eitaa logo
سرای شعر
136 دنبال‌کننده
61 عکس
8 ویدیو
9 فایل
اینجا سرای شعر شبکه نویسندگان است. . . . شعرهای خود را برای انتشار در کانال برای ما بفرستید 👇 @morning_rain_1403
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷 به ساحت (عج) و پرچمی سبز و سفید و سرخ در اربعین چون ابر باریدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ در راهپیمایی تو را دیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ در بهمنی اردیبهشتی شد سهمم شکوفه از هوای تو از آسمان، رنگین‌کمان چیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ چون روسری در باد می‌رقصید، موهای بازِ مادرم ایران آزادی‌ام را تازه فهمیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ چشم جهان از چشم تو روشن، با دشمنان دین بگو که من: الله‌م و بی شیر و خورشیدم، با پرچمی سبز و سفید و سرخ قربان آن سبزِ غزل‌خیزت، قربان آن شعر سپید تو با خونِ شعرم مست ازین عیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ از درّه بالا آمدم با تو، در دامنه پشتِ ولی بودم بر قلّه‌ی ایمان و امّیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ شعر و شعار رهبری حق است، اما دهان عدّه‌ای لق است یک کارگر در خط تولیدم با پرچمی سبز و سفید و سرخ در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
جنگ آسمون روی شهر افتاده کوچه ها رخت برف تن کرده‌ن منو هیشکی نمیشناسه توی کوچه ای که به اسم من کرده‌ن رد پاهامو برف میگیره انگاری توی میدون مینم بعد چن سال خونه رو دارم با پلاک جدید میبینم خونه ای که تا آسمون رفته خونه‌ای که دیگه کلنگی نیست خونه‌ای که چشامو تر کرده چش به راه یه مرد جنگی نیست بعد چن سال جنگ با مردن بعد چن سال بغض تحمیلی یه جنازه م ولی نفس دارم صورتم سرخه اما با سیلی اون کسی که تموم این چن سال غم دوریش پشتمو خم کرد تا منو دید زانوهاش شل شد گره روسریشو محکم کرد. روزی که آب ریخت پشت سرم توی چشماش چشمه‌ی غم بود توو سرم این سوال می‌چرخه که بهم چند ماه محرم بود؟؟ توی لاک خودم فرو میرم شاید از خواب زندگی پاشم اما سخته برام تا ته عمر که واسه دخترم عمو باشم من یه چشم به خواب محکومم یه اسیر پلاک گم کرده من یه سرباز بی پناهم که باز باید به جنگ برگرده امید روزبه در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
جهان آماده ی صبح ظهور است دلِ دنیا زِ عشقت غرقِ نور است بیا... پنهان ترین پیدای عالم بهشتِ بی حضورت سوت و کور است سادات‌ حسینی_زاده_سایه در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall
نغمه ظهور پُر از صدای سکوتم، ترانه‌ای سر کن! به نغمه‌های ظهورت، مرا مُسخّر کن!   کنون که کلبه‌ی دل، رفته رو به ویرانی دمی نگاه، به این کلبه‌ی محقر کن!   نشسته گرد کدورت به شیشه‌ی دل‌ها بیا و شیشه‌ی دل‌های‌مان... منوّر کن!   به جز خیال تو در باورم نمی‌گنجد قسم به عشق، خیال مرا، تو باور کن!   نشسته‌ام به تماشای گام آمدنت.. شمیم عشق! بیا کوچه را معطّر کن   به خاک عشق نشستم اگر؛ مرا غم نیست تویی چو خاک مرا هم‌تراز گوهرکن..   گدای گوشه‌‌نشین توام، امیر کرم! تو خود به گوشه‌ی چشمی مرا توانگر کن!   اگرچه بار گنه را به دوش خود دارم به تیر ناز نگاهت، مرا تو کیفر کن!   بتاب بر دل ظلمت نشین منتظران! بیا و فخر به خود نزد ماه و اختر کن   کشیده سر به فلک کاخ ظلم اگر امروز بیا و کن فیکون خانه‌ی ستمگر کن!   خراب شد ز غیاب تو خانه‌ی ایمان بیا عمارت ایمان... بنا سراسر کن!   بیا و (ساقی) من باش و با شراب نگاه خمار دلشده‌ات را ، خراب ساغر کن . سید محمدرضا شمس (ساقی) در سرای شعر جای شعر تو خالیه👇 https://eitaa.com/PoetryHall