قلمدرد| مهدی پورمحمدی
از ظهر که خواندهاماش خورهی ذهنم بود که معرفیاش کنم. قبل از خواندن این معرفی، یک فاتحه برای حاج قاسم سلیمانی بفرستید. هرچند اگر الان نفرستید، بعدش میخوانید و میفرستید... با احساس شرمندگی. معمولا به کتابهایی با حجم کم، از آنجایی که رمان نیستند، به چشم کتابهایی نگاه میکنم که خیلی برایم ارزشی ندارند.(بهترین کتابهایم رماناند)🙂
کتابی داشتم در حدود ۸۰ صفحه که کتاب هم نبود. یک دفترچه بود. نیمه سوخته اما بسیار باارزش. "دفترچه نیمه سوخته یک تکفیری" بر اساس واقعیت، البته به قلم نویسندهی عزیز، آقای محمدرضا حدادپور جهرمی...🥸
چند هفته پیش چند صفحه اولش را خوانده بودم و حتی جذب هم شده بودم؛ اما گذاشتمش کنار، متاسفانه.
کتاب سه بخش دارد؛ بخش اول که از دفترچه یک داعشی استخراج شده و در مورد خاطرات یک داعشی است.
در یک صفحه از دفترچه نوشته است:
"کلاس عملیات خیلی سخته.
فکر نکنم به این زودی بتونم سر کسی رو ببرم. اما خیلی به خودشون مطمئنن. اونقدر که توقع دارند بعد سه ماه یا با کمربند انفجاری تردد کنم یا بتونم به پلیس شریعت ملحق بشم و سر و دست مردم رو قطع کنم."
در بخش اول اطلاعات زیادی در مورد داعش داده میشود. بخش دوم، چت توییتوار پسری ۱۲ ساله به نام حمد و دختری ۱۵ ساله به نام وفا را نمایش میدهد. پسر ۱۲ سالهاي که در یکی از اردوگاههای داعشی در حال آموزشش دادن است. دختر و پسر عاشق هم هستند، و پسر ۱۲ ساله قصد جذب وفا را به اردوگاه دارد. حمد از تجاوزش به عفت میگوید! دختر بچهای که از بازار خریده. به عنوان پاداش از سران داعشی، تا نیاز جسمیاش را رفع کند. عفتِ برده که از اسرا بوده. نیاز جسمی و یک پسر ۱۲ ساله. به حمد هم چند باری تجاوز شده؛ توسط مردان داعشی!
از نقاط طلایی کتاب میشود به شناساندن عقاید باطل داعش به مخاطبین گفت. مثلا اینکه داعشیها باور دارند زن و بچه و مال و اموال شيعيان متعلق است به مردان داعشی. پسر بچههای پنج ساله برای عیش و نوش مردانی که طبق سنت حضرت رسول، ریششان باید حتما از یک مشت بیشتر باشد!😏
هر شب تجاوز به یک دختر بچه، سخت ترین آموزشها برای تربیت یک قاتل، کشتارهای دم صبح برای ظهر با پیامبر طعام خوردن، و حتی تجاوز مخفیانه به پسر ۱۲ سالهای که خودش داعشی محسوب میشود! عضوی از "الدوله السلامیه!"
اینها اتفاقاتیست که در همسادگیمان افتاد، در سوریه و عراق و... اما سيد الشهدای مقاومت، شهید سلیمانی عزیز، و شهدای مدافع حرم اجازه ندادند به ایران کشیده شود. به هدف اصلیش. بعد یک عده فریب خوردهی غربزده میگویند حاج قاسم، سردار دلها نبود؛ سردار دلارها بود! و از این دست خزعبلات...
خواندن این کتاب را به همه توصیه میکنم. و خوشحالم با خواندنش یک ایده برای داستان کوتاه هم به ذهنم رسید و به محض نوشتن منتشرش میکنم تا دِین نسبت به این عرصه را ادا کنم.👌
و من الله توفيق...
#مهدینار🖋♣️
#معرفی_کتاب
#دفترچه_نیمه_سوخته_یک_تکفیری
@ezdehameeshgh
هدایت شده از - سُـــودا
- صبا زمانی:
[مثل یک معجزهای، علت ایمان منی
همه هان و بله هستند، شما جان منی!]
هدایت شده از مجنونِواژهها
ما به دنیا اومدیم تا قیمت پیدا کنیم
نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم ....🙃
-یڬ قآچڪتابـــــ-📚
توقع موندن از کسی ندارم... از هیچ کدومتون.
شما هم توقع این رو نداشته باشید که بتونم خوب و مستمر فعالیت کنم.
با حال روحیای که دارم، "بودن" غیر ممکنه...
کرکره رو کامل پایین نمیکشم. اما تا نصفه میکشم پایین.
در حد توان مینویسم و فعالیت میکنم... بدون اینکه قول بدم.