eitaa logo
سرای شعر
136 دنبال‌کننده
61 عکس
8 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
کافی‌ست! ........... بی ‌عقلیِ عوام و مکر خواص کافی‌ست! در غفلت از علی‌ها، یک عمروعاص کافی‌ست! خواری‌ست میوه‌ی جهل! هیزم شدن، ته آن! تا گُل کند به نی دین، قدری هراس کافی‌ست است و : ارثیه‌ی ابوجهل! زنده به گور شد حق، جولان داس کافی‌ست «لا یَعقلونَ» کافی‌ست! «لا یَفقهونَ» کافی‌ست اندیشه‌های بی‌مغز و بی‌اساس کافی‌ست مولا نشانمان داد، قدرت به سیم و زر نیست تختت اگرچه باشد جول و پلاس، کافی‌ست! ای وارث خمینی، از تفرقه بپرهیز! جمع‌آوریِ آراء با اسکناس کافی‌ست آیینه، مردمند و این قوم، خرده شیشه ما را فقط «ببینید»! این انعکاس کافی‌ست بی‌اعتمادیِ خَلق، یک امرِ ناگزیر است می‌گردی از پیِ چه!؟ تا اختلاس کافی‌ست تحقیق و بررسی هم، هرچند که مهم است کافی‌ست باشد آدم، آدم‌شناس...! کافی‌ست پرونده‌ها مشخص، شرمنده‌ها مشخص در انتخاب اصلح، تنها قیاس کافی‌ست! تصمیمتان چه شد هان!؟ ای عاقلان ایران باید دهند مردم، تا کی تقاص!؟ کافی‌ست تا کی نگاه بر غرب!؟ تا کی دفاع از غرب می‌گفت یک ظریفی: دیگر تماس کافی‌ست! ما خسته‌ایم از عکس، ما خسته‌ایم از ژست لبخند مونالیزا روی تراس کافی‌ست یک صفرِ کله گنده‌ست، سهم شما و برجام باید گرفت حق را...! دیگر کلاس کافی‌ست قاتل که بود!؟ حِ.رِ؛ مقتول: امید مردم ما بیش از این نخواهیم، حق قصاص کافی‌ست معنا ندارد اصلا، با ناکسان مماشات تا کی فقط مدارا با شیخِ خاص!؟ کافی‌ست آن را که بود خائن، از تیر باید آویخت آن را که بود جاسوس، تیرِ خلاص کافی‌ست باید که ایستاد و تحریم را وتو کرد! شش نیست سهم ما از گردابِ تاس! کافی‌ست از غزّه باید آموخت، راه مقاومت را در جنگ، یک نگاهِ دشمن‌شناس کافی‌ست غزّه زد آنقدَر که موشک به فرقِ صهیون باید کسی بگوید: بس کن حماس... کافی‌ست! سر خم نکن مسلمان، حتی اگر بمیری در پیشگاه دشمن، یک التماس کافی‌ست! محمد عابدی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
قول و قرار از یاد رفته است فراق دیارمان ما را چنان که عشق تو کرده دچارمان بگذار پیشمرگ تو باشیم ای حسین حالا که نیست همسر من در کنارمان نذر تواَند این پسران و به لطف حق هستیم همچنان سرِ قول و قرارمان اصلا فدای تار مویت ای بهشت سبز پرپر شود اگر نفس نوبهارمان این مردمان مگر که نکردند دعوتت!؟ لشکر به لشکرند چرا در جوارمان!؟ راهی نبود بر حرم آل مصطفی (ص)! دست تو بود قلعه‌ی ما و حصارمان ساکت نمی‌نشینند این دین‌فروش‌ها هیهاتَ مِنَّ الذّله اگر شد شعارمان مولا دعا کن از تو نبینیم صحنه‌ای هرگز به قتلگاه نیفتد گذارمان دیدیم شمر با تو چه‌ها کرد، تو چطور!؟ دیدی چگونه کرد به ناقه، سوارمان!؟ فکر اسارت من و اهل حرم نباش در راه شام و کوفه نکردند خوارمان! از تو جدا نبوده‌ام و نیستم حسین دور از هم است آه... چرا پس مزارمان!؟ محمد عابدی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
animation.gif
حجم: 46.8K
سلام_بر_کوه_صبر_و_استقامت اسطوره ی صبر و استقامت زینب زیبایی گلشنِ... امامت زینب در خطبه شبیه حیدرِ کرّارو چون فاطمه(س) تندیس شجاعت زینب. سادات حسینی زاده(سایه) در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
توصیف تو آسمانی و توصیف تو هنر می خواست سرودن از تو فقط ،شاعری قدر می خواست کبوتری که گرفتار بازی دنیاست برای پر زدن تا دمشق پر می خواست شکست بغض غزل تا نوشت یا زینب(س) برای وصف تو شاعر دو چشم تر می خواست بزرگ مرتبه ای دختر علی (ع)که حسین(ع) به احترام تو از جای خویش بر می خاست گذشتی از همه دنیا برای عشق حسین برادری که تو را تاج روی سر می خواست صبور بودن در داغ کربلا هنر است شکست دادنتان را اگرچه شر می خواست میان آن همه بی رحم ای سلاله ی نور شکستن جبروت ستم جگر می خواست تو خطبه خواندی و آوار شد بنای ستم خلیل آل علی(ع) اینچنین تبر می خواست نبود قسمت من در مدافعین حرم شهید راه تو بودم خدا اگر می خواست محمدجواد منوچهری در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
صبح بیداری تمام می‌شود این روزهایِ تکراری سکوتِ سردِ زمستان، خزانِ اجباری کنون که خنده زیادَست از سر بُستان خمیده قامتِ گل، نیست جایِ انکاری بخوان به نامِ غزل، بغضِ در‌گلو مانده که غم برای رهایی، ندارد اصراری چنین نبوده که شب، تا ابد به‌جا مانَد دوباره می‌رسد از راه، صبحِ بیداری مرضیه تقی‌پور در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
با وحدتت، ایران در این میدان بماند چون شیر،در این بیشه جاویدان بماند باشد نگهدارش خدا، تا صبحِ موعود پرچم به دستِ رهبرِ... ایران بماند. سادات حسینی زاده(سایه) در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
در بحث خودی، نیاز به واسطه نه گفتیم به هرچه فعل بی ضابطه، نه ما معترض و گلایه داریم ولی با داعش و اغتشاشگر رابطه نه محمدجواد منوچهری در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
☘☘ خاطره تشییع سردار در کرمان ۱۷ دی ماه روز کرمان گریه هایم برای تو سردار، مثل گریه به زیر باران بود گریه در گریه بود و انگاری ،ابر و باران پر از  خیابان بود   باور مردمان ترک می خورد، در هجوم خبرترین موضوع نه نمی شد شکست باور را ،که امیدش به مرد میدان بود   نوحه نوحه مرور می گردید ،بند بند لهوف و مقتل ها وه عجب روضه ای مجسم در، کاروان نجیب کرمان بود   علقمه در کویر کرمان هم ،،شاخه ای از فرات می آورد نقل بازار شام نه هرگز ،نقل احساس پاک ایران بود   شهر در اضطراب می پیچید، بد هوا سرد از نبودت بود شهر من باز هم دلش تنگ و، جا برای حضور پنهان بود   خبر آمد که عده ای از عشق ، در پی ات پیرهن دریدند و ساقدوش وصال گشتند و ،پا گشای تو با شهیدان بود زینت کریمی نیا در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
852.5K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ده سال بعد... 🌼حسنی‌سادات حسینی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
قول و قرار از یاد رفته است فراق دیارمان ما را چنان که عشق تو کرده دچارمان بگذار پیشمرگ تو باشیم ای حسین حالا که نیست همسر من در کنارمان نذر تواَند این پسران و به لطف حق هستیم همچنان سرِ قول و قرارمان اصلا فدای تار مویت ای بهشت سبز پرپر شود اگر نفس نوبهارمان این مردمان مگر که نکردند دعوتت!؟ لشکر به لشکرند چرا در جوارمان!؟ راهی نبود بر حرم آل مصطفی (ص)! دست تو بود قلعه‌ی ما و حصارمان ساکت نمی‌نشینند این دین‌فروش‌ها هیهاتَ مِنَّ الذّله اگر شد شعارمان مولا دعا کن از تو نبینیم صحنه‌ای هرگز به قتلگاه نیفتد گذارمان دیدیم شمر با تو چه‌ها کرد، تو چطور!؟ دیدی چگونه کرد به ناقه، سوارمان!؟ فکر اسارت من و اهل حرم نباش در راه شام و کوفه نکردند خوارمان! از تو جدا نبوده‌ام و نیستم حسین دور از هم است اگرچه برادر، مزارمان محمد‌ عابدی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
مظلوم‌ترین مقتدرِ این دنیاست آماجِ همیشهٔ همه توطئه‌هاست دیری است به‌رغمِ کینهٔ بدخواهان جمهوری اسلامی ما پابرجاست آمنه آل‌اسحاق در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
آینه ببین ای دوست، ای آیینه، ما با هم ترک خوردیم نمی‌‌بینی که باز امروز سنگ مشترک خوردیم؟ بُکش این بی‌تفاوت بودنت را در نبردی سخت که هر چه زخم خوردیم از سلاح ترس و شک خوردیم تو یادت هست در کوی خزان باغ اناری بود؟ غم آن روزها را با دلی خون تک به تک خوردیم تو یادت هست می‌‌دانم، تو ای یار دبستانم هزاران ترکه از دستان این چرخ و فلک خوردیم من و تو سال‌ها در هیئت و روضه کنار هم نشستیم و سر خوان علی نان و نمک خوردیم ولی حالا ببین ما در کدامین سوی تاریخیم که چون آیینه در این فتنه‌‌ها سنگ محک خوردیم گل لبخند هم بودیم اگر یا بغض هم، ای دوست در اين گلدان رنگارنگ، ما با هم ترك خورديم ماهرخ درستی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall