eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
599 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
312 ویدیو
6 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
- "بخوریم عمو..." بیا بغلم سایه خانم... عزیز دلم. راستی سایه... خانه‌ی ما اسباب بازی هم دارد ها؟! بر
- "عمو؟! پدرم هنوز پنج‌شنبه‌ها می‌رفت مهمانی؟!" - "آره سایه جان... هنوز می‌رفت." هر پنج شنبه... از ازدواج مادر و پدرت که چند ماه گذشت، مادرت حالش بد شد... - "چرا عمو؟! تقصیر پدرم بود؟!" خخخ... آه سایه جان... چقدر تو من را می‌خندانی... آره سایه جان... اما نه... این حال بد با آن حل بد که تو فکر می‌کنی فرق دارد. مادرت داشت یک نی‌نی خوشگل به دنیا می‌آورد... - "کی؟!" - "یک دختر خانوم ناز و خوشگل به اسم سایه خانوم.‌.." تو که به دنیا آمدی پدرت حالش خوب خوب شد... دیگر ناراحت نبود... کارگاه‌اش را دوباره باز کرد. به غیر از پنج‌شنبه‌ها بقیه روزها هم مهمانی می‌رفت. یا خانه‌تان پر می‌شد از مهمان.‌.. مخصوصا به خاطر تو... بچه‌ها هر روزشان خاطره است. روزی که به دنیا آمدی... تا ده روز بعدش خانه‌تان از مهمان خالی نمی‌شد. اولین دندانی که درآوردی. اولین باری که راه رفتی. اولین مویی که کوتاه کردی... همه‌ی این‌ها مهمانی و جشن داشت. همه‌ش خاطره شد... اول مادرت و بعدش تو که آمدی، پدرت هم حالش خوب خوب شد... دیگر ساکت نبود. پیش من و خاله عذرا بیشتر می‌آمد. مادرت... مادرت را بگویم! با خاله عذرا خیلی صمیمی شد... یادت می‌آید هر شب شام پیش هم بودیم؟! "- اوم..." اما پنج‌شنبه‌ها باز هم می‌رفت مهمانی‌های خودش. هر جایی از شهر که می‌شد... هر جا که‌ می‌گفتند برود. پدرت هم می‌رفت... - "عمو؟!" - "جانم سایه جان..." - "کارگاه نجاری پدرم کجاست؟!" کارگاه نجاری پدرت... چند وقت بعد از به دنیا آمدن تو، ورشکست شد... - "یعنی چی؟!" ورشکست شد یعنی... از بین رفت. دیگر کسی از پدرت چیزی نمی‌خرید... خب... دیگر کسی میز و صندلی سفارش نمی‌داد. می‌رفت فروشگاه لوازم خانگی و می‌خرید... به خاطر همین من و پدرت باز شروع کردیم به ساختن هر چیزی که چوب و شیشه را با هم داشته باشد. مثل قاب عکس و ساعت و لوازم دکوری و... وسایل رومیزی و... هر چیزی. اما این یکی هم خیلی دوام نیاورد! 📕 🖋♣️ @ezdehameeshgh
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
- "عمو؟! پدرم هنوز پنج‌شنبه‌ها می‌رفت مهمانی؟!" - "آره سایه جان... هنوز می‌رفت." هر پنج شنبه... از ا
- السَّلامُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْواحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنائِكَ.🥀 داستان کوتاه مهمانی؛‌ قسمت هشتم. منتظر نظرات شما هستم.🙂 https://harfeto.timefriend.net/16780711849836
هدایت شده از کنجِ دنجِ کافه ایران🇮🇷🏴
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محله ی ماهم به من و تو رسید!!! نخود مغز عزیزی ساعت ۸ شب از هیات ما فیلم گرفته و میگه هیچکس نیست برای امام حسین عزاداری کنه و اینا جو میدن... عرضم به طولش که باید نیم ساعت بعدشو میدید تا پاره شه... از این رو همه هیات ها امشب قراره جمع بشن جلوی همین ساختمون و دهن امثال ایشون رو مورد عنایت قرار بدن:)))
هدایت شده از کنجِ دنجِ کافه ایران🇮🇷🏴
خودتون تفاوت اون فیلم و این فیلم و احساس کنید😌😊
هدایت شده از کنجِ دنجِ کافه ایران🇮🇷🏴
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از کنجِ دنجِ کافه ایران🇮🇷🏴
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از کنجِ دنجِ کافه ایران🇮🇷🏴
⤸ خیلی عمیقه این جمله : )♥️'🎧 ⤹
رحمت الله به عشاق ابی عبدالله ♥️ هیئت الزهرا دانشگاه صنعتی شریف صحنه هایی که نمیخوان از همچین دانشگاه هایی ببینید @shearosama
☁️🌱 چشمانَت به‌‌گاهِ خاموشی و هوای بارانی، تَفسیری نمی‌طَلبَم زیرا که قتلِ عِشق را جُز به تفسیر نیست -نزار قبانی -
هدایت شده از گوژپشت نتردام
ای ‌وای بر اسیری که از یاد رفته باشد در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد...
هدایت شده از فرصت زندگی
🔴📣🔴📣🔴📣🔴 عزاداران حسینی! "هیهات منا الذله" امام حسین علیه السلام رو می‌شنوید؟ این بار مذهبی صورتی‌ها مسئولیت دمیدن به آتیش جدایی دین از سیاست رو به عهده گرفتن. چه عمدی چه به خاطر بی‌بصیرتی؛ بیاین به امام حسین علیه السلام قول بدیم دیگه نذاریم قصه امام عصر عج‌الله به سر برسه. نذر خوابیدن فتنه های دین‌دارنما می‌گیریم. سهم شما: هر چقدر که دلتون قرص بشه کار امام عصرمون به "هل من ناصر ینصرنی" نمی‌کشه.