یه سریال چندفصلی با ژانر دراما شروع کردم (البته تا بیام و بنویسم یه فصل رو دیدم) و باورم نمیشه چقدر سلیقهمه، خیلی دوستش داشتم تا اینجا؛ هرقسمت یه چیزی برای لبخند، احساساتی شدن و یادگرفتن داره. فرازوفرودها و گرماوسرمایی که در روابطشون اتفاق میافته خود زندگیه و خانواده حرف اول رو میزنه. همهی بازیگرها با ظرافت و دقت انتخاب شدن و مناسبترین انتخاب برای نقششون هستن. روایت از زندگی یک زوج شروع میشه و تا بچهها و نوههاشون رو به مرور دربر میگیره، اونهم نه بهصورت خطی بلکه گذشته و حال همزمان جلو میرن. غم و شادی لحظاتش دل رو نمیزنن و بهاندازه با ریتم سریال هماهنگن. دلخواه و همراهکننده.
#This_Is_Us
کل اسکرینشاتهام از سه فصل اول #This_Is_Us رو مرتب کردم و به یه تعداد دیالوگ رسیدم؛ شاید به اندازهی کافی عمق و زیبایی سریال رو نرسونن ولی از هیچی بهتره، میفرستم که اینجا باشن
"پِیوَست"
این بار با دیدن قسمتی که زانوی کوین پیرسون آسیب دید و کل زندگیش رو تحتتأثیر قرار داد منم دقیقاً در
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیدونین چهقدر خوشحالم که کوین از این وضعیت ناراحتکنندهای که داشت بالاخره بهجایی رسید که خوشحال و خوشبخته. میتونم قسمت ۱۴ فصل ۶ رو بارها و بارها ببینم.
#this_is_us
عنوان انگلیسیش من رو یاد این دیالوگ کلیدی "this is us" مینداخت: «اگه زندگی بهت لیمو داد، باهاش یه چیزی شبیه لیموناد درست کن» که به مدارا با ناخوشیها اشاره داره و میخواد بگه تلاش کن لیموترش رو تاجایی که میشه برای خودت قابل تحمل و حتی دلخواه کنی، زحمت داره ولی وقتی میدونی قراره به شیرینی منجر بشه تمام لحظات و کوششهات رو ارزشمند میکنه.
توی این سریال هم زندگی یه عالمه نارنگی ریز و درشت توی مسیرشون مینداخت که پوست کلفت و تلخی داشتن اما کباب کردنشون باعث میشد خاصیت پوست به خرد میوه بره، شاید همونطور هم گرمای سختیهایی که کشیدن عاقل و بالغترشون کرد و پوستشون رو کلفتتر کرد. :>
#this_is_us
#when_life_gives_you_tangerines