قلمدرد| مهدی پورمحمدی
رفتم توی مغازه شیشهبری که کنار همان نجاری بود. سه سال راهنمایی هم گذشت. هم من برای خودم اوستا شدم،
- "عمو؟! چرا خاله عذرا نگذاشت..."
- سایه جان... میدانی خاطره یعنی چی؟!"
- "بله که میدانم! خاطره یعنی دختر شما که الان تهران درس میخواند تا خانم دکتر شود..."
- "نه سایه جان... نه عزیزم. خب... بگذار با "روزمره" شروع کنم."
اتفاقاتی که هر روز میافتند، اتفاقات روزمره هستند... عادی هستند. چیز جالبی ندارند. مثلا غذا خوردن، لباس پوشیدن، مهمانی رفتن... آه. مهمانی... میگفتم عموجان. فهمیدی روزمره یعنی چی؟! هر چیزی که روزمره نباشد خاطره است. بعضی روزمرهها هم خاطره میشوند اما. مثلا اولین غذای زن و شوهری، اولین لباس یک زندگی یعنی همان لباس عروس، و... آها. بعضی مهمانیها... مثل آخرین مهمانی که پدرت رفت و از آنجا رفت مهمانی خدا...
خب... بگذریم سایه جان. برویم سراغ سوال تو... چی بود؟! اها... اینکه چرا خاله عذرا نگذاشت حرف بزنم... خب... خاطره و روزمره را که فهمیدی؟! خاطرهها میتوانند خوب یا بد باشند... در واقع هر روزمرهی قشنگ مثل یک مهمانی خوب، خاطره، و هر روزمرهی بد یک خاطرهی بد میشود...
یک هفته بیشتر از ازدواج ما چهار نفر نگذشته بود که... خب... خاله مریم به خاطر تصادفی که قبل از ازدواج با پدرت کرده بود، حس بویاییاش ضعیف...
- "حس بویایی چیه عمو؟!"
- "حس بویایی یعنی حسی که توی دماغمان است و باهاش بوها را میشنویم... مثلا بوی کُندرهایی که توی مهمانی، جلوی مهمان دود میکنند..."
- "عمو؟! مگر بوها شنیدنی هستند؟!"
- "عام... این یک اصطلاح است عمو جان..."
- "اصطلاح دیگر چ..."
- هیچی عموجان... بگذریم"
میگفتم. خاله مریم هیچ بویی را حس نمیکرد... یک روز که توی خانهشان، خانهای که یک هفته از زندگیاش نگذشته بود، شیر گاز باز ماند و... پدرت توی خانه نبود.
#مهمانی📕
#قسمت5
#مهدینار🖋♣️
@ezdehameeshgh
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
- "عمو؟! چرا خاله عذرا نگذاشت..." - سایه جان... میدانی خاطره یعنی چی؟!" - "بله که میدانم! خاطره یع
- السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْواحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنائِكَ.🥀
داستان کوتاه مهمانی؛ قسمت پنجم.
منتظر نظرات شما هستم.🙂
https://harfeto.timefriend.net/16780711849836
قلمدرد| مهدی پورمحمدی
- السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْواحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنائِكَ.🥀 داستان کوتاه مهمانی؛ قسمت پ
واقعا چرا هیچ نظری نیست؟! واقعا داستان رو نمیخونید؟! چرا با روح فرقی ندارید؟!
باشه!
هدایت شده از کنجِ دنجِ کافه ایران🇮🇷🏴
زهرا حرم نداشت توهم بی حرم شدی
از کودکی همیشه هوادار مادری. . . !
هدایت شده از کافه شعر و سمـــــــــــاع
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست🖤
تو کیستی که در غم از دست دادنت
مردان ما شبیه زنان گریه میکنند ...
#محرم
@shearosama
هدایت شده از •⇝t.h
زندگی پانتومیم است، حرف دلت را به زبان بیاوری؛ باختی...
درونریزی هم فایدهای ندارد! خودت را نابود میکنی.
بنابراین فقط توانایی نوشتن داری... بنویس!
نوشتن و خطخطی کردن روی کاغذهای باطله بهتر از خطخطی کردن کاغذهای سفید زندگیات است.
#t_h
┄┄❅⌛❅┄┄┄
〇➣@ketabehalekhoob