📣 پویش شعر شماره ۲📣
موضوع: «وطن »
💫 با واژهها وطن را دوباره شعر کنیم...
در آستانهی ۲۲ بهمن، پویش بزرگ شعر با محوریت واژههای دلانگیز و هویتسازمان آغاز میشود.
واژههایی چون:
وطن، انقلاب، رهبر، همدردی، آزادی، پرچم، سربلندی، ریشه، مردم، اتحاد، امید، فردا...
دعوتیم تا با قلم، احساس و اندیشهمان، ترانهی ملی دلمان را بنویسیم.
هر واژه، جرقهای برای شعر تازه است.
هر شعر، تپش یک قلب ایرانی❤️
🕊️ مهلت ارسال آثار: تا پایان روز ۲۲ بهمن
🎁 جوایز:
- به دو نفر از برگزیدگان لوح تقدیر و هدیه نقدی ۵۰۰ هزار تومانی اهدا خواهد گردید.
- آثار برگزیده در سایت نویسا شبکه نویسندگان منتشر خواهند شد.
📜 شرایط آثار:
شعر باید بر پایه یکی از واژههای بالا باشد
انتخاب قالب شعر آزاد است.
لطفاً آثار خود را به آیدی زیر با #شعر_وطن ارسال نمایید.
@morning_rain_1403
✨ بیایید اینبار «انقلاب واژهها» را رقم بزنیم؛
جایی که قلمها، پرچم قلب ما باشند...
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
سرای شعر
📣 پویش شعر شماره ۲📣 موضوع: «وطن » 💫 با واژهها وطن را دوباره شعر کنیم... در آستانهی ۲۲ بهمن،
سلام عزیزان
به زودی
اشعار پویش داوری خواهد شد و نتیجه خدمتتون اعلام میشه🌼
🇮🇷 به ساحت #امامزمان (عج) و #ایران_عزیز_اسلامی
پرچمی سبز و سفید و سرخ
در اربعین چون ابر باریدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ
در راهپیمایی تو را دیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ
در بهمنی اردیبهشتی شد سهمم شکوفه از هوای تو
از آسمان، رنگینکمان چیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ
چون روسری در باد میرقصید، موهای بازِ مادرم ایران
آزادیام را تازه فهمیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ
چشم جهان از چشم تو روشن، با دشمنان دین بگو که من:
اللهم و بی شیر و خورشیدم، با پرچمی سبز و سفید و سرخ
قربان آن سبزِ غزلخیزت، قربان آن شعر سپید تو
با خونِ شعرم مست ازین عیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ
از درّه بالا آمدم با تو، در دامنه پشتِ ولی بودم
بر قلّهی ایمان و امّیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ
شعر و شعار رهبری حق است، اما دهان عدّهای لق است
یک کارگر در خط تولیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ
#محمد_عابدی
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
جنگ
آسمون روی شهر افتاده
کوچه ها رخت برف تن کردهن
منو هیشکی نمیشناسه
توی کوچه ای که به اسم من کردهن
رد پاهامو برف میگیره
انگاری توی میدون مینم
بعد چن سال خونه رو دارم
با پلاک جدید میبینم
خونه ای که تا آسمون رفته
خونهای که دیگه کلنگی نیست
خونهای که چشامو تر کرده
چش به راه یه مرد جنگی نیست
بعد چن سال جنگ با مردن
بعد چن سال بغض تحمیلی
یه جنازه م ولی نفس دارم
صورتم سرخه اما با سیلی
اون کسی که تموم این چن سال
غم دوریش پشتمو خم کرد
تا منو دید زانوهاش شل شد
گره روسریشو محکم کرد.
روزی که آب ریخت پشت سرم
توی چشماش چشمهی غم بود
توو سرم این سوال میچرخه
که بهم چند ماه محرم بود؟؟
توی لاک خودم فرو میرم
شاید از خواب زندگی پاشم
اما سخته برام تا ته عمر
که واسه دخترم عمو باشم
من یه چشم به خواب محکومم
یه اسیر پلاک گم کرده
من یه سرباز بی پناهم که
باز باید به جنگ برگرده
امید روزبه
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall
جهان آماده ی صبح ظهور است
دلِ دنیا زِ عشقت غرقِ نور است
بیا... پنهان ترین پیدای عالم
بهشتِ بی حضورت سوت و کور است
سادات حسینی_زاده_سایه
#رباعی
#ظهور
در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇
https://eitaa.com/PoetryHall