به رسم تابستون سالهای اخیر سعی کردم در ژانر ترسناک/ هیجانانگیز یه سریال خوب انتخاب کنم که به "ما همه مردهایم" رسیدم.
با دیدنش بیشتر از همه یاد سریال happiness (شادی یا خوشبختی) میافتادم، ویروس جدیدی شایع میشه که انسانها رو به نوعی زامبی تبدیل میکنه و به سرعت از طریق گازگرفتهشدن منتقل میشه.
تفاوت ما همه مردهایم با اون سریال در وسعت خیلی بیشترش و تفاوتهای جزئی بین بیماریها بود، از اونجایی که شیوع ویروس توی این سریال از یه دبیرستان شروع شد بستر بزرگتری در اختیار فیلمسازها بود تا درگیریها رو در فضاهای متفاوتی نشون بدن، نسبت به خوشبختی که بیماری تقریبا فقط به یک منطقهی مسکونی محدود میشد.
همین درمورد افرادی که در معرض خطر بودن هم صدق میکنه، در خوشبختی همه میتونستن توی خونههاشون پناه بگیرن و سرایت کمتر میشد، اما توی مدرسه علاوه بر تعداد بیشتر آدمها، چون مکان عمومیه جایی به اون شکل برای پنهان شدن نداره.
تفاوت دیگه هم اینه که لحظات حساس در ما همه مردهایم رو بیمارهاش رقم میزدن اما بیشتر اعصابخردیهای سریال هپینس زیر سر آدمبزرگهای سالمی بود که مثلاً میخواستن وضع رو مدیریت کنن.
بنابراین میشه گفت وضعیتی که در خوشبختی پیش اومد یک بحران قابل مدیریت بود اما اونچه در ما همه مردهایم اتفاق افتاد یک فاجعهی غیرقابل کنترل رو رقم زد.
من بهطور کلی هردو سریال رو دوست داشتم، تماشای اینکه آدمها در یک فضای تخیلی برای بقاشون چطور تلاش میکنن و چه روابطی برقرار میکنن جالبه؛ اگر فوبیای 'خون، زخم یا جراحت' ندارین و روحیهتون حساس نیست میتونین تماشا کنین.
#All_of_us_are_dead
#Happiness