eitaa logo
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
590 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
320 ویدیو
9 فایل
﷽ قلم‌درد گرفته‌ام؛ گاهی از سفیدی کاغذ‌ها و گاهی از کثرت واژه‌های بعد تو... در اینجا، خوانای نویسنده‌ای باشید که هر روز و هر شب از شدت قلم‌درد، در آغوش واژه‌ها جان می‌دهد...✒🌱 و من: MAHDINAR_PM@
مشاهده در ایتا
دانلود
باورت شاید نه، شاید اما بشود... که نگاهی کرد شب، بر مویت و سیه شد زان پس... و سیه شد زان پس! ✒️♣️ @ezdehameeshgh
"او" می‌آید. با ذوالفقار. در حالی که تحت الحنک عمامه‌اش در باد می‌رقصد؛ به کعبه تکیه‌... کعبه به "او‌" تکیه می‌دهد. صبر می‌کند. سيصد و سیزده مرد، کم کم می‌آیند. وقتی آمدند همگی با هم می‌روند سوی کوفه. مسلم خیلی وقت است که آمده است. جلوشان را کسی نمی‌گیرد. منع آب نمی‌شوند. هیچ سری بالای نیزه قرار نیست برود. اسیری به شام فرستاده نمی‌شود؛ عمامه‌ای نمی‌سوزد روی سر مردی که اسیر باشد و دست‌هاش، بسته. در کوفه حکومتی تشکیل می‌شود بیا و ببین. تمام آنچه که خلق شده در شعاع این حکومت قرار می‌گیرد. می‌شود آنچه باید بشود. به زودی در سراسر صحنه‌ی گینی‌. و تو کجایی؟! چه می‌کنی؟! در این‌ صحنه چه نقشی داری؟! چه می‌خوری، چه می‌گویی؟! امام با تو چگونه است؟! 🖋♣️ @ezdehameeshgh
قلم‌درد| مهدی پورمحمدی
خانوم مهدوی برامون فرستادن.🙂🌱
به "او" بگویید از قبیله‌ی سلمان یک نفر حاضر است سپر بشود؛ برای تنش... 🖋♣️ @ezdehameeshgh
انارها، ترکه‌هایی دارند سبز و ترد. ترکه‌هاشان برای حسین گریه می‌کنند. با مهدی سبز و سبزتر می‌شوند. به بار که نشستند، میوه که دادند، انار ها که ترکیدند، دانه‌هاشان که از شیرینی یقه پاره کردند، خون سرخشان می‌پاشد روی مغز‌ها؛ روی ذهن‌ها. خون که به ذهن‌ها رسید، فهم می‌شود میوه‌شان. میوه‌ی نهایی می‌شود ظهور. ، میوه‌ی فهم است... ✒️♣️ @ezdehameeshgh
زمین همیشه فرعونی توی آستین‌هاش دارد. دعا کن نیل همیشه آبستن موسی باشد؛ و موسی ما هزار و صد و اندی سال منتظرمان مانده است... 🖋♣️ @ezdehameeshgh
مهدی هم منتظَر است هم منتظِر؛ در حالی که باید تنها منتظَر باشد. ما منتظَرِ اوییم؛ در حالی که باید تنها منتظِر باشیم... 🖋♣️ @ezdehameeshgh