eitaa logo
. آقــای‌پــوچ .
550 دنبال‌کننده
356 عکس
951 ویدیو
0 فایل
بـسـم رب عـلـے ☕️🩹؛ همان پوچی مطلق ؛ که یک عمر ادعا کرده ..! ~نوکر رقیه خاتون ³¹⁵ ~ - جهـت ِ ثبـت کردن ِ احـوالات . -- ‌‌[ فوروارد قـشـنـگتره مؤمـنِ خــدا🦦 ]
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تحتِ‌لوایِ‌⁵⁹
آره دیگه ، بدون اطلاع رسانی قطعی برق .. عالیِ نه ؟! 💀🤍
. آقــای‌پــوچ .
طبیعیه که از دل تنگی زیاد بهت یهو دلم میترکه و میزنم زیر گریه ؟ 💔
حسودی 😐 ؟ . چشمام از کل زندگیت قشنگتره 🗿🧃 ..
‌ [ یک عاشقانۀ کوتاه ] گفت همینجا وایسا ، اینجا کجاست ؟ گفتم : جمهوری ، نرسیده به چهارسو جلوی بانک ملی پلاک ٢۴ . گفت : اینجا جمهوری نرسیده به چهارسو جلوی بانک ملی پلاک ٢۴ دوستت دارم ، باشه ؟ هرجا میخواست بگه دوستت دارم آدرس می پرسید ، میگفت این باعث میشه بعدا خدایی نکرده با یکی که گذرت بخوره به این جاها ؛ صدای دوستت دارم منو بلند بلند تو گوشت بشنوی ؛ بعد طرفو ول کنی دوباره بیای سراغ خودم . دیوونه بود . یهو میپرید بغلم ، بغلم که می کرد ببینننننن یه جوری خوب بغل می کرد ، که هنوز جاشو رو تنم حس میکنم . بعد همونجا جلوی مردم سرو صورتمو می بوسید . به قول خودش روم قلمرو تعیین می کرد . میگفت حواست باشه ! کسی دستش ، لبش ، اصن نگاهش بیفته تو قلمروی من مرگش حتمیه ، خب ؟ میگفت من آدم منطقی ام ولی وقتی یکیو دوس دارم ؛ خیلی دوسش دارم خب ؟ این چیزا براش خیلی مهم بود . ! بارون که می گرفت باید کارو کلاسو ول میکردم میرفتم دنبالش ، نه اینکه اون تنها نباشه ها نه . واسه اینکه من تنهایی یا با کس دیگه ای راه رفتنو اونم زیر بارون تجربه نکنم . که بعدا اگه زیر بارون باهاش نبودم ؛ دلم براش تنگ شه یادش بیفتم برم پیشش تجریش ، نیروهوایی ، شهدا ، ولیعصر ، تئاتر شهر ، کافه لمیز ، توپخونه ، سی تیر ! همه جا .. دیگه همه جای تهران بهم گفته بود دوستت دارم . جوری شده بود که از دلتنگیش تنهایی تو خیابونها راه هم نمی تونستم برم . تنهایی انگار یه چیزی کم بود .. سر کلاسهام میبردمش ، سر تمرینهام قرارهای کاریم ، لعنتی همه جا باهام بود . هر روز وابستگیم بهش بیشتر میشد . دیگه نمیتونستم خودمو بدون اون تصور کنم همه زندگیم شده بود ! میفهمید چی میگم ؟ یه شب پیام داد گفت دارم برای همیشه از ایران میرم . خندیدم گفتم خوبی ؟ گفت : نه ! گریه می کرد . گفت : تهران ، فرودگاه امام ، دوستت دارم . باشه ؟ بعد دیگه هیچی نگفت . حالا پنج ساله بارون که میاد هرجای شهر که میرم صدای دوستت دارمتو بلند بلند تو گوشم میشنوم ؛ اما وقتی میخوام بیام پیشت نیستی .
‏من درموردت زیاد با خدا حرف می‌زنم.
‏خوابی که برای بیدار شدن آلارم میذاری اسمش خوابیدن نیست..
I don't change, I just see things differently now. من تغییر نکردم، من فقط الان همه چیزو متفاوت میبینم.