eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
591 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
320 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
سلام؛ ای که فریادهاش بوی غزل می‌داد... #مهدینار🖋♣️ #مبعث @ezdehameeshgh
سلام ای که برق چشم‌هات فقط، غزل‌تر از هر چه دیوان خواجوی کرمانی و حافظ است... 🖋♣️ @ezdehameeshgh
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
سلام! ای که آیات از بستر نگاه تو جاری‌اند. #مهدینار🖋♣️ #مبعث @ezdehameeshgh
سلام ای نگاری که به مکتب نرفت و خط ننوشت؛ ولی نگارین کرد دو جهان را به نور ایمان‌. 🖋♣️ @ezdehameeshgh
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
سلام ای که تمام کتاب‌های جهان، عاجز‌اند از وصفت... #مهدینار🖋♣️ #مبعث @ezdehameeshgh
سلام ای که در کنار پیشانی‌ت، هر ستاره‌ای، نور کم می‌آورد برای نشان دادن... و خورشید هم! 🖋♣️ @ezdehameeshgh
عیدتون مبارک...🌱
یه تکنیک تبلیغاتی جالب رو کشف کردم.😂♥️ طرف ساعت چهار و نیم صبح تبلیغ می‌نویسه و می‌گه: اثرات بیداری در صبح. حالا اثراتش چیزاییه که همه دوست دارن داشته باشن: رزق و خوشگلی و محبوبیت و... قاعدتا وقتی سر صبح اینطوری تبلیغ می‌نویسی، اونی که بیداره و تبلیغ رو می‌بینه و در واقع از مصادیق اون تبلیغ هست، فکر می‌کنه این اثرات بیداری برای اونم هست و چون این اثرات چیزای جالبی‌ان، وارد کانال می‌شه...
حسین به سوی کعبه می‌رود...🥀
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام فرمانده‌۳ تو راهه.🙂🌱 برید وسایل کفن و دفن منو آماده کنید، قراره موقع شنیدنش جان به جان آفرین تسلیم کنم :// 🖋♣️ @ezdehameeshgh
نمی‌دانم زمان ثانیه‌شمار را جلو می‌برد یا ثانیه‌شمارها زمان‌ را. اگر ساعت باطری نداشته باشد، زمان متوقف نمی‌شود؛ اما ثانیه‌ها چرا. پس زمان، دائم الجاری‌ست. دقیقا هر دو ثانیه‌ای که می‌گذرد، یک قطره‌ی آب از شیر چکیده می‌شود و می‌افتد روی دریای کوچک توی بشقاب چرب و چیلی ماکارونی. و ذرات کوچک روغن نارنجی رنگ روی طنین دایره‌ شکلی که بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود تا به لبه‌ی بشقاب بپیوندد، بالا و پایین می‌شوند. می‌روم تا شیر را ببندم، که قیس قیس می‌کند. بعد متوجه می‌شوم اصلا بشقابی در کار نبوده و قطرات آب توی کاسه می‌ریختند. صدای خنده‌ام بی‌اختیار توی آشپزخانه می‌پیچد که افسارش را می‌گیرم و رامش می‌کنم تا نتازد توی هال و اتاق‌ها و بپیچید توی گوش مسلمین و مسلمات. معلوم نیست کسی شیر آب گرم را باز می‌‌کند یا آبگرم کن خودش روشن می‌شود؛ اما صدای تق‌ی می‌دهد و بعد هر کدام از سوراخ‌های شعله‌پخش کن گر می‌گیرند؛ یکی پس از دیگری، آتش‌شان را به سوراخ بغلی می‌دهند و مثل دومینو، همه روشن می‌شوند. 🖋♣️ @ezdehameeshgh