معین4_5796450127098945316.mp3
زمان:
حجم:
12.8M
میشه این آهنگ رو شنید و اشک نریخت ؟!
آدم فکر میکنه دیگه احساساتش نمیمیرن چون خیلی وقته مردن، ولی میبینه بازم داره گریه میکنه.
اتاق ِ۴۷۰ .غبارِ غُصه.mp3
زمان:
حجم:
3.1M
چنان بر روی صورت ریختی موی پریشان را ،
که گویی ماه را یک هالهی مبهم بغل کرده .
دیگه با اهنگ غمگین هم گریم نمیگیره
اهنگ شاد که پلی بشه اشکام مثل چی میریزه..
عجب دنیاییه
شب گریه میکنی، پتوت را بغل میکنی، میگذرد.
صبح میشود،
میروی مدرسه، انگار نه انگار دیشب از شدت گریه خوابت نبرده.
میروی نشون میدهی شادی ولی بغض تو گلوته.
اما هیچکس نمیداند زیر لبخندِ اجباریات،
چه طوفانی برپاست.
درسها تکرار میشوند، زنگها به صدا درمیآیند،
و تو میان انبوهی از آدمها،
تنها به دنبال سایهای از خودت میگردی
که شب پیش، زیر پتو جا گذاشتی.
ساعتها روی نیمکت مینشینی، مداد در دستت میلرزد،
کلماتِ روی دفتر، غریبهاند و بیمعنی.
آنچه واقعاً میخواهی بنویسی، جوهر ندارد؛
فریادی است که راه گلو را بسته است.
و هر بار که معلم میپرسد: "حالت خوب است؟"،
پاسخ تو فقط یک سایه تکانخورده از سر است؛
تا مبادا اگر لب باز کنی،
این دیوارِ نازکِ شادی فرو بریزد و همه چیز آشکار شود.
وقتی دلتنگم به تو میاندیشم
یاد تو مربعیست محو و لرزان
در زمینهی خاکستری روشن
در این مربعها
من با بهم زدن پلکهایم
گذشته را نقاشی میکنم
بین من و تو غبار و دیوار است
به سحر این مربعها
من از دیوار میگذرم
در رسیدن به تو
تنها راه گذشتن است.
.