امشب به مدینه، فیض حق جاری شد
پر نور کتاب عشق و دینداری شد
لبخند بزن که باقر العلم رسید
شد فصل بهار، فصل دلداری شد
#یا_امام_باقر_علیه_السلام
معصومهمشهدیزاده
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
امام_هادی_النقی_ع_مدح_و_مناجات
چگونه گم نکنم راه را در این وادی؟
-بگیر دست تضرع به دامن هادی
مرام محض امامین عسگریین است
اسیر بودنی از جنس ناب آزادی
سیاهچال نموری نبود دنیا بیش
اگر نبود بنای دلت به آبادی
به لطف توست که عبدالعظیمها دارند
چنین جلال ملوکانهای در این وادی
اضافههای بساط دعای جامعه است
رسیده است حلاوت اگر به قنادی
غم زیارت تو بر سرم خراب شده
وگرنه نیست دل ما غریبه با شادی
به قیمت همهی عمر سوختن بودهست
به خیل شبزدگان هرچه نور میدادی..
سیده تکتم حسینی
#امام_هادی_علیهالسلام
@goharshadqom
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
ذکر فرج
از باد و طوفان ها نمی ترسد عبایت
آسوده تکیه می زند بر شانه هایت
از کفتر جَلد تو گنبد را گرفتند
در آسمان پیدا شد اما ردپایت
در لا به لای "جامعه"باریده هر روز
ابر زیارت نامه خوان سامرایت
ذکر لبان حضرت عبدالعظیمی
نام تو کرده مردم ری را هدایت
هر بار در سجاده ات جریان گرفتی
سیراب شد حور و ملک با ربّنایت
تو جد قائم هستی و در اوج غم ها
ذکر فرج بوده همیشه در دعایت
فرزانه قربانی
#امام_هادی_علیهالسلام
@goharshadqom
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
Mehdi Rasouli موزیکدلMehdi Rasouli-Shabe Arezoo -musicdel.ir 128.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
اللهم_عجل_لولیک_الفرج
بیا... ای آرزوی هر شبِ من
که دلها خسته شد از بی تو بودن
بیا که باغِ خشکِ زندگانی
شود از عطر لبخندِ تو گلشن
به پایان می رسد تاریکی شب
بیا خورشيدِ عشق ای صبحِ روشن
شبِ لیلُ الرغائب در فَراقت
جهان پوشید، رختِ حُزن برتَن
دلم چون رفته از دستم دگر نیست
برایم چاره جُز... از عشق مردن.
سادات حسینی زاده سایه
#غزل
#لیله_الرغائب
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
طلب
برای بردن نامش ادب کردم
صفاتش برشمردم منتخب کردم
از آنجا که به اشکش نخل بالا رفت
به شوق روی او، میل رطب کردم
نشستم بر سر چاه غدیر خم
دلم را از ولایت لببهلب کردم
صدا کردم به معراج قنوت، «او» را
علی را از علی گویا طلب کردم
علی گفتم علی گفتم علی گفتم
خودم را وقف بر این مستحب کردم
دلم شد جنةالاعلی به لطف او
دو چشم خویش را وقتی رجب کردم
علی را در میان کوچهها دیدم
برای غربتش در شهر، تب کردم
تبرّی چون تولّی عین دینداریست
به هر که با تو دشمن شد غضب کردم
نگفتم یاعلی هردم؛ پشیمانم ...!
که روزم را چنین بیهوده شب کردم
اگرچه گفتم از زهرا و با این کار
کمی خود را به مولا منتسب کردم
کمیلش هر شبِ جمعه دلیلی شد
که یارب یاربش را حرز لب کردم
علی، نهجالبلاغهست و به لطف او
هزاران بار یاد از مرگ و رب کردم
جهان از چشم من افتاد و افتادم
نگاهی که به مجموع خُطب کردم
علی بود و علی بود و علی... تنها
هر اندازه که قلبم را وجب کردم
اگر او فاتح ایرانِ جانم هست
عجم را هدیه بر شاه عرب کردم
محمد عابدی
#اشعار_علوی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
⭕️⭕️
سلام خدمت دوستان شاعر 🌼🌼🌼
منتظر ارسال اشعار زیبای شما هستیم.
سرای شعر شبکه نویسندگان علاوه بر انتشار اشعار خوب شما، برنامه های متنوع دیگری در راستای پیشرفت عزیزان شاعر دارد که به زودی خدمتتون اعلام میشود.
خبرهای خوشی در راه است...
ارسال آثار به
@morning_rain_1403
سایت انتشار آثار
http://www.nevissa.ir
🌼🌼🌼
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
سجده
روی خاک افتاده است امشب منِ بارانی ام
اشک می ریزد میان سجده طولانی ام
از رگ گردن به من نزدیکتر! حرفی بزن
بهتر از من، بهتر از هر آینه، میدانی ام
در میان سجده آخر شکستم خویش را
یک منِ دیگر بنا کن بعد ازین ویرانیام
آدمیزادم پر از طغیان، پر از پیچیدگی
میروم هر شب به جنگ آن منِ شیطانی ام
راستی با من چگونه مهربانی می کنی؟
من که خود می ترسم از آن نیمه پنهانی ام
عاطفه خرمی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
شرح قصه
بیخانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
ویرانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
میخواستیم سر بگذاریم رویِ... آه
بیشانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
شب تا سپیدهدم چه غریبانه سوختیم
پروانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
افسوس هرکه دمخور ما شد شکستِمان
پیمانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
با آنکسی که رفت و نشد آشنای دل
بیگانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
بی عشق، میرویم و فراموش میشویم
افسانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
شعر مرا ندیده بگیرید و بگذرید...
دیوانهایم، حوصلهٔ شرح قصه نیست
جواد محمدی دهنوی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
برای #مولا_علی (ع)
طلب
برای بردن نامش ادب کردم
صفاتش برشمردم منتخب کردم
از آنجا که به اشکش نخل بالا رفت
به شوق روی او، میل رطب کردم
نشستم بر سر چاه غدیر خم
دلم را از ولایت لببهلب کردم
صدا کردم به معراج قنوت، «او» را
علی را از علی گویا طلب کردم
علی گفتم علی گفتم علی گفتم
خودم را وقف بر این مستحب کردم
دلم شد جنةالاعلی به لطف او
دو چشم خویش را وقتی رجب کردم
علی را در میان کوچهها دیدم
برای غربتش در شهر، تب کردم
تبرّی چون تولّی عین دینداریست
به هر که با تو دشمن شد غضب کردم
نگفتم یاعلی هردم؛ پشیمانم ...!
که روزم را چنین بیهوده شب کردم
اگرچه گفتم از زهرا و با این کار
کمی خود را به مولا منتسب کردم
کمیلش هر شبِ جمعه دلیلی شد
که یارب یاربش را حرز لب کردم
علی، نهجالبلاغهست و به لطف او
هزاران بار یاد از مرگ و رب کردم
جهان از چشم من افتاد و افتادم
نگاهی که به مجموع خُطب کردم
علی بود و علی بود و علی... تنها
هر اندازه که قلبم را وجب کردم
اگر او فاتح ایرانِ جانم هست
عجم را هدیه بر شاه عرب کردم
محمد عابدی
#اشعار_علوی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
فراخوان
کنگرهی بینالمللی شعر #زائران_ظهور
🔖 در بخشهای: شعر، مولودی و سرود
📜 محورهای کنگره:
1️⃣ وفْدُالحسین؛
هویت جمعی زائران نیمهی شعبان،
روایت «یا وفدَ الحسین ...»؛
شکلگیری جمع حسینیِ پیوندخورده با ظهور.
2️⃣ پیوند وجودی؛
سید الشهدا (علیهالسّلام) و صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)،
ظهور از عاشورا متولد میشود؛
باطن واحد قیام و انتقام.
3️⃣ جغرافیای ظهور؛
کوفه، سهله، فرات و وادی السّلام،
مسیر نجف تا کربلا؛
هندسهی حکومت مهدوی
و تمرین تمدنی ظهور.
4️⃣ کاروان انبیا؛
اتصال زیارت نیمهی شعبان به سنت نبوت و تمدن مهدوی.
مصافحهی ۱۲۴ هزار پیامبر با زائران حسینی در نیمهی شعبان
5️⃣ زیارت سیدالشهدا علیه السّلام؛
باب ارتباط معنوی با حضرت حجت بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در نیمهی شعبان،
شب صعود و ختم تقدیرات در ذیل معرفت حسینی موازی با لیلةالقدر
مهلت ارسال آثار
📅 ۳۰ رجب المرجب ۱۴۴۷
(۳۰ دی ماه ۱۴۰۴)
🗓️ موعد:
۱۱ تا ۱۴ شعبان ۱۴۴۷
(۱۱ تا ۱۴ بهمن ماه ۱۴۰۴)
📍 میعاد:
طریق نجف کربلا،
عمود ۹۰۹، موکب حسینا
📎 جهت ثبت نام و ارسال آثار، به شناسهی @hussaina909 پیام دهید.
@adabqom
https://eitaa.com/PoetryHall
باور
میخواستم دومرتبه باور کنم تو را
چون قصههای کودکی از بر کنم تو را
میخواستم میان هیاهوی زاغها
مشتاق بالهای کبوتر کنم تو را
پیغمبر سکوتی و با سحر این سخن
میآمدم که یک شبه کافر کنم تو را
اما تو یک بغل گل حسرت شدی که من
با دستهای گم شده پرپر کنم تو را
گفتم بیا دوباره شکایت کنم ولی
سودی نداشت زخم مکرر کنم تو را
پرسیدم از خودم که چرا با گلایه ای
مشغول یک بهانه دیگر کنم تو را؟
ای کاش میگذاشتی ای روزگار خوش
با روسری آبی خود سر کنم تو را
بگذار بگذریم از این قصه هر چه هست
اصلا بنا نبود مکدر کنم تو را
عاطفه سادات موسوی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
﷽
سکوت
برسان به جهانِ سکوت، مرا
به نسیم خوشِ ملکوت، مرا
به کویر و به کوه و به چشمه، به رود
به صنوبر و سرو و بلوط، مرا
به دعای پر از غم پیله، به برگ
به نجابت شاخهی توت، مرا
چه کسی و کجاست که نی زده؟ آه
برسان به صدای فلوت، مرا
همه عمر عنایت دست تو بود
که گرفت به وقتِ سقوط، مرا
برسان به خودت، به صداقت محض
به اُلوهیت جبروت، مرا
سحر است سحر، سحر است ببر
به لطافت بالِ قنوت، مرا
ماهرخ درستی
#خدا
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall