eitaa logo
سرای شعر
136 دنبال‌کننده
60 عکس
8 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
سپید مادر ... مادر چقدر خودش را بلد است! چقدر دلش سفره است! چقدر بوی نان را بلد است! مادر چقدر خوب است! چقدر خوب مادر است! پدر چقدر مرد است! چقدر مرد پدر است! چقدر بویش عرق می کند! چقدر عرقش بویت می کند! چقدر پیراهنش پیر است! چقدر پیرش آهن است! مادر چقدر خودش را بلد است! چقدر پدر را بلد است! چقدر در گنجه اش نظامی است! چقدر بوعلی اش سینی دارد! چقدر خوانش شاهنامه است! از کنارش رد می شوی ابری در دهانت می گذارد بارانت می گیرد داغ ها را پیاز می بیند پیازها را داغ می کند چقدر سرگیجه هایش زمین می خورند چقدر قندی که دارد تلخ است ... چقدر گوشواره هایش می شنوند! چقدر النگوهایش دم دست اند! چقدر نداری اش تلویزیون است چقدر خرابی اش رادیوست از شانه اش سر می خوری کنار چه کنم هایی که یک چشم دارند مثل سوزن مثل سوئ ظن از کنارش رد می شوی خوشبختی! از کنارت رد می شود خوشبختی! و چقدر بی خبری از خونابه هایی که روغن نیمرو شده اند از اشک هایی که قرمه سبزی را طعم داده اند از صدای شکستنی که در لیوان ریخته از اندوهی که در قوری دم کرده است چقدر بی خبری از قبمت سیبی که پوستش را می کند از قیمت برنجی که به رنجش می آورد چقدر بی خبری از قیمت گوشتی که دیگر به تن ندارد چقدر بی خبری از لبخندی که دیگر مونالیزا نیست چقدر بی خبری از آخر شامش دریغا که آه در بساط آینه اش نیست دریغا که ناله اش سودایی ندارد و گرنه هفت شهر، عطار می شدی هفت شهر عطار می شدی قالیچه ی مندرس پوستش را دریغا که مادر است و چقدر خودش را بلد است تو را بلد است تا مدرسه ات که می آید راه را بلد است ستاره را بلد است ماه را بلد است سپیدی گچ را می شناسد سیاهی تخته ات را بلد نیست چقدر خوب مادر است! چقدر مادر خوب است! . در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
سه رباعی راجع به اعتراضات هر چند که اعتراض حق است و روا اما همه دیدیم نشد درد دوا زیرا که نشسته در کمین گرگی که دل بسته به هر بازی گرگم به هوا خورشید گرفته بود از ابر نقاب گل گفت در اعتراض : پر رنگ بتاب طوفان شد و صحنه را به آشوب کشید قربانی اغتشاش شد حرف حساب ما نیز همه معترضیم اینکه قبول اما نخوریم هیچ از دشمن گول با مفسد اقتصاد برخوردی سخت باید که شود اساس کار مسئول زینت کریمی نیا در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
 ۱۲بهمن سالروز ورود امام خمینی به وطن گرامی باد خاطرات کودکی نگاهت دران روزهای قشنگ مرا سمت رنگین کمان می کشید به بالای گلهای نقاشیم       تورا اسمان مهربان می کشید شبانگاه بالهجه ی سبز تو قناری صفت هم سخن می شدم به همراه پروانه های خیال گل سینه ی یاسمن  می شدم میامد نسیم تودرقصه ام به همراه بوی خوش کودکی چه اعجاب انگیز افتاده بود بزرگی به دام دل کوچکی کسی مثل پرواز پروانه ها فضای خیال مرارنگ کرد سیاه و سپیدپرستو ولی دل آسمان مراتنگ کرد گرفتاربودی به خال لب و به شب های شعرم غزل کاشتی کسی حس پنهانی‌ام را ندید ولی تو از آن نقشه برداشتی من و مهرآباد ما هم دلیم تو در هر دوی ما فرود آمدی تو از پله های خطر ردشدی میان شکوه درود امدی ومن ضرب درکل ایران شدم که باشم مساوی به جذرشما نگاه تو تقسیم می شد ولی به ماه و ستاره به خورشید و ما من امروز هم کودک قصه‌ام دلم را سپردم به تو پاک پاک هنوز از وفای تودم می زنم هنوز از تو سبز است این خاک پاک خودم راستایم و این عیب نیست بهای تو در باورم مانده‌است اگر سبز هستند این واژه ها صفای تو در دفترم مانده است نسیم تو گهواره‌ام را تکاند       شدم اینچنین عاشق و خیره سر و اینک پس از سالها کودکت شده بر دعای تو محتاجتر پس ازتو در این خشکسال کویر به روی سرم چتر بارانی است همان مرد که دوستش،داشتی همان راد مردی که قرآنی است از آنها که در انتظارند و با شهادت سعادت به دست آورند به عهد خدا پای بندند و با صداقت سیاست به دست اورند دوباره و مثل همان روزها به همراه او چشم ما گریه‌کرد در آن جمعه که خطبه خواند وگریست به دل‌های ماعشق راهدیه کرد همه ابرهای جماران تو در آن خطبه بارید ازآسمان از آن جام زهرتو در شصت وهفت پر از جرعه شدجام این جمعه‌مان تن ناقصش را که تقدیم‌کرد تمام تنم گشت ارزانی اش ازآن پس دلم بیشتر می رود سراغ نگاه خراسانی اش از آن پس همه آرزویم شده که با او روم تا امام زمان نبینم خدایا نم اشک او نبینم به شکوه گشوده زبان فرازونشیب زمان برده‌است مراتا پریشانی  گردباد به کاخ ولایت امان یافتم بدون ولایت تن من مباد دعا کن اماما دوباره مرا که ازپا نیفتم به این سادگی مبادا امام زمان آید و نشیند به من گرد شرمندگی زینت کریمی نیا در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇  https://eitaa.com/PoetryHall
پروانگی_مبارک🇮🇷 بوی ِظَفَر از دیارِ ما می آید نور از پسِ شامِ تارِ ما می آید شُد دیوِ پَلید،موش در بیشه ی شیر فرمانده ی بیشه زارِ ما مي آید. سادات حسینی زاده(سایه ) در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇  https://eitaa.com/PoetryHall
📣 پویش‌‌ شعر شماره ۲📣 موضوع: «وطن » 💫 با واژه‌ها وطن را دوباره شعر کنیم... در آستانه‌ی ۲۲ بهمن، پویش بزرگ شعر با محوریت واژه‌های دل‌انگیز و هویت‌سازمان آغاز می‌شود. واژه‌هایی چون: وطن، انقلاب، رهبر، همدردی، آزادی، پرچم، سربلندی، ریشه، مردم، اتحاد، امید، فردا... دعوتیم تا با قلم، احساس و اندیشه‌مان، ترانه‌ی ملی دل‌مان را بنویسیم. هر واژه، جرقه‌ای برای شعر تازه است. هر شعر، تپش یک قلب ایرانی❤️ 🕊️ مهلت ارسال آثار: تا پایان روز ۲۲ بهمن 🎁 جوایز: - به دو نفر از برگزیدگان لوح تقدیر و هدیه نقدی ۵۰۰ هزار تومانی اهدا خواهد گردید. - آثار برگزیده در سایت نویسا شبکه نویسندگان منتشر خواهند‌ شد. 📜 شرایط آثار: شعر باید بر پایه یکی از واژه‌های بالا باشد انتخاب قالب شعر آزاد است. لطفاً آثار خود را به آیدی زیر با ارسال نمایید. @morning_rain_1403 ✨ بیایید این‌بار «انقلاب واژه‌ها» را رقم بزنیم؛ جایی که قلم‌ها، پرچم قلب ما باشند... در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
animation.gif
حجم: 97.2K
سرتاسر اين جهان پر از شور شده بَزمِ طَرَبِ ملائکه ... جور شده باغِ دلِ ما پُر شده از نرگس و یاس میلادِ شکوفه در دلِ نور شده. ✾࿐༅🍃🌸🍃༅࿐✾ سادات حسینی‌زاده_سایه در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
من ای کاش که یادی کنی از من پدر من ای کاش صدایم کنی: ای گل‌پسر من ای کاش سراغ از دل صدپاره بگیری تا حال بیاید به سلامی جگر من هرچند تویی کعبه و باید که منِ گَرد دور تو بگردم نه که تو دور سر من هر هفته سرودم غزل از دوری معشوق یکبار به کار تو نیامد هنر من آه از قلمی که ندهد تن به تو ای سبز صدها تنه را سر زده روح تبر من یار تو که نه، بار تو بودم همه‌ی عمر این طرز ارادت بزند بر کمر من امروز به خود گفتم اگر دوست بپرسد در غیبت او بوده چه میزان اثر من!؟ ـ باید بدهم پاسخ او را چه و... دیدم صحرایم و تنهاست سرابی ثمر من ـ اما چه کنم مِهر تو را دارم و... دارم امّید به یک گوشه‌ی چشمت قمر من! قدقامت تو می‌درد آخر شبِ دل را باید که ببندم به تو قامت، سحر من محمد_عابدی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
نور_انتظار غبار آمدنت را اشکی ندیده‌است و هیچ دستِ دعایی، اشاره‌ای به ظهور تو نکرده‌است. اما بیا... ای چکیده‌ی نابِ حیدر، ای شبنمِ نشسته بر یاس بیا، که نفس ِ رسول در توست، نورِ خدا از تو می‌تابد. شب‌هایِ تنهایی ما با یادِ تو روشن می‌شود. تو آن چراغی، که در بلندایِ همه‌ی شب‌ها خانه‌ی دل را روشنایی می‌بخشی. سادات حسینی زاده_سایه در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ شعرخوانی محمد عابدی در مسیر پیاده روی شاعران قم به سمت مسجد مقدس جمکران ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ایتا ادبیات قم در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
با آمدنت بهار خواهد آمد عطر خوش لاله زار خواهد آمد گرمای حضورت ببَرَد سرما را برسینه ی ما قرار خواهد آمد.💚 اللهم_عجل_لولیک_الفرج سادات حسینی‌زاده_سایه در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
تقدیم به قهرمانان آتش نشانی آتش ... همیشه گرم نبرد و جدال با آتش نمانده فاصله ای بین مرگ تا آتش گرفته جان به کف و رفته در میان خطر رسیده تا که گرفته است هر کجا آتش نجات جان کسانی که در خطر هستند و سوخته اند به طرزی فجیع با آتش شما که اینهمه جان برکفید و بی باکید معرفی کنم : آتش ...شما .... شما ...آتش سوال کرد معلم که چیست شغل پدر جواب داد که شغل بابای ما؟ آتش چه باغرور وچه زیبا چه پاسخی بشکوه به لطف مرحمت و نعمت خدا آتش مهار آتش و با او مبارزه کردن که گاه می زند آتش به خانه ها آتش چو کنترل نشود دیو خانمان سوزی است چو کنترل بشود گرمی سرا آتش پیمبری که سر دیدن خدا را داشت شنید پاسخ لن را ز انما آتش . علیرضا_اطلاقی در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
محبت ازلی به عشق تو جوانه زد ،درخت شد ،شکوفه داد محبتی که از ازل خدا درون سینه کاشت نیامدی و عالمی در انتظار دیدنت گذاشت سر به روی خاک و سر ز خاک بر نداشت از این جهان که مرگ در کنار زندگی دوید چه بُرد با خود آنکه در دلش غم تو را نداشت!؟ تو لنگر زمین و آسمانی و نمی شود به غیر عشق، نام دیگری به روی تو گذاشت تو صبح روشنی بیا که وعده ی تو را خدا از ابتدا به طاق هفت جلد آسمان نگاشت محمدجواد_منوچهری در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall