من تورو آرزو کردم ، شمع تولدمو فوت کردم ، قاصدک فوت کردم ، من وقتی سال نو شد ، یا ساعت جفت شد ، یا وقتی ماه کامل میشد آرزوت میکردم ؛ منصفانه نیست که برآورده نشدی .
توی ِقرآن خواندهام , يعقوب يادم داده است ،
دلبرت وقتی کنارت نيست کوری بهتر است !
نامِههايم چشمهايت را اذيت میکند ،
درد ُدل کردن برای ِتو حضوری بهتر است .