های بی‌هوا خورده گرفته دست بر پهلو، از اینجا می‌شود فهمید لگد پشت لگد را نازدانه از کجا خورده! نپرس از من چرا اینقدر می‌ریزم به هم با تو دلم قالوا بلیٰ گفته‌ست و مُهر مبتلا خورده بده رزق مرا از سفره‌ی امّ‌البنین، مولا فرج در رأس حاجات است، دنیا را ببین مولا! قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15 https://eitaa.com/PoetryHall
در انباری میان کودتای خاک و خاموشی نشستم تا بگیرم بیشتر رنگ فراموشی سکوت مرگ اینجا یک‌نفس از پا نمی افتد مگر با چک چک آبی، مگر با خش خش موشی من از بغضی که در شمّاطه هایم خفته بیدارم کنارم گرد سوز کهنه مست خواب خرگوشی صدای تیک تیکم رفته از یاد خودم حتی چه‌ پاپوشی برایم دوختی دنیا چه پاپوشی به روی رف در آغوش گل و آیینه جایم بود ولی حالا نه گل مانده نه آیینه نه آغوشی قفس شد، در خودش بلعید چشم و گوش مردم را هوس شد، جز خودش را داد بر باد فراموشی مرا خط زد، مرا بیکار کرد و از نفس انداخت بدم می آید از گوشی بدم می آید از گوشی https://eitaa.com/jandarand https://eitaa.com/PoetryHall